|
سپیدار خبر |
||
|
مشرق گزارش میدهد؛ نسلکشی سیاهپوستان آمریکا به دست دولت این کشور این بار شکل تازهای به خود گرفته است و از طریق واکسنی انجام میشود که کودکان سیاهپوست زیر 3 سال را در معرض ابتلا به اختلال عصبی اوتیسم در آینده قرار میدهد. گروه بینالملل لوکسترین ها- از مشرق نسلکشی سیاهپوستان در آمریکا به دست دولت این کشور به همان اندازهای واقعیت دارد که شاید باورکردنش دشوار باشد. سال 2004 گزارشی توسط "مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها"در آمریکا درباره واکسن "امامآر" منتشر شد که به عمد بخشهایی از آن از قلم افتاده بود: استعمال این واکسن برای نوزادان و کودکان سیاهپوست زیر 36 ماه، میتواند منجر به افزایش احتمال ابتلای این کودکان به اختلال عصبی اوتیسم شود. در ادامه علاوه بر توصیف ماجرا، درباره واکسن امامآر و اختلال عصبی اوتیسم نیز بیشتر توضیح داده شده است.
![]()
"ویلیام تامپسون" یکی از متخصصین مؤسسه "مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها"ی آمریکاست که مدتی پیش دست به افشاگری علیه این مؤسسه زد. وی در بیانیهای که به طور رسمی منتشر کرد مینویسد: من "ویلیام تامپسون" از سال 1998 در پست محقق ارشد "مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها"ی آمریکا مشغول به فعالیت هستم. باید از این که من و سایر نویسندگان، دادههای مهم آماری را از مقاله منتشره در سال 2004 ژورنال "پزشکی کودکان" حذف کردیم، ابراز تاسف و پشیمانی نمایم. این دادهها نشان میداد که اطفال مذکر سیاهپوست آمریکایی که واکسن امامآر (سرخک، اوریون، سرخجه) را دریافت میکنند، تا پیش از 36 ماهگی (سهسالگی) در معرض خطر ابتلا به اختلال عصبی "اوتیسم" قرار دارند. پس از گردآوری دادهها، تصمیمات درخصوص گزارش بخشهایی از یافتهها اتخاذ شد و بنده معتقدم طبق پروتکل نهایی این تحقیق پیش نرفتیم.
برای اینکه شکوشبههای پیش نیاید از همین ابتدا میگویم که واکسنها از همان آغاز استفاده تاکنون جان عده بیشماری را نجات دادهاند و بههیچوجه نمیخواهم این اظهارات، مانع از این شود که والدین از هر نژاد و قومی، فرزند خود را از دریافت واکسن محروم کنند. واکسنها از ابتلا به بیمارهای خطرناکی جلوگیری میکنند. ازاینرو، ریسک تجویز آنها در مقابل منافعی که برای فرد و جامعه به همراه میآورد، ناچیز است.
بحث من روی تصمیم بر حذف یافتههای یک تحقیق خاص روی یک زیرگروه خاص و با یک واکسن خاص است. همه میدانند که واکسن خطراتی به دنبال دارد و این وظیفه مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهاست که به شیوهای صحیح خطرات مربوطه را به اطلاع مردم برساند. در 10 ماهه اخیر، با دکتر "برایان هوکر" درخصوص مطالعات این مرکز روی واکسنها و پیامدهایی که بر گذرگاههای عصبی بهویژه ظهور اوتیسم دارند، به بحث نشستیم. من نیز با ایشان همنظرم که تصمیمگیریهای مرکز کنترل و پیشگیری بایستی شفاف باشد. بااینحال، نمیدانستم که صحبتهایمان را ضبط میکند و مرا نیز در جریان نگذاشتند که اسم یا صدایم میخواهد در اینترنت یا رسانهها پخش شود. از خیل ایمیلهای دلگرمکنندهای که طی چند روز گذشته به دستم رسیده کمال تشکر و قدردانی را دارم. با این حال، در این شرایط دیگر پاسخگوی سؤالات بیشتر نیستم. در حال حاضر، اطلاعاتم را در اختیار "ویلیام پوزی" نماینده کنگره قرار میدهم و صدالبته با کنگره همکاری مینمایم. ازطرفی، پیشنهاد دادهام که در تحلیل دوباره یافتهها یا صورت دادن مطالعات بیشتر در این زمینه، مشارکت داشته باشم. اما در وضعیت کنونی روی کار و خانوادهام تمرکز کردهام.
دانشمندان ممکن است برداشتهای متفاوتی از یک دسته اطلاعات واحد داشته باشند. من هر چه در توانم باشد میگذارم تا به هر دانشمند بیطرف و واقعبین در درون یا بیرون مرکز در تحلیل دادههای جمعآوریشده توسط این مرکز یا دیگر سازمانهای عمومی کمک کنم. این همه به منظور درک تاثیر واکسنها روی ابتلا به اوتیسم است. هنوز شمار پرسشها از پاسخها بیشتر است؛ ضمناً میفهمم که چرا خانوادههای بسیاری به دنبال پاسخ گرفتن از جامعه علمی هستند.
از زمانیکه این مسئله علنی شده، همکاران و ناظران در مرکز کنترل و پیشگیری، کاملاً حرفهای عمل کردهاند. درواقع، پس از بیرون آمدن نتایج این تحقیقات، جایزهای برای حسن عملکرد دریافت کردم. هیچکس به بنده فشار وارد نکرد یا مورد انتقامجویی قرار نگرفتم و نیز آنطورکه بعضیها میگویند از ساختمان به بیرون اسکورت و همراهی نشدم.
صدور این بیانیه توسط دکتر تامپسون در واکنش به خبری بود که حدود یک ماه پیش در خبرگزاریهای مختلف منتشر شد: "یکی از محققان ارشد مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا در کمک به دکتر "برایان هوکر" عضو مؤسسه اوتیسم نقش کلیدی ایفا کرد. این دو از دستکاری این مرکز در اطلاعاتی پرده برداشتند که وقوع بالاتر اوتیسم را در کودکان پسر سیاهپوست آمریکایی نشان میداد." این افشاگر همان ویلیام تامپسون بود و دکتر هوکر وی را زمانی یافت که تامپسون درخصوص تسلیم دادههای اصلی پژوهش دیاستفانو و دیگران روی واکسن امامآر و اوتیسم، درخواست کرده بود قانون فدرالى تصویب شود كه به شهروندان عادى اجازه دهد به اطلاعاتى مربوط به این پرونده دسترسی داشته باشند.
طبق یافتههای پژوهش دکتر هوکر که در تاریخ 8 آگوست در ژورنال علمی "انحطاط انتقالی عصبی" انتشار یافت، پسران سیاهپوست آمریکایی که پیش از 36 ماهگی نخستین واکسن امامآر را دریافت کردهاند، 3.4 برابر بیشتر در معرض ابتلا به اوتیسم پس از 36 ماهگی قرار دارند.
بنا به گفتههای دکتر هوکر، افشاگر مرکز کنترل و پیشگیری که خواست نامش فاش نشود (دکتر تامپسون) شواهدی در اختیار وی قرار داد که نشان میدادند محققان این مرکز آگاهانه رابطه قابلتوجه آماری بین سن دریافت نخستین واکسن امامآر و وقوع اوتیسم در پسران سیاهپوست آمریکایی را مخفی کردهاند.
مدارکی که در اختیار کنگره و علیه مرکز کنترل و پیشگیری وجود دارد و نیز صحبتهایی که هوکر با تامپسون داشته، نشان از دستکاریهای گسترده در دادههای علمی و فشار مقامات بر دانشمندان این مرکز جهت توافق با اجرای سیاستهای دولت در و نادیده گرفتن ایمنی تجویز واکسن دارد.
بنا به گزارش شبکه خبری "سیبیاس"، نتایج تحقیق اصلی نخستینبار در ژورنال پزشکی کودکان انتشار یافت که از جانب سازنده واکسن، تبلیغات، و هدایای مختلف تامین مالی میشود. مرکز کنترل و پیشگیری و دیگر سازمانهای بهداشت عمومی بهطور گسترده از تحقیق دیاستفانو سوء استفاده کرده تا روی هر گونه ارتباط بین واکسنها و اوتیسم سرپوش بگذارند. اوتیسم یا "درخودماندگی" اختلالی عصبی است که میزان ابتلا به آن اخیراً سیر صعودی داشته است. فردی که دچار این اختلال باشد، شدیداً متوهم است و گاهاً قادر به درک دنیای مادی اطراف خود نیست. مبتلایان به اوتیسم در ارتباط با افراد دیگر در جامعه نیز به مشکلات بسیار پیچیده و حادی دچار میشوند. دکتر هوکر میگوید: "مرکز از رابطه بین سن دریافت نخستین واکسن امامآر و وقوع اوتیسم در پسران سیاهپوست آمریکایی در همان سال 2003 آگاهی داشت، اما تصمیم گرفت که آنرا کتمان نماید."
دکتر تامپسون نیز بر این گفتهها صحه گذاشته است: "10 سال تحقیق به خاطر حساسیت مرکز کنترل و پیشگیری روی اوتیسم و موضوعات مربوطه به هدر رفت. آنها آن کاری را که باید، انجام نمیدهند، چراکه از نتیجه کار، هراس دارند."
در این بمب خبری که میتواند بزرگترین خبر سال باشد، دستکم بزرگترین خبری که رسانههای اصلی آمریکا نمیخواهند آنرا پوشش دهند، همه پیامدهای اقدام دکتر ویلیام تامپسون هنوز خود را نشان نداده است. اگرچه به احتمال فراوان، سرزنشها و مجازاتهای قضایی شامل حال کسانی خواهد شد که در این اقدام مخفیکارانه دست داشتهاند، اما در این میان باید قدردان یک مرد دیگر هم باشیم که رسانهها به او یک عذرخواهی بزرگ بدهکارند: دکتر "اندرو ویکفیلد".
دکتر ویکفیلد جراح شناختهشده جهانی در بیماریهای گوارشی است. وی متهم به فریبکاری و جعل تحقیقاتی شده بود که رابطه میان واکسن امامآر و بیماریهای رودهای را نشان میدهد که در کودکان مبتلا به اوتیسم به چشم میخورد. ویکفیلد از پزشکان ضد واکسن نیست، بلکه صرفاً به "ایمنی" واکسنها اهمیت میدهد و تحقیقاتش در این زمینه خودش و دیگر محققان را به سمتی هدایت کرد که از وجود مشکل در واکسن سرخک، اوریون، سرخجه (امامآر) خبر میداد. وی به بیمارانش توصیه نکرد که دست از واکسیناسیون بردارند، درعوض از آنها خواست که برای این بیماریها به جای تزریق امامآر، از واکسنهای جداگانه این سه بیماری استفاده کنند.
این توصیه تنها یک مشکل داشت: این توصیه، به نفع بیماران ولی به ضرر سازنده واکسن امامآر یعنی شرکت"مرک" بود که شاهد افت فروش محصول خود در انگلستان بود. تحقیق دکتر ویکفیلد درخصوص واکسن امامآر و رابطهاش با بیماریهای رودهای و اوتیسم برای نخستینبار در ژورنال پزشکی "لنست" منتشر گردید. اما روزنامهنگاری با نام "برایان دیر" مقالهای در "ژورنال پزشکی بریتانیا" منتشر کرد و دکتر ویکفیلد را به باد انتقاد گرفت و او را متهم به فریبکاری کرد. متعاقباً تحقیق ویکفیلد از انتشار در ژورنال لنست باز ماند. هیئت نظارتی شورای پزشکی عمومی انگلستان، ویکفیلد و پرفسور "جان واکر-اسمیت" یکی دیگر از نویسندگان مقاله بازمانده را به کلی از طبابت برکنار کرد.
بااینحال، آنچه در رسانهها نمیبینید این است که هر دو ژورنال نامبرده، روابط مالی نزدیکی با سازنده واکسن امامآر دارند. بهعلاوه این خبر را هم نمیخوانید که پرفسور واکر-اسمیت در نبرد قضایی هزینهبر علیه شورای پزشکی عمومی انگلستان جنگید و اتفاقاً پیروز هم شد. وی از همه اتهامات تبرئه شد.
در این میان، دکتر اندرو ویکفیلد تنها به خاطر پیروی از حقیقتی که تحقیقاتش او را بدان سمت هدایت کرده بود، شغل و آبروی خود را از دست داد. در رسانهها همه تقصیرها را به گردن او انداختند و انگشتهای اتهام به سمت او نشانه رفت. هر زمانی که بین مردم، مسئله واکسن و اوتیسم مطرح میشد، میگفتند: "این فرضیه کاملاً نقض شده است و کسی که آنرا "سر هم کرده بود" نیز متهم به فریبکاری شده است."
بااینوجود، دکتر ویکفیلد هیچگونه سابقه کیفری نداشته و هماکنون در آمریکا زندگی میکند. وی همواره مدعیان را به مناظره تلویزیونی دعوت کرده و البته هیچکس حاضر به این کار نشده است. دکتر ویکفیلد از متخصصان برجسته حوزه بیماریهای گوارشی است، حوزهای که امروزه نیازمند تحقیق و مطالعه فراوان است. در دورهای که واکسنها، آنتیبادیها، آفتکشها و بسیاری موارد دیگر دستگاه گوارشی را طوری تخریب کرده که دیگر نمیتوان غذاها را بهخوبی هضم کرد و از این رهگذر بیماریهای گوارشی بیداد میکند، نیاز به مطالعه در این زمینه بیشازپیش احساس میشود.
چنانچه بخواهید بدانید اشخاصی که از نزدیک دکتر ویکفیلد را میشناسند در مورد او چه فکر میکنند، گزارش والدینی را بخوانید که یکی از دو فرزندانشان بخشی از مطالعه بهاصطلاح "فریبکارانه" اوست. ویکفیلد آنچنان در کارش با والدین و بچهها و کمک به آنها برای یافتن راهحل مشکلات پیچیده پزشکی، موفق بود که در دهه 90 میلادی، یک مستند تلویزیونی به تشریح فعالیتهای او اختصاص یافت. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
نشست خبری مشترک سردار جلالی و امیر اسماعیلی: رییس سازمان پدافند غیرعامل گفت: اولین حمله سایبری، حمله به نطنز بود که رییس جمهور آمریکا آن را اعلام کرد ولی پاسخی که ما به آن دادیم، سنگین بود. به گزارش لوکسترین ها از فارس نشست خبری مشترک سردار غلامرضا جلالی رییس سازمان پدافند غیرعامل و امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا(ص) عصر امروز برگزار شد.
سردار جلالی در این نشست گفت: فردا مانور تست برق برگزار شده و بدون اطلاع قبلی، برق مراکز حیاتی، حساس و مهمی که باید برق اضطراری داشته باشند قطع میشود. وی افزود: این رزمایش سال گذشته در نطنز برگزار شده بود. رییس سازمان پدافند غیرعامل در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: اولین حمله سایبری، حمله به نطنز بود که رییس جمهور آمریکا آن را اعلام کرد ولی پاسخی که ما به آن دادیم، سنگین بود و باعث شد فرمانده سایبری ارتش آمریکا، 3 ماه قبل به خاطر اطلاعات غلطی که به رییس جمهورشان داده بود، عزل و بازنشسته شود. این پنجه در پنجه ما با آنها بود. جلالی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: طبق دستورالعملی که به تصویب رییس ستاد کل نیروهای مسلح رسیده، تمام واحدهای نیروهای مسلح در سراسر کشور، در شرایط بروز حوادث طبیعی، می توانند بدون کسب اجازه از مرکز، به کمک بروند. وی خاطرنشان کرد: 5 دانشگاه معین در ردههای کارشناسی ارشد و دکترا رشته مختلف دانشجوی پدافند غیرعامل دارد. جلالی ادامه داد: همایش ستادی برای معاونین وزیر بهداشت برگزار و نواقصی که داشتند مشخص شد. رئیس پدافند غیرعامل کشور گفت: برابر تدبیر رهبری مبنی بر تعامل پدافند عامل و غیرعامل حدود 3 ماه پیش تفاهمنامهای بین ما به امضا رسید و همایش علمی با نام پدافند جامع در دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء (ص) برگزار شد. جلالی گفت: در صنایعی که احساس میکنیم تولید محصول بومی برای دفاع ضروری است از آن حمایت میکنیم. به عنوان مثال یک شیر کنترل دهانه چاه نفت وجود دارد که در عمق 35 متری چاه نصب شده و ورود و خروج آن را کنترل میکند و مانع از آتشسوزی میشود که ما چند عدد از آن را خریداری کرده بودیم اما به دلیل تحریمها دیگر به ما ندادند و ظرف 11 ماه توسط صنایع دفاع کشورمان تولید شد. وی گفت: در دو دولت قبل، تفویض اختیار بین 5 وزیر، سردار فیروزآبادی و بنده شده بود که این کارگروه پدافند غیرعامل، مصوباتی در حد هیات دولت داشت ولی در این دولت این کارگروه هنوز صورت نگرفته است. جلالی از تولید 100 محصول در حوزه پدافند غیرعامل خبر داد و افزود: از محصولات کلیدی دفاعی بصورت مستمر حمایت میکنیم. وی تصریح کرد: بنده با همه وزرا جز 2 نفر درخصوص پدافند غیرعامل صحبت کردم و مشکلی در این زمینه نداریم. جلالی همچنین گفت: فردا همایشی در سازمان انرژی اتمی با محوریت مستحکمسازی و ایمنسازی برگزار میشود. * رزمایش مشترک پدافند هوایی و غیرعامل تا پایان سال برگزار میشود امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا(ص) نیز در این نشست گفت: ما به دنبال مردمی کردن دفاع هستیم و در این راستا در توپخانههای صحرایی و دیدهبانهایمان از مردم منطقه استفاده میکنیم. وی افزود: پدافند غیرعامل باید در کنار پدافند عامل باشد تا شاهد پدافندی جامع باشیم و بایدد به شکل علمی و تخصصی پدافند غیرعامل را در جای جای پدافند هوایی قرار دهیم و در صورت تجمیع پدافند هوایی و غیرعامل شاهد تقویت بنیه دفاعی در عرصه هوایی خواهیم بود. اسماعیلی تأکید کرد: در بسیاری از نقاطی که پدافند هوای گسترش دارد اگر پدافند غیرعامل نبود باید سه یا چهار برابر سامانهها و سیستمهایی که داریم گسترش مییافتیم. فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا(ص) در پایان اظهار داشت: در رزمایش آینده که یک رزمایش مشترک است بخش زیادی از آن به پدافند غیرعامل اختصاص خواهد یافت. وی گفت: این رزمایش در سال جاری برگزار میشود. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
گزارشی از اجرای حکم اعدام «ریحانه»؛ خانواده مقتول هر وقت برای رضایت دادن دلگرم می شدند، خبر، نوشته، عکس و تهمتی دیگر از سوی فعالان شبکه های اجتماعی و کمپینها و یا آقای وکیل، آنها را از دادن رضایت برای عفو ریحانه جباری دور میکرد. به گزارش لوکسترین ها، از فارس «اعدام...» خط پایان پرونده ای شد که در ماه های اخیر سرو صدای زیادی به پا کرد؛ پرونده ای که شبیه داستان فیلمهای سینمایی بود تا یک روند قانونی قضایی که باید دادگاه عادل درباره آن تصمیم می گرفت. ریحانه جباری دختری که سال 86 و در سن 19 سالگی مرتضی سربندی را به قتل رساند و با پیگیری های پلیس به عنوان مظنون اصلی این پرونده معرفی شد، ساعت 6 صبح 3 آبان 93 به دار مجازات آویخته شد. موضوع این گزارش اما بررسی موضوعات فنی و جنایی پرونده ریحانه جباری نیست و قطعا نگاه کردن از چنین زاویه ای باید از سوی افراد متخصص قضایی صورت گیرد. اما سوالی که ساعتها و روزهای پس از اجرای حکم اعدام ریحانه ذهن بسیاری از مردم را درگیر کرده این است که «چرا ریحانه اعدام شد؟» و یا «چرا خانواده مقتول رضایت ندادند تا دختری جوان از مرگ نجات یابد؟» جنجال آفرینی یا تلاش برای بخشش؟! طبیعی بود که از همان روزهای ابتدایی تلاش خانواده جباری برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز شود. خانواده جباری همچنین وکیلی را برای دفاع از فرزندشان در دادگاه انتخاب کردند؛ وکیل نام آشنایی که تخصص فراوانی در جنجالی کردن اینگونه پرونده ها داشت. «محمد مصطفایی» وکیل پایه یک دادگستری وکالت ریحانه جباری را می پذیرد و راهی را آغاز می کند که قبل از این در پرونده سکینه آشتیانی (کسی که همسرش را به همدستی مرد دیگری به طرز وحشتناکی به قتل رسانده بود) در پیش می گیرد. مصطفایی با خبری کردن بخش های مختلف پرونده جباری سعی می کند تا پرونده را یک مورد حقوق بشری جلوه دهد و نهادهای مختلف بین المللی را وادار به فشار به قوه قضائیه کند تا از این طریق از اجرای حکم ریحانه جباری جلوگیری کند. وی با انتشار مطالبی در سایت های ضدانقلاب با عناوینی همچون «ریحانه جباری در آستانه اعدام» و «حکم قصاص برای دفاع از شرافت» سعی می کرد مسیر افکار عمومی را به سوی همدردی با ریحانه جباری سوق دهد.
در خلال انتشار جزئیات پرونده جباری، وکیلی که این روزها در خارج از کشور با پناهندگی سیاسی زندگی می کند، با انتشار اخباری درباره خانواده مقتول آنها را وابسته دستگاه های امنیتی معرفی کرده و از این ره آورد اینگونه جلوه دهد که حکم اعدام جباری با اعمال نفوذ خانواده مرحوم سربندی صادر شده است. مادر ریحانه جباری ماجرای افشای اخبار این پرونده از سوی مصطفایی را در پاسخ به این سوال که آیا شما از شبکه های اجتماعی و کمپین های مختلف کمک خواسته اید؟ اینگونه روایت می کند: من اگر اهل کمپین بودم همان سالها این کارها را انجام میدادم. یک روز شنیدم یکی از رادیوهای خارجی درباره ریحانه حرف میزند. رفتم سراغ مصطفایی را بگیرم. پیدایش نکردم. پیغام دادم نمیخواهم پرونده، رسانهای شود. اما پیش از این روزنامههای داخلی این خبر را کار کردند. من دیگر دسترسی به وکیل مان نداشتم. در این مدت از اسپانیا، امریکا، کانادا و خیلی رسانههای خارجی برایم پیغام گذاشتند و گفتند میخواهیم مصاحبه کنیم اما من قبول نکردم. به هیچ عنوان با رسانههای خارجی صحبت نکرده و نمیکنم. خانواده جباری زمانی متوجه رسانه ای شدن پرونده دختر خود می شوند که مصطفایی برای گرفتن پناهندگی سیاسی، پرونده هایی نظیر پرونده ریحانه جباری و سکینه آشتیانی را دست آویز کرده و در خارج به سر می برد. اما پس از انتشار اخبار پرونده جباری، شبکه های اجتماعی پر شد از تحلیل های هدف دار درباره پرونده ریحانه جباری و قتل مرتضی سربندی؛ تحلیل هایی که از جباری یک دختر بی دفاع می ساخت و از مقتول یک مفسد و جانی.
این تحلیل های هدف دار که از جایی خاص تزریق می شد، فشارها را به خانواده سربندی افزایش داد؛ هدفی که مطلوب گردانندگان این موج رسانه ای بود. اما این فشارها باعث شد خانواده مقتول آبروی خود را در معرض خطر ببینند. خانواده جباری اما بعد از مصطفایی به سراغ فرد دیگری رفتند که او نیز تبحر خاصی در گرفتن پرونده های جنجالی داشت. «عبدالصمد خرمشاهی» از نیمه راه وارد این پرونده شد و وکالت ریحانه را بر عهده گرفت. خرمشاهی پیش از آن وکالت پرونده هایی جنجالی نظیر ندا آقا سلطان، رکسانا صابری و ... را نیز بر عهده داشته است. خرمشاهی نیز راه مصطفایی را در پیش می گیرد و مصاحبه های وی با رسانه های مختلف درباره پرونده جباری باعث رنجش خانواده سربندی می شود و فضا را برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول سخت تر می کند. وقتی تحت فشار قرار دادن خانواده مقتول نتیجه عکس می دهد! قوه قضائیه به صورت یک روال مشخص در پرونده های قتل ورود کرده و تلاش می کند با برگزار جلسات صلح و سازش از خانواده مقتولین رضایت بگیرد و درباره پرونده جباری این روند تا آخرین لحظه اعدام ادامه پیدا کرد. اما انتشار داستانهای مختلفی از پرونده جباری مبنی بر قصد سربندی برای تجاوز به ریحانه و دفاع وی از شرافت خود و مطالبی از این دست در رسانه های ضدانقلاب و شبکه های اجتماعی و همچنین مصاحبه های خرمشاهی، خانواده سربندی را برای بخشش جباری مردد کرد. ![]() تلاش برای مظلوم نمایی با استفاده از سن ریحانه در زمان ارتکاب قتل فرزند مقتول در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد درباره موج سازیهای رسانه ای می گوید: متهم علاوه بر قتل و گرفتن جان یک نفر و داغدارکردن خانوادهای، فکر میکند با تهمتزدن نجات مییابد و در جوامع داخلی و خارجی برای خود کسب محبوبیت میکند. بهرهبرداری رسانههای خارجی از جریان این شک را به وجود میآورد که این اقدامات با برنامهریزی انجام و این فرد حاضر شده یک نفر را بکشد و خود را در معرض خطر و در برابر اصحاب رسانه قرار دهد تا برای آنان آبرو بخرد و آبروی سیستم قضایی را ببرد. وی در ادامه با گلایه از برخوردهای رسانه ای با این موضوع تصریح می کند: چرا برخی افراد در سایتها به خود اجازه میدهند بدون علم و اطلاع کامل از ابعاد مختلف پرونده به راحتی تحتتاثیر نوشتههای مغرضانه رسانههای آن طرف آب قرار بگیرند و مطالبی غیرواقعی را انعکاس بدهند. فرزند مقتول تاکید می کند که درخواستهای بخششی که از سوی افراد مختلف به آنها رسیده هیچ نقشی در تصمیم آنها نخواهد داشت و تنها با روشن شدن «حقیقت» و بیان آن از سوی جباری و اعاده حیثیت از خانواده سربندی، قاتل را خواهند بخشید. در این میان اما تا آخرین لحظه نیز موج سازیهای رسانههای ضد انقلاب درباره این پرونده قطع نشد و این رسانه های چند روز قبل از اعدام جباری نیز با انتشار اخباری سعی می کردند اعدام وی را نقض حقوق بشر در ایران عنوان کرده و روند پرونده را منحرف کنند. این رسانه ها با تیترهایی مانند «جباری در آستانه اعدام» و همچنین باز نشر مطالب و تهمت های مطرح شده درباره پرونده و سیستم قضایی، خانواده سربندی را بیش از پیش تحت فشار قرار دادند. اما نکته قابل توجه اینکه افرادی که از بیرون روند پرونده جباری را دنبال می کردند به خوبی متوجه بودند که این فشارها خانواده سربندی را برای قصاص ریحانه جباری مصمم خواهد کرد نه منصرف. یکی از وبلاگ نویسان اصلاح طلب در مطلبی در وبلاگ خود از دیدارش با عباس عبدی و تحلیل وی درباره این موضوع می نویسد. او ماجرای حرف های رد و بدل شده میان خود و عبدی درباره پرونده جباری با اینگونه روایت می کند: «حدود یک ماه پیش بود. به دلیل دیگری خدمت «عباس عبدی» رسیده بودم که در خلال گفت و گو، بحث برخوردهای رسانهای با مساله «قصاص» و درخواست «بخشش» پیش کشیده شد. آقای عبدی بیمقدمه و با اطمینان کامل گفت «با رفتارهایی که این فعالان انجام دادند من تردید ندارم که ریحانه اعدام میشود». از آن تاریخ به بعد، من بارها و بارها در شبکههای اجتماعی اخباری از فعالینی دیدم که ادعا میکردند پرونده وارد مراحل خوبی شده و یک عدهای پا در میانی کردهاند و خلاصه بارقههایی از امید دمیده شده است. صبر کردم و منتظر پایان کار ماندم که ببینم پیشبینی عباس عبدی درست بود، یا ادعای این دوستان. با کمال تاسف حق با آقای عبدی بود.» استدلال عبدی در مکالمه با این وبلاگ نویس ساده بوده است «خانواده مقتول هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند. یک عزیزی را که از دست دادهاند. آبرویشان را هم که فعالین رسانهای بردند. به آنها تهمت اطلاعاتی بودن زدند. به مقتولشان تهمت تجاوز به عنف زدند. حالا چه این اتهامات درست باشد و چه نادرست، قطعا این خانواده انتقام تمام این بیآبروییها را با اجرای مجازات میگیرد تا دستکم به دنبال این همه آسیبی که دیده، یک تقاصی هم گرفته باشد» و در نهایت نیز پیش بینی عبدی و بسیاری از ناظران بیرونی پرونده درست از آب در می آید و جباری اعدام می شود. نکته عجیب تر اما اعتراف عبدالصمد خرمشاهی وکیل ریحانه جباری درباره نتیجه فشارهای رسانه ای بر روی این پرونده است. وی پس از اعدام جباری در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی درباره اجرای حکم اعدام ریحانه تصریح می کند: این اتفاق قابل پیش بینی بود؛ چرا که حاشیههایی که پیرامون پرونده به وجود آمد و جنجال هایی که به راه افتاد، باعث ناراحتی خانواده مقتول شد. وی همچنین تصریح کرد: علی رغم تلاش زیادی که برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول انجام گرفت، حاشیههایی که کمپینها و سایتها به راه انداختند، مسیر پرونده را از روال عادی خارج کرد و خانواده سربندی حاضر به گذشت نشدند. این اعتراف صریح خرمشاهی مشخص می کند که کمپین ها و فشارهای رسانه ای که به ظاهر برای نجات جباری ایجاد شده بود در نهایت منجر به مرگ وی شد. یک پرونده مشابه/ کمپین بازیهایی که متهم را نجات نداد سال 82 پرونده قتلی بر روی میز دادستان رشت قرار می گیرد؛ پرونده ای که حکایت از قتل یک زن میانسال دارد. «دل آرا دارابی» که در آن زمان دختری 17ساله بود با انگیزه سرقت (براساس اعلام دادستانی و جزئیات پرونده) به همراه دوست پسرش وارد منزل دختر عموی پدر خود مهین دارابی شده و او را با ضربات چاقو و چوب بیس بال به قتل می رساند. نکته جالب آنکه وکالت این پرونده را نیز عبدالصمد خرمشاهی بر عهده دارد و دقیقا پرونده همان مسیری را طی می کند که بعدها پرونده جباری نیز در آن مسیر قرار گرفت.
کمپین ها و اخبار و مختلفی از این ماجرا منتشر می شود و افراد مختلف مانند هنرمندان وارد ماجرا می شوند. همزمان با تلاش های قوه قضائیه برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول، دروغ ها و تهمت های مختلفی درباره خانواده مقتول منتشر می شود. کمپین های «نه به اعدام دل آرا!» وی را دخترکی مظلوم معرفی می کنند که قربانی یک توطئه و یا حس کودکانه شده و اکنون بی گناه بوده و اعدام وی ظلم به حقوق بشر است. ![]() خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است
خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930806000465#sthash.LFpR8iKL.dpuf
همین فشارها و دل گرمیهای وکیل این پرونده فضا را به گونهای کرد که دل آرا دارابی خود نیز تحت تاثیر قرار گرفته و تا آخرین لحظه از قتل صورت گرفته اعلام پشیمانی نکند و امید به تاثیرگذاری کمپین های حامی اش داشته باشد؛ امیدی که در سحرگاه 12 اردیبهشت 1388 به یاس تبدیل و دل آرا دارابی به جرم قتل مهین دارابی قصاص شد.
اما نکته قابل توجه در این پرونده نامه ای است که چندی پیش از اجرای حکم اعدام یعنی در روز 31 فروردین همان سال از سوی فرزندان مقتول نوشته شده و حاوی نکات قابل توجهی است. در نامه فرزندان مقتول ضمن انتقاد از رسانه ها و کمپین های حامی دل آرا دارابی آمده است: «ما بازماندگان مرحوم مهین دارابی حقیقی (مادر مهربان مان) پنج سال و سه ماه و 21 روز است که شکوه و شکایت و اندوه خود را از قتل فجیع مادر بی گناهمان با ضربات متعدد چاقو و نمک هایی که جامعه روزنامه نگاری و برخی فعالان حقوق بشری بر زخم مان پاشیده اند، فرو خورده ایم اما این بار برای دفاع از خون به ناحق ریخته مادر و حیثیت خودمان ناچار از این نامه سرگشاده ایم.» در ادامه این نامه خانواده مقتول تاکید می کنند: «ما با دانسته های پرونده و به چشم دیدن بازسازی صحنه مجاب شدیم قاتل کسی جز دل آرا نیست ولی دردناک تر از مرگ مادرمان رفتاری است که شما رسانه ها و بعضی از فعالان حقوق بشر و خانواده دل آرا و به خصوص تاکید می کنم به خصوص وکیل دل آرا (عبدالصمد خرمشاهی) پیش گرفته اید.» نکته قابل تاملی که در این نامه آمده آنجاست که خانوده مقتول با تاکید بر اینکه ما قصد داشتیم با توجه به تلاش هنرمندان و دیگر افراد خیرخواه رضایت دهیم ولی برخی رفتارها مانع از این تصمیم شد. خانواده مرحوم مهین دارابی در بخش پایانی نامه خود تصریح می کنند:« [تلاش برای تحت فشار قرار دادن خانواده ما] کار را به اینجا رسانید که راهی جز اجرای حکم دادگاه باقی نماند و عامل اصلی آن در درجه نخست وکیل و پدر دل آرا و در درجه دوم رفتار غیرعادلانه شما [فعالان رسانه ای و کمپین ها] و تضییع خون مادرمان و حقوق و حیثیت بازماندگانش و در درجه سوم تادیب نشدن و گستاخی و خلاف های بیشتر دل آرا در زندان است که نه تنها مادر ما بلکه دل آرا هم تا حدی قربانی این رفتارهای ناپسند خواهد بود زیرا آنان (خانواده دل آرا و وکیل) استفاده از فشار تبلیغاتی ماجرا را بر احقاق حق ما از طریق یک دلجویی لفظی ترجیح داده اند.» ![]()
دل آرا دارابی که به جرم قتل دختر عموی پدر خود قصاص شد و پرونده اش روند مشابهی با پرونده جباری طی کرد به خوبی واضح است که دل آرا نیز به دلیل همین فشارهای رسانه ای و دروغ پردازی شبکه های اجتماعی و وکیل خود نتوانست راهی به بخشش خانواده مقتول پیدا کند و سرانجام قصاص شد اما افرادی که خود را به ظاهر دست طرفدار نجات افراد از اعدام نشان می دهد از این ماجرا درس عبرت نگرفتند. آیا کمپین ها واقعا می خواستند «ریحانه» را نجات دهند؟ از گوشه و کنار زمزمه ها و اخباری به گوش می رسید که همزمان با اجرای حکم جباری قرار بود حکم اعدام دو نفر دیگر نیز به اتهام قتل عمد اجرا شود. ولی آن دو نفر دیگر به تلاش های قوه قضائیه و خانواده قاتل مورد عفو خانواده مقتولین قرار گرفته و هم اکنون نیز در قید حیات هستند؛ کسانی که نه پرونده هایشان رسانه ای شد و نه از آنها قهرمان داستان های جنایی ساخته شد. اما حمایت ها از جباری نیز مانند پرونده سکینه آشتیانی و دل آرا دارابی بهانه ای برای برخی فعلان حقوق بشری شد تا با توسل به آن به جمهوری اسلامی حمله کنند. از همان روزهای ابتدایی پرونده جباری شایعه مرتبط بودن خانواده سربندی با دستگاه های امنیتی به همین هدف از سوی مصطفایی وکیل اول جباری منتشر شد تا بتوان افراد مخالف نظام ایران را نیز وارد معرکه کند. داریوش سجادی مشاور سابق کروبی که هم اکنون در آمریکا اقامت دارد در صفحه اجتماعی خود پس از اجرای حکم اعدام جباری نوشت: «بعد از قصاص «ریحانه جباری» مرثیه های معناداری در رثای وی دنیای مجازی را پر کرد... هر چند معتقدم ریحانه جباری قبل از آنکه توسط خانواده مقتول قصاص شود قربانی مدافعین دروغین شد!» وی در ادامه با نکته قابل تاملی در راستای هدف واقعی حامیان جباری اشاره کرده و می نویسد: «بخش عمده ای از مدافعین دروغین «ریحانه» مخالفین جمهوری اسلامی و ایضاً مخالفین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و ایضا مخالفین هر کدام از منسوبین قبلی و فعلی آن وزارت خانه بودند که تنها به اعتبار سوابق پیشین مقتول در وزارت اطلاعات به دروغ خود را پشت ریحانه پنهان کردند تا از این طریق کینه های خود را با سوء استفاده از پرونده ریحانه تخلیه کنند.» این افشاگری صریح یک چهره خارج نشین دیگر جای سوال باقی نمی گذارد که مقصران اصلی اجرای حکم قانونی ریحانه جباری و ناکام ماندن تلاش های دستگاه قضایی برای گرفتن رضایت چه کسانی بوده اند؟ بدون شک پرونده ریحانه جباری آخرین پرونده ای نیست که اینگونه مورد سواستفاده رسانه های ضدانقلاب و افراد خاص قرار می گیرد و بعدها نیز پرونده قتل دیگری سوژه تراژدی سازی این جریان ها قرار خواهد گرفت. اما سوال واقعی این است که چند روز بعد خانواده جباری بیشتر از خود سوال خواهند که چه کسانی باعث شدند خانواده مقتول رضایت ندهند؟ حتما مرور برخی اخبار سال های گذشته، اظهارات افرادی نظیر مصطفایی که این روزها بدون دغدغه در خارج از کشور زندگی میکنند و همچنین مرور کمپین های حمایت از دخترشان آنها را در دستیابی به جواب این سو ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
گزارشی از اجرای حکم اعدام «ریحانه»؛ خانواده مقتول هر وقت برای رضایت دادن دلگرم می شدند، خبر، نوشته، عکس و تهمتی دیگر از سوی فعالان شبکه های اجتماعی و کمپینها و یا آقای وکیل، آنها را از دادن رضایت برای عفو ریحانه جباری دور میکرد. به گزارش لوکسترین ها، از مشرق «اعدام...» خط پایان پرونده ای شد که در ماه های اخیر سرو صدای زیادی به پا کرد؛ پرونده ای که شبیه داستان فیلمهای سینمایی بود تا یک روند قانونی قضایی که باید دادگاه عادل درباره آن تصمیم می گرفت. ریحانه جباری دختری که سال 86 و در سن 19 سالگی مرتضی سربندی را به قتل رساند و با پیگیری های پلیس به عنوان مظنون اصلی این پرونده معرفی شد، ساعت 6 صبح 3 آبان 93 به دار مجازات آویخته شد. موضوع این گزارش اما بررسی موضوعات فنی و جنایی پرونده ریحانه جباری نیست و قطعا نگاه کردن از چنین زاویه ای باید از سوی افراد متخصص قضایی صورت گیرد. اما سوالی که ساعتها و روزهای پس از اجرای حکم اعدام ریحانه ذهن بسیاری از مردم را درگیر کرده این است که «چرا ریحانه اعدام شد؟» و یا «چرا خانواده مقتول رضایت ندادند تا دختری جوان از مرگ نجات یابد؟» جنجال آفرینی یا تلاش برای بخشش؟! طبیعی بود که از همان روزهای ابتدایی تلاش خانواده جباری برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز شود. خانواده جباری همچنین وکیلی را برای دفاع از فرزندشان در دادگاه انتخاب کردند؛ وکیل نام آشنایی که تخصص فراوانی در جنجالی کردن اینگونه پرونده ها داشت. «محمد مصطفایی» وکیل پایه یک دادگستری وکالت ریحانه جباری را می پذیرد و راهی را آغاز می کند که قبل از این در پرونده سکینه آشتیانی (کسی که همسرش را به همدستی مرد دیگری به طرز وحشتناکی به قتل رسانده بود) در پیش می گیرد. مصطفایی با خبری کردن بخش های مختلف پرونده جباری سعی می کند تا پرونده را یک مورد حقوق بشری جلوه دهد و نهادهای مختلف بین المللی را وادار به فشار به قوه قضائیه کند تا از این طریق از اجرای حکم ریحانه جباری جلوگیری کند. وی با انتشار مطالبی در سایت های ضدانقلاب با عناوینی همچون «ریحانه جباری در آستانه اعدام» و «حکم قصاص برای دفاع از شرافت» سعی می کرد مسیر افکار عمومی را به سوی همدردی با ریحانه جباری سوق دهد.
در خلال انتشار جزئیات پرونده جباری، وکیلی که این روزها در خارج از کشور با پناهندگی سیاسی زندگی می کند، با انتشار اخباری درباره خانواده مقتول آنها را وابسته دستگاه های امنیتی معرفی کرده و از این ره آورد اینگونه جلوه دهد که حکم اعدام جباری با اعمال نفوذ خانواده مرحوم سربندی صادر شده است. مادر ریحانه جباری ماجرای افشای اخبار این پرونده از سوی مصطفایی را در پاسخ به این سوال که آیا شما از شبکه های اجتماعی و کمپین های مختلف کمک خواسته اید؟ اینگونه روایت می کند: من اگر اهل کمپین بودم همان سالها این کارها را انجام میدادم. یک روز شنیدم یکی از رادیوهای خارجی درباره ریحانه حرف میزند. رفتم سراغ مصطفایی را بگیرم. پیدایش نکردم. پیغام دادم نمیخواهم پرونده، رسانهای شود. اما پیش از این روزنامههای داخلی این خبر را کار کردند. من دیگر دسترسی به وکیل مان نداشتم. در این مدت از اسپانیا، امریکا، کانادا و خیلی رسانههای خارجی برایم پیغام گذاشتند و گفتند میخواهیم مصاحبه کنیم اما من قبول نکردم. به هیچ عنوان با رسانههای خارجی صحبت نکرده و نمیکنم. خانواده جباری زمانی متوجه رسانه ای شدن پرونده دختر خود می شوند که مصطفایی برای گرفتن پناهندگی سیاسی، پرونده هایی نظیر پرونده ریحانه جباری و سکینه آشتیانی را دست آویز کرده و در خارج به سر می برد. اما پس از انتشار اخبار پرونده جباری، شبکه های اجتماعی پر شد از تحلیل های هدف دار درباره پرونده ریحانه جباری و قتل مرتضی سربندی؛ تحلیل هایی که از جباری یک دختر بی دفاع می ساخت و از مقتول یک مفسد و جانی.
این تحلیل های هدف دار که از جایی خاص تزریق می شد، فشارها را به خانواده سربندی افزایش داد؛ هدفی که مطلوب گردانندگان این موج رسانه ای بود. اما این فشارها باعث شد خانواده مقتول آبروی خود را در معرض خطر ببینند. خانواده جباری اما بعد از مصطفایی به سراغ فرد دیگری رفتند که او نیز تبحر خاصی در گرفتن پرونده های جنجالی داشت. «عبدالصمد خرمشاهی» از نیمه راه وارد این پرونده شد و وکالت ریحانه را بر عهده گرفت. خرمشاهی پیش از آن وکالت پرونده هایی جنجالی نظیر ندا آقا سلطان، رکسانا صابری و ... را نیز بر عهده داشته است. خرمشاهی نیز راه مصطفایی را در پیش می گیرد و مصاحبه های وی با رسانه های مختلف درباره پرونده جباری باعث رنجش خانواده سربندی می شود و فضا را برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول سخت تر می کند. وقتی تحت فشار قرار دادن خانواده مقتول نتیجه عکس می دهد! قوه قضائیه به صورت یک روال مشخص در پرونده های قتل ورود کرده و تلاش می کند با برگزار جلسات صلح و سازش از خانواده مقتولین رضایت بگیرد و درباره پرونده جباری این روند تا آخرین لحظه اعدام ادامه پیدا کرد. اما انتشار داستانهای مختلفی از پرونده جباری مبنی بر قصد سربندی برای تجاوز به ریحانه و دفاع وی از شرافت خود و مطالبی از این دست در رسانه های ضدانقلاب و شبکه های اجتماعی و همچنین مصاحبه های خرمشاهی، خانواده سربندی را برای بخشش جباری مردد کرد. ![]() تلاش برای مظلوم نمایی با استفاده از سن ریحانه در زمان ارتکاب قتل فرزند مقتول در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد درباره موج سازیهای رسانه ای می گوید: متهم علاوه بر قتل و گرفتن جان یک نفر و داغدارکردن خانوادهای، فکر میکند با تهمتزدن نجات مییابد و در جوامع داخلی و خارجی برای خود کسب محبوبیت میکند. بهرهبرداری رسانههای خارجی از جریان این شک را به وجود میآورد که این اقدامات با برنامهریزی انجام و این فرد حاضر شده یک نفر را بکشد و خود را در معرض خطر و در برابر اصحاب رسانه قرار دهد تا برای آنان آبرو بخرد و آبروی سیستم قضایی را ببرد. وی در ادامه با گلایه از برخوردهای رسانه ای با این موضوع تصریح می کند: چرا برخی افراد در سایتها به خود اجازه میدهند بدون علم و اطلاع کامل از ابعاد مختلف پرونده به راحتی تحتتاثیر نوشتههای مغرضانه رسانههای آن طرف آب قرار بگیرند و مطالبی غیرواقعی را انعکاس بدهند. فرزند مقتول تاکید می کند که درخواستهای بخششی که از سوی افراد مختلف به آنها رسیده هیچ نقشی در تصمیم آنها نخواهد داشت و تنها با روشن شدن «حقیقت» و بیان آن از سوی جباری و اعاده حیثیت از خانواده سربندی، قاتل را خواهند بخشید. در این میان اما تا آخرین لحظه نیز موج سازیهای رسانههای ضد انقلاب درباره این پرونده قطع نشد و این رسانه های چند روز قبل از اعدام جباری نیز با انتشار اخباری سعی می کردند اعدام وی را نقض حقوق بشر در ایران عنوان کرده و روند پرونده را منحرف کنند. این رسانه ها با تیترهایی مانند «جباری در آستانه اعدام» و همچنین باز نشر مطالب و تهمت های مطرح شده درباره پرونده و سیستم قضایی، خانواده سربندی را بیش از پیش تحت فشار قرار دادند. اما نکته قابل توجه اینکه افرادی که از بیرون روند پرونده جباری را دنبال می کردند به خوبی متوجه بودند که این فشارها خانواده سربندی را برای قصاص ریحانه جباری مصمم خواهد کرد نه منصرف. یکی از وبلاگ نویسان اصلاح طلب در مطلبی در وبلاگ خود از دیدارش با عباس عبدی و تحلیل وی درباره این موضوع می نویسد. او ماجرای حرف های رد و بدل شده میان خود و عبدی درباره پرونده جباری با اینگونه روایت می کند: «حدود یک ماه پیش بود. به دلیل دیگری خدمت «عباس عبدی» رسیده بودم که در خلال گفت و گو، بحث برخوردهای رسانهای با مساله «قصاص» و درخواست «بخشش» پیش کشیده شد. آقای عبدی بیمقدمه و با اطمینان کامل گفت «با رفتارهایی که این فعالان انجام دادند من تردید ندارم که ریحانه اعدام میشود». از آن تاریخ به بعد، من بارها و بارها در شبکههای اجتماعی اخباری از فعالینی دیدم که ادعا میکردند پرونده وارد مراحل خوبی شده و یک عدهای پا در میانی کردهاند و خلاصه بارقههایی از امید دمیده شده است. صبر کردم و منتظر پایان کار ماندم که ببینم پیشبینی عباس عبدی درست بود، یا ادعای این دوستان. با کمال تاسف حق با آقای عبدی بود.» استدلال عبدی در مکالمه با این وبلاگ نویس ساده بوده است «خانواده مقتول هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند. یک عزیزی را که از دست دادهاند. آبرویشان را هم که فعالین رسانهای بردند. به آنها تهمت اطلاعاتی بودن زدند. به مقتولشان تهمت تجاوز به عنف زدند. حالا چه این اتهامات درست باشد و چه نادرست، قطعا این خانواده انتقام تمام این بیآبروییها را با اجرای مجازات میگیرد تا دستکم به دنبال این همه آسیبی که دیده، یک تقاصی هم گرفته باشد» و در نهایت نیز پیش بینی عبدی و بسیاری از ناظران بیرونی پرونده درست از آب در می آید و جباری اعدام می شود. نکته عجیب تر اما اعتراف عبدالصمد خرمشاهی وکیل ریحانه جباری درباره نتیجه فشارهای رسانه ای بر روی این پرونده است. وی پس از اعدام جباری در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی درباره اجرای حکم اعدام ریحانه تصریح می کند: این اتفاق قابل پیش بینی بود؛ چرا که حاشیههایی که پیرامون پرونده به وجود آمد و جنجال هایی که به راه افتاد، باعث ناراحتی خانواده مقتول شد. وی همچنین تصریح کرد: علی رغم تلاش زیادی که برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول انجام گرفت، حاشیههایی که کمپینها و سایتها به راه انداختند، مسیر پرونده را از روال عادی خارج کرد و خانواده سربندی حاضر به گذشت نشدند. این اعتراف صریح خرمشاهی مشخص می کند که کمپین ها و فشارهای رسانه ای که به ظاهر برای نجات جباری ایجاد شده بود در نهایت منجر به مرگ وی شد. یک پرونده مشابه/ کمپین بازیهایی که متهم را نجات نداد سال 82 پرونده قتلی بر روی میز دادستان رشت قرار می گیرد؛ پرونده ای که حکایت از قتل یک زن میانسال دارد. «دل آرا دارابی» که در آن زمان دختری 17ساله بود با انگیزه سرقت (براساس اعلام دادستانی و جزئیات پرونده) به همراه دوست پسرش وارد منزل دختر عموی پدر خود مهین دارابی شده و او را با ضربات چاقو و چوب بیس بال به قتل می رساند. نکته جالب آنکه وکالت این پرونده را نیز عبدالصمد خرمشاهی بر عهده دارد و دقیقا پرونده همان مسیری را طی می کند که بعدها پرونده جباری نیز در آن مسیر قرار گرفت.
کمپین ها و اخبار و مختلفی از این ماجرا منتشر می شود و افراد مختلف مانند هنرمندان وارد ماجرا می شوند. همزمان با تلاش های قوه قضائیه برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول، دروغ ها و تهمت های مختلفی درباره خانواده مقتول منتشر می شود. کمپین های «نه به اعدام دل آرا!» وی را دخترکی مظلوم معرفی می کنند که قربانی یک توطئه و یا حس کودکانه شده و اکنون بی گناه بوده و اعدام وی ظلم به حقوق بشر است. ![]() خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است
خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930806000465#sthash.LFpR8iKL.dpuf
همین فشارها و دل گرمیهای وکیل این پرونده فضا را به گونهای کرد که دل آرا دارابی خود نیز تحت تاثیر قرار گرفته و تا آخرین لحظه از قتل صورت گرفته اعلام پشیمانی نکند و امید به تاثیرگذاری کمپین های حامی اش داشته باشد؛ امیدی که در سحرگاه 12 اردیبهشت 1388 به یاس تبدیل و دل آرا دارابی به جرم قتل مهین دارابی قصاص شد.
اما نکته قابل توجه در این پرونده نامه ای است که چندی پیش از اجرای حکم اعدام یعنی در روز 31 فروردین همان سال از سوی فرزندان مقتول نوشته شده و حاوی نکات قابل توجهی است. در نامه فرزندان مقتول ضمن انتقاد از رسانه ها و کمپین های حامی دل آرا دارابی آمده است: «ما بازماندگان مرحوم مهین دارابی حقیقی (مادر مهربان مان) پنج سال و سه ماه و 21 روز است که شکوه و شکایت و اندوه خود را از قتل فجیع مادر بی گناهمان با ضربات متعدد چاقو و نمک هایی که جامعه روزنامه نگاری و برخی فعالان حقوق بشری بر زخم مان پاشیده اند، فرو خورده ایم اما این بار برای دفاع از خون به ناحق ریخته مادر و حیثیت خودمان ناچار از این نامه سرگشاده ایم.» در ادامه این نامه خانواده مقتول تاکید می کنند: «ما با دانسته های پرونده و به چشم دیدن بازسازی صحنه مجاب شدیم قاتل کسی جز دل آرا نیست ولی دردناک تر از مرگ مادرمان رفتاری است که شما رسانه ها و بعضی از فعالان حقوق بشر و خانواده دل آرا و به خصوص تاکید می کنم به خصوص وکیل دل آرا (عبدالصمد خرمشاهی) پیش گرفته اید.» نکته قابل تاملی که در این نامه آمده آنجاست که خانوده مقتول با تاکید بر اینکه ما قصد داشتیم با توجه به تلاش هنرمندان و دیگر افراد خیرخواه رضایت دهیم ولی برخی رفتارها مانع از این تصمیم شد. خانواده مرحوم مهین دارابی در بخش پایانی نامه خود تصریح می کنند:« [تلاش برای تحت فشار قرار دادن خانواده ما] کار را به اینجا رسانید که راهی جز اجرای حکم دادگاه باقی نماند و عامل اصلی آن در درجه نخست وکیل و پدر دل آرا و در درجه دوم رفتار غیرعادلانه شما [فعالان رسانه ای و کمپین ها] و تضییع خون مادرمان و حقوق و حیثیت بازماندگانش و در درجه سوم تادیب نشدن و گستاخی و خلاف های بیشتر دل آرا در زندان است که نه تنها مادر ما بلکه دل آرا هم تا حدی قربانی این رفتارهای ناپسند خواهد بود زیرا آنان (خانواده دل آرا و وکیل) استفاده از فشار تبلیغاتی ماجرا را بر احقاق حق ما از طریق یک دلجویی لفظی ترجیح داده اند.» ![]()
دل آرا دارابی که به جرم قتل دختر عموی پدر خود قصاص شد و پرونده اش روند مشابهی با پرونده جباری طی کرد به خوبی واضح است که دل آرا نیز به دلیل همین فشارهای رسانه ای و دروغ پردازی شبکه های اجتماعی و وکیل خود نتوانست راهی به بخشش خانواده مقتول پیدا کند و سرانجام قصاص شد اما افرادی که خود را به ظاهر دست طرفدار نجات افراد از اعدام نشان می دهد از این ماجرا درس عبرت نگرفتند. آیا کمپین ها واقعا می خواستند «ریحانه» را نجات دهند؟ از گوشه و کنار زمزمه ها و اخباری به گوش می رسید که همزمان با اجرای حکم جباری قرار بود حکم اعدام دو نفر دیگر نیز به اتهام قتل عمد اجرا شود. ولی آن دو نفر دیگر به تلاش های قوه قضائیه و خانواده قاتل مورد عفو خانواده مقتولین قرار گرفته و هم اکنون نیز در قید حیات هستند؛ کسانی که نه پرونده هایشان رسانه ای شد و نه از آنها قهرمان داستان های جنایی ساخته شد. اما حمایت ها از جباری نیز مانند پرونده سکینه آشتیانی و دل آرا دارابی بهانه ای برای برخی فعلان حقوق بشری شد تا با توسل به آن به جمهوری اسلامی حمله کنند. از همان روزهای ابتدایی پرونده جباری شایعه مرتبط بودن خانواده سربندی با دستگاه های امنیتی به همین هدف از سوی مصطفایی وکیل اول جباری منتشر شد تا بتوان افراد مخالف نظام ایران را نیز وارد معرکه کند. داریوش سجادی مشاور سابق کروبی که هم اکنون در آمریکا اقامت دارد در صفحه اجتماعی خود پس از اجرای حکم اعدام جباری نوشت: «بعد از قصاص «ریحانه جباری» مرثیه های معناداری در رثای وی دنیای مجازی را پر کرد... هر چند معتقدم ریحانه جباری قبل از آنکه توسط خانواده مقتول قصاص شود قربانی مدافعین دروغین شد!» وی در ادامه با نکته قابل تاملی در راستای هدف واقعی حامیان جباری اشاره کرده و می نویسد: «بخش عمده ای از مدافعین دروغین «ریحانه» مخالفین جمهوری اسلامی و ایضاً مخالفین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و ایضا مخالفین هر کدام از منسوبین قبلی و فعلی آن وزارت خانه بودند که تنها به اعتبار سوابق پیشین مقتول در وزارت اطلاعات به دروغ خود را پشت ریحانه پنهان کردند تا از این طریق کینه های خود را با سوء استفاده از پرونده ریحانه تخلیه کنند.» این افشاگری صریح یک چهره خارج نشین دیگر جای سوال باقی نمی گذارد که مقصران اصلی اجرای حکم قانونی ریحانه جباری و ناکام ماندن تلاش های دستگاه قضایی برای گرفتن رضایت چه کسانی بوده اند؟ بدون شک پرونده ریحانه جباری آخرین پرونده ای نیست که اینگونه مورد سواستفاده رسانه های ضدانقلاب و افراد خاص قرار می گیرد و بعدها نیز پرونده قتل دیگری سوژه تراژدی سازی این جریان ها قرار خواهد گرفت. اما سوال واقعی این است که چند روز بعد خانواده جباری بیشتر از خود سوال خواهند که چه کسانی باعث شدند خانواده مقتول رضایت ندهند؟ حتما مرور برخی اخبار سال های گذشته، اظهارات افرادی نظیر مصطفایی که این روزها بدون دغدغه در خارج از کشور زندگی میکنند و همچنین مرور کمپین های حمایت از دخترشان آنها را در دستیابی به جواب این سوال راهنمایی خواهد کرد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
گزارشی از اجرای حکم اعدام «ریحانه»؛ خانواده مقتول هر وقت برای رضایت دادن دلگرم می شدند، خبر، نوشته، عکس و تهمتی دیگر از سوی فعالان شبکه های اجتماعی و کمپینها و یا آقای وکیل، آنها را از دادن رضایت برای عفو ریحانه جباری دور میکرد. به گزارش لوکسترین ها، از مشرق «اعدام...» خط پایان پرونده ای شد که در ماه های اخیر سرو صدای زیادی به پا کرد؛ پرونده ای که شبیه داستان فیلمهای سینمایی بود تا یک روند قانونی قضایی که باید دادگاه عادل درباره آن تصمیم می گرفت. ریحانه جباری دختری که سال 86 و در سن 19 سالگی مرتضی سربندی را به قتل رساند و با پیگیری های پلیس به عنوان مظنون اصلی این پرونده معرفی شد، ساعت 6 صبح 3 آبان 93 به دار مجازات آویخته شد. موضوع این گزارش اما بررسی موضوعات فنی و جنایی پرونده ریحانه جباری نیست و قطعا نگاه کردن از چنین زاویه ای باید از سوی افراد متخصص قضایی صورت گیرد. اما سوالی که ساعتها و روزهای پس از اجرای حکم اعدام ریحانه ذهن بسیاری از مردم را درگیر کرده این است که «چرا ریحانه اعدام شد؟» و یا «چرا خانواده مقتول رضایت ندادند تا دختری جوان از مرگ نجات یابد؟» جنجال آفرینی یا تلاش برای بخشش؟! طبیعی بود که از همان روزهای ابتدایی تلاش خانواده جباری برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز شود. خانواده جباری همچنین وکیلی را برای دفاع از فرزندشان در دادگاه انتخاب کردند؛ وکیل نام آشنایی که تخصص فراوانی در جنجالی کردن اینگونه پرونده ها داشت. «محمد مصطفایی» وکیل پایه یک دادگستری وکالت ریحانه جباری را می پذیرد و راهی را آغاز می کند که قبل از این در پرونده سکینه آشتیانی (کسی که همسرش را به همدستی مرد دیگری به طرز وحشتناکی به قتل رسانده بود) در پیش می گیرد. مصطفایی با خبری کردن بخش های مختلف پرونده جباری سعی می کند تا پرونده را یک مورد حقوق بشری جلوه دهد و نهادهای مختلف بین المللی را وادار به فشار به قوه قضائیه کند تا از این طریق از اجرای حکم ریحانه جباری جلوگیری کند. وی با انتشار مطالبی در سایت های ضدانقلاب با عناوینی همچون «ریحانه جباری در آستانه اعدام» و «حکم قصاص برای دفاع از شرافت» سعی می کرد مسیر افکار عمومی را به سوی همدردی با ریحانه جباری سوق دهد.
در خلال انتشار جزئیات پرونده جباری، وکیلی که این روزها در خارج از کشور با پناهندگی سیاسی زندگی می کند، با انتشار اخباری درباره خانواده مقتول آنها را وابسته دستگاه های امنیتی معرفی کرده و از این ره آورد اینگونه جلوه دهد که حکم اعدام جباری با اعمال نفوذ خانواده مرحوم سربندی صادر شده است. مادر ریحانه جباری ماجرای افشای اخبار این پرونده از سوی مصطفایی را در پاسخ به این سوال که آیا شما از شبکه های اجتماعی و کمپین های مختلف کمک خواسته اید؟ اینگونه روایت می کند: من اگر اهل کمپین بودم همان سالها این کارها را انجام میدادم. یک روز شنیدم یکی از رادیوهای خارجی درباره ریحانه حرف میزند. رفتم سراغ مصطفایی را بگیرم. پیدایش نکردم. پیغام دادم نمیخواهم پرونده، رسانهای شود. اما پیش از این روزنامههای داخلی این خبر را کار کردند. من دیگر دسترسی به وکیل مان نداشتم. در این مدت از اسپانیا، امریکا، کانادا و خیلی رسانههای خارجی برایم پیغام گذاشتند و گفتند میخواهیم مصاحبه کنیم اما من قبول نکردم. به هیچ عنوان با رسانههای خارجی صحبت نکرده و نمیکنم. خانواده جباری زمانی متوجه رسانه ای شدن پرونده دختر خود می شوند که مصطفایی برای گرفتن پناهندگی سیاسی، پرونده هایی نظیر پرونده ریحانه جباری و سکینه آشتیانی را دست آویز کرده و در خارج به سر می برد. اما پس از انتشار اخبار پرونده جباری، شبکه های اجتماعی پر شد از تحلیل های هدف دار درباره پرونده ریحانه جباری و قتل مرتضی سربندی؛ تحلیل هایی که از جباری یک دختر بی دفاع می ساخت و از مقتول یک مفسد و جانی.
این تحلیل های هدف دار که از جایی خاص تزریق می شد، فشارها را به خانواده سربندی افزایش داد؛ هدفی که مطلوب گردانندگان این موج رسانه ای بود. اما این فشارها باعث شد خانواده مقتول آبروی خود را در معرض خطر ببینند. خانواده جباری اما بعد از مصطفایی به سراغ فرد دیگری رفتند که او نیز تبحر خاصی در گرفتن پرونده های جنجالی داشت. «عبدالصمد خرمشاهی» از نیمه راه وارد این پرونده شد و وکالت ریحانه را بر عهده گرفت. خرمشاهی پیش از آن وکالت پرونده هایی جنجالی نظیر ندا آقا سلطان، رکسانا صابری و ... را نیز بر عهده داشته است. خرمشاهی نیز راه مصطفایی را در پیش می گیرد و مصاحبه های وی با رسانه های مختلف درباره پرونده جباری باعث رنجش خانواده سربندی می شود و فضا را برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول سخت تر می کند. وقتی تحت فشار قرار دادن خانواده مقتول نتیجه عکس می دهد! قوه قضائیه به صورت یک روال مشخص در پرونده های قتل ورود کرده و تلاش می کند با برگزار جلسات صلح و سازش از خانواده مقتولین رضایت بگیرد و درباره پرونده جباری این روند تا آخرین لحظه اعدام ادامه پیدا کرد. اما انتشار داستانهای مختلفی از پرونده جباری مبنی بر قصد سربندی برای تجاوز به ریحانه و دفاع وی از شرافت خود و مطالبی از این دست در رسانه های ضدانقلاب و شبکه های اجتماعی و همچنین مصاحبه های خرمشاهی، خانواده سربندی را برای بخشش جباری مردد کرد. ![]() تلاش برای مظلوم نمایی با استفاده از سن ریحانه در زمان ارتکاب قتل فرزند مقتول در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد درباره موج سازیهای رسانه ای می گوید: متهم علاوه بر قتل و گرفتن جان یک نفر و داغدارکردن خانوادهای، فکر میکند با تهمتزدن نجات مییابد و در جوامع داخلی و خارجی برای خود کسب محبوبیت میکند. بهرهبرداری رسانههای خارجی از جریان این شک را به وجود میآورد که این اقدامات با برنامهریزی انجام و این فرد حاضر شده یک نفر را بکشد و خود را در معرض خطر و در برابر اصحاب رسانه قرار دهد تا برای آنان آبرو بخرد و آبروی سیستم قضایی را ببرد. وی در ادامه با گلایه از برخوردهای رسانه ای با این موضوع تصریح می کند: چرا برخی افراد در سایتها به خود اجازه میدهند بدون علم و اطلاع کامل از ابعاد مختلف پرونده به راحتی تحتتاثیر نوشتههای مغرضانه رسانههای آن طرف آب قرار بگیرند و مطالبی غیرواقعی را انعکاس بدهند. فرزند مقتول تاکید می کند که درخواستهای بخششی که از سوی افراد مختلف به آنها رسیده هیچ نقشی در تصمیم آنها نخواهد داشت و تنها با روشن شدن «حقیقت» و بیان آن از سوی جباری و اعاده حیثیت از خانواده سربندی، قاتل را خواهند بخشید. در این میان اما تا آخرین لحظه نیز موج سازیهای رسانههای ضد انقلاب درباره این پرونده قطع نشد و این رسانه های چند روز قبل از اعدام جباری نیز با انتشار اخباری سعی می کردند اعدام وی را نقض حقوق بشر در ایران عنوان کرده و روند پرونده را منحرف کنند. این رسانه ها با تیترهایی مانند «جباری در آستانه اعدام» و همچنین باز نشر مطالب و تهمت های مطرح شده درباره پرونده و سیستم قضایی، خانواده سربندی را بیش از پیش تحت فشار قرار دادند. اما نکته قابل توجه اینکه افرادی که از بیرون روند پرونده جباری را دنبال می کردند به خوبی متوجه بودند که این فشارها خانواده سربندی را برای قصاص ریحانه جباری مصمم خواهد کرد نه منصرف. یکی از وبلاگ نویسان اصلاح طلب در مطلبی در وبلاگ خود از دیدارش با عباس عبدی و تحلیل وی درباره این موضوع می نویسد. او ماجرای حرف های رد و بدل شده میان خود و عبدی درباره پرونده جباری با اینگونه روایت می کند: «حدود یک ماه پیش بود. به دلیل دیگری خدمت «عباس عبدی» رسیده بودم که در خلال گفت و گو، بحث برخوردهای رسانهای با مساله «قصاص» و درخواست «بخشش» پیش کشیده شد. آقای عبدی بیمقدمه و با اطمینان کامل گفت «با رفتارهایی که این فعالان انجام دادند من تردید ندارم که ریحانه اعدام میشود». از آن تاریخ به بعد، من بارها و بارها در شبکههای اجتماعی اخباری از فعالینی دیدم که ادعا میکردند پرونده وارد مراحل خوبی شده و یک عدهای پا در میانی کردهاند و خلاصه بارقههایی از امید دمیده شده است. صبر کردم و منتظر پایان کار ماندم که ببینم پیشبینی عباس عبدی درست بود، یا ادعای این دوستان. با کمال تاسف حق با آقای عبدی بود.» استدلال عبدی در مکالمه با این وبلاگ نویس ساده بوده است «خانواده مقتول هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند. یک عزیزی را که از دست دادهاند. آبرویشان را هم که فعالین رسانهای بردند. به آنها تهمت اطلاعاتی بودن زدند. به مقتولشان تهمت تجاوز به عنف زدند. حالا چه این اتهامات درست باشد و چه نادرست، قطعا این خانواده انتقام تمام این بیآبروییها را با اجرای مجازات میگیرد تا دستکم به دنبال این همه آسیبی که دیده، یک تقاصی هم گرفته باشد» و در نهایت نیز پیش بینی عبدی و بسیاری از ناظران بیرونی پرونده درست از آب در می آید و جباری اعدام می شود. نکته عجیب تر اما اعتراف عبدالصمد خرمشاهی وکیل ریحانه جباری درباره نتیجه فشارهای رسانه ای بر روی این پرونده است. وی پس از اعدام جباری در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی درباره اجرای حکم اعدام ریحانه تصریح می کند: این اتفاق قابل پیش بینی بود؛ چرا که حاشیههایی که پیرامون پرونده به وجود آمد و جنجال هایی که به راه افتاد، باعث ناراحتی خانواده مقتول شد. وی همچنین تصریح کرد: علی رغم تلاش زیادی که برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول انجام گرفت، حاشیههایی که کمپینها و سایتها به راه انداختند، مسیر پرونده را از روال عادی خارج کرد و خانواده سربندی حاضر به گذشت نشدند. این اعتراف صریح خرمشاهی مشخص می کند که کمپین ها و فشارهای رسانه ای که به ظاهر برای نجات جباری ایجاد شده بود در نهایت منجر به مرگ وی شد. یک پرونده مشابه/ کمپین بازیهایی که متهم را نجات نداد سال 82 پرونده قتلی بر روی میز دادستان رشت قرار می گیرد؛ پرونده ای که حکایت از قتل یک زن میانسال دارد. «دل آرا دارابی» که در آن زمان دختری 17ساله بود با انگیزه سرقت (براساس اعلام دادستانی و جزئیات پرونده) به همراه دوست پسرش وارد منزل دختر عموی پدر خود مهین دارابی شده و او را با ضربات چاقو و چوب بیس بال به قتل می رساند. نکته جالب آنکه وکالت این پرونده را نیز عبدالصمد خرمشاهی بر عهده دارد و دقیقا پرونده همان مسیری را طی می کند که بعدها پرونده جباری نیز در آن مسیر قرار گرفت.
کمپین ها و اخبار و مختلفی از این ماجرا منتشر می شود و افراد مختلف مانند هنرمندان وارد ماجرا می شوند. همزمان با تلاش های قوه قضائیه برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول، دروغ ها و تهمت های مختلفی درباره خانواده مقتول منتشر می شود. کمپین های «نه به اعدام دل آرا!» وی را دخترکی مظلوم معرفی می کنند که قربانی یک توطئه و یا حس کودکانه شده و اکنون بی گناه بوده و اعدام وی ظلم به حقوق بشر است. ![]() خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است
خرمشاهی وکیل پرونده جباری که پیش از این وکیل دل آرا دارابی نیز بوده است - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930806000465#sthash.LFpR8iKL.dpuf
همین فشارها و دل گرمیهای وکیل این پرونده فضا را به گونهای کرد که دل آرا دارابی خود نیز تحت تاثیر قرار گرفته و تا آخرین لحظه از قتل صورت گرفته اعلام پشیمانی نکند و امید به تاثیرگذاری کمپین های حامی اش داشته باشد؛ امیدی که در سحرگاه 12 اردیبهشت 1388 به یاس تبدیل و دل آرا دارابی به جرم قتل مهین دارابی قصاص شد.
اما نکته قابل توجه در این پرونده نامه ای است که چندی پیش از اجرای حکم اعدام یعنی در روز 31 فروردین همان سال از سوی فرزندان مقتول نوشته شده و حاوی نکات قابل توجهی است. در نامه فرزندان مقتول ضمن انتقاد از رسانه ها و کمپین های حامی دل آرا دارابی آمده است: «ما بازماندگان مرحوم مهین دارابی حقیقی (مادر مهربان مان) پنج سال و سه ماه و 21 روز است که شکوه و شکایت و اندوه خود را از قتل فجیع مادر بی گناهمان با ضربات متعدد چاقو و نمک هایی که جامعه روزنامه نگاری و برخی فعالان حقوق بشری بر زخم مان پاشیده اند، فرو خورده ایم اما این بار برای دفاع از خون به ناحق ریخته مادر و حیثیت خودمان ناچار از این نامه سرگشاده ایم.» در ادامه این نامه خانواده مقتول تاکید می کنند: «ما با دانسته های پرونده و به چشم دیدن بازسازی صحنه مجاب شدیم قاتل کسی جز دل آرا نیست ولی دردناک تر از مرگ مادرمان رفتاری است که شما رسانه ها و بعضی از فعالان حقوق بشر و خانواده دل آرا و به خصوص تاکید می کنم به خصوص وکیل دل آرا (عبدالصمد خرمشاهی) پیش گرفته اید.» نکته قابل تاملی که در این نامه آمده آنجاست که خانوده مقتول با تاکید بر اینکه ما قصد داشتیم با توجه به تلاش هنرمندان و دیگر افراد خیرخواه رضایت دهیم ولی برخی رفتارها مانع از این تصمیم شد. خانواده مرحوم مهین دارابی در بخش پایانی نامه خود تصریح می کنند:« [تلاش برای تحت فشار قرار دادن خانواده ما] کار را به اینجا رسانید که راهی جز اجرای حکم دادگاه باقی نماند و عامل اصلی آن در درجه نخست وکیل و پدر دل آرا و در درجه دوم رفتار غیرعادلانه شما [فعالان رسانه ای و کمپین ها] و تضییع خون مادرمان و حقوق و حیثیت بازماندگانش و در درجه سوم تادیب نشدن و گستاخی و خلاف های بیشتر دل آرا در زندان است که نه تنها مادر ما بلکه دل آرا هم تا حدی قربانی این رفتارهای ناپسند خواهد بود زیرا آنان (خانواده دل آرا و وکیل) استفاده از فشار تبلیغاتی ماجرا را بر احقاق حق ما از طریق یک دلجویی لفظی ترجیح داده اند.» ![]()
دل آرا دارابی که به جرم قتل دختر عموی پدر خود قصاص شد و پرونده اش روند مشابهی با پرونده جباری طی کرد به خوبی واضح است که دل آرا نیز به دلیل همین فشارهای رسانه ای و دروغ پردازی شبکه های اجتماعی و وکیل خود نتوانست راهی به بخشش خانواده مقتول پیدا کند و سرانجام قصاص شد اما افرادی که خود را به ظاهر دست طرفدار نجات افراد از اعدام نشان می دهد از این ماجرا درس عبرت نگرفتند. آیا کمپین ها واقعا می خواستند «ریحانه» را نجات دهند؟ از گوشه و کنار زمزمه ها و اخباری به گوش می رسید که همزمان با اجرای حکم جباری قرار بود حکم اعدام دو نفر دیگر نیز به اتهام قتل عمد اجرا شود. ولی آن دو نفر دیگر به تلاش های قوه قضائیه و خانواده قاتل مورد عفو خانواده مقتولین قرار گرفته و هم اکنون نیز در قید حیات هستند؛ کسانی که نه پرونده هایشان رسانه ای شد و نه از آنها قهرمان داستان های جنایی ساخته شد. اما حمایت ها از جباری نیز مانند پرونده سکینه آشتیانی و دل آرا دارابی بهانه ای برای برخی فعلان حقوق بشری شد تا با توسل به آن به جمهوری اسلامی حمله کنند. از همان روزهای ابتدایی پرونده جباری شایعه مرتبط بودن خانواده سربندی با دستگاه های امنیتی به همین هدف از سوی مصطفایی وکیل اول جباری منتشر شد تا بتوان افراد مخالف نظام ایران را نیز وارد معرکه کند. داریوش سجادی مشاور سابق کروبی که هم اکنون در آمریکا اقامت دارد در صفحه اجتماعی خود پس از اجرای حکم اعدام جباری نوشت: «بعد از قصاص «ریحانه جباری» مرثیه های معناداری در رثای وی دنیای مجازی را پر کرد... هر چند معتقدم ریحانه جباری قبل از آنکه توسط خانواده مقتول قصاص شود قربانی مدافعین دروغین شد!» وی در ادامه با نکته قابل تاملی در راستای هدف واقعی حامیان جباری اشاره کرده و می نویسد: «بخش عمده ای از مدافعین دروغین «ریحانه» مخالفین جمهوری اسلامی و ایضاً مخالفین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و ایضا مخالفین هر کدام از منسوبین قبلی و فعلی آن وزارت خانه بودند که تنها به اعتبار سوابق پیشین مقتول در وزارت اطلاعات به دروغ خود را پشت ریحانه پنهان کردند تا از این طریق کینه های خود را با سوء استفاده از پرونده ریحانه تخلیه کنند.» این افشاگری صریح یک چهره خارج نشین دیگر جای سوال باقی نمی گذارد که مقصران اصلی اجرای حکم قانونی ریحانه جباری و ناکام ماندن تلاش های دستگاه قضایی برای گرفتن رضایت چه کسانی بوده اند؟ بدون شک پرونده ریحانه جباری آخرین پرونده ای نیست که اینگونه مورد سواستفاده رسانه های ضدانقلاب و افراد خاص قرار می گیرد و بعدها نیز پرونده قتل دیگری سوژه تراژدی سازی این جریان ها قرار خواهد گرفت. اما سوال واقعی این است که چند روز بعد خانواده جباری بیشتر از خود سوال خواهند که چه کسانی باعث شدند خانواده مقتول رضایت ندهند؟ حتما مرور برخی اخبار سال های گذشته، اظهارات افرادی نظیر مصطفایی که این روزها بدون دغدغه در خارج از کشور زندگی میکنند و همچنین مرور کمپین های حمایت از دخترشان آنها را در دستیابی به جواب این سوال راهنمایی خواهد کرد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
اقتصاد در روزنامه های امروز؛ صفحات اقتصادی روزنامه امروز بیشتر به انعکاس اظهارات معظمی معاون وزیر نفت پرداخته و گزارش هایی از موسسات مالی بدون مجوز، مسکن مهر، مشکلات کامیونداران و خودروهای فرسوده کار کرده اند. گروه اقتصادی مشرقلوکسترین ها-روزنامه شرق در راستای نشان دادن "افزایش مشکلات دولت با سقوط قیمت نفت" اظهارات دیروز معاون وزیر نفت را با تیتر درشت " روند کاهش قیمت نفت ادامه مییابد" کار کرده و می نویسد: "با وجود آنکه در روزهای گذشته دستاندرکاران و کارشناسان از تداوم روند نزولی قیمت نفت صحبت میکردند اما روز گذشته معاون برنامهریزی وزیر نفت بر این اخبار صحه گذاشت و اعلام کرد روند کاهش قیمت نفت ادامه مییابد. منصور معظمی بر این نکته تاکید کرد: بودجه سال94 را با این روند به احتمال زیاد زیر90دلار خواهیم بست. از این رو برای تعیین قیمت نفت در بودجه، دیگر قیمتهای گذشته را پیشنهاد نخواهیم داد و روی نفت صددلاری و ۹۰دلاری در بودجه حساب نمیکنیم."
شرق امروز همه صفحه 4 خود را به همین موضوع اختصاص داده و خبرهایی با تیترهایی چون "داغترین نشست اوپک در راه است" ، "قیمت نفت کمتر از 80دلار نمیشود"، "برهمخوردن موازنه مالی کشورهای نفتی" و "غول «اوپک» توهم بود" کار کرده است.شرقی ها امروز با فرهاد نیلی، رییس پژوهشکده پولیوبانکی بانکمرکزی نیز گفتگوی مفصلی انجام داده است. وی در این گفتگو اعلام می کند که یکسان سازی نرخ ارز به سال آینده موکول شده. او درباره نابسامان های اقتصادی ایران نیز اظهارات جالبی دارد: "ما در اقتصادکلان دنبال مقصر نمیگردیم، در اقتصادکلان علل را اولویتبندی میکنیم. همه این جریانات با تحریم شروع شد و با تشخیص غلط سیاستمداران ادامه پیدا کرد و با عدم تجهیز بانکها ماندگار شد.در اقتصادکلان، مشکلات نه برحسب بزرگی، بلکه براساس درجه عاجلبودن بررسی میشوند. همانند بیماری که خونریزی شدیدی دارد و به چندینعمل جراحی هم نیازمند است، در اینجا باید ابتدا جلو خونریزی بیمار را گرفت و سپس به مابقی درمان پرداخت.اقتصادکلان تا سال92 در بخش اورژانس بود اما پس از آن در نیمهدوم سال92 مشکلات تشخیص داده شده و بر اساس درجه اورژانسبودن اولویتبندی شد. از سال93 این اقتصادکلان مریض از اورژانس به بخش منتقل شده است. درواقع به عبارت بهتر باید گفت خونریزی این اقتصاد بیمار بند آمده یعنی نرخ رشد اقتصادی از منفی به مثبت تبدیل شده، شتاب تورم گرفته شده و مشکلات بودجه دولت تا حدی سروسامان پیدا کرده است. بنابراین ما اکنون در شرایطی هستیم که تازه میخواهیم نرمالشدن اقتصاد را تجربه کنیم." روزنامه آرمان امروز گزارش هایی درباره جایگزینی 60 هزار خودروی فرسوده و نتیجه ندادن توافق با بدهکاران بانکی منتشر کرده است. این روزنامه طبق معمول به طور کامل اظهارات جهانگیری را پوشش داده و امروز با عنوان " پیشرفت مسکن مهر را دائم رصد میکنیم" منشر کرده است. همچنین این روزنامه گزارش مفصلی از جایگاه حداقل دستمزد در قانون" کار کرده و نوشته: " معاون روابط کار وزارت کار گفته بود با توجه به رکود تورمی و رشد اقتصادی منفی در کشور، نمیتوان بر اساس نرخ تورم حداقل دستمزد را تعیین کرد و در این صورت این کار تبعات منفی برای کل اقتصاد خواهد داشت.ظرف چند ماه گذشته تعدادی از فعالان کارگری نزدیک به دولت از ابداع روش جدیدی برای تعیین حداقل دستمزد خبر دادهاند که قرار است جایگزین روش سنتی سه جانبه گرایی و چانه زنی نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان برای تعیین مزد شود. در این روش وزارت کار قصد دارد با استفاده از کارگروه تخصصی مزد و بهرهوری، میزان بهرهوری در هر شغل را محاسبه کرده و آن را مبنای تعیین میزان دستمزد کارگران قرار دهد. روزنامه اعتماد نیز اظهارات معاون وزیر نفت درباره قیمت سقوط کرده نفت پرداخته اما یکی از جالب ترین خبرهای این روزنامه، پيشنهادات ايران براي توافق با ترك ها در مرز بازرگان است: "کاهش قيمت سوخت، برقراري شرايط صفر – صفر مرزي و پلمب باك كاميون، سه پيشنهاد ايران به تركيه براي توافق جديد در زمينه تردد كاميون ها از مرز بازرگان است. وضع عوارض توسط تركيه براي كاميون هاي ايراني به دليل مابه التفاوت قيمت سوختي است كه ايران از كاميون هاي تركيه مي گيرد. البته دليل اين كار 28 برابر بودن قيمت گازوييل در تركيه نسبت به گازوييل 250 توماني ايران است. اين مشكل از 17 روز پيش در مرز بازرگان ايجاد شده و هنوز راه حلي براي آن توافق و اعمال نشده است." روزنامه دولتی ایران در صفحات اقتصادی خود رپرتاژهایی برای دولت کار کرده و خبری که معمولا در سایت اختصاصی دولت و یا ایرنا منتشر می شود را به عنوان گزارش اصلی خود برگزیده است. در صفحه 5 روزنامه گزارشی با عنوان "توسعه همکاریهای ایران، ترکیه، روسیه، عراق و قطر تحقق مییابد/ظهور همکاریهای جدید اقتصادی در منطقه" کار شده و و در آن مطالب تکراری و کلیشه ای که مقامات کشورها از توسعه مناسبات اقتصادی با ایران سخن گفته اند منتشر شده و مثلا در قسمت ترکیه اصلا به مشکلات به وجود آمده کامیونداران ایرانی اشاره نشده است. روزنامه ایران همچنین گزارشی از روند برخورد بانک مرکزی با بیمجوزهای شبکه بانکی با عنوان "پیدا و پنهان مؤسسات مالی غیرمجاز" کار کرده و نوشته است: " بانک مرکزی با انتشار تازهترین فهرست مؤسسات مالی و اعتباری و بانکهای دارای مجوز نام9 مؤسسه و یک بانک را از فهرست خود کنار گذاشت. براین اساس در این فهرست جدید نام مؤسسههای مالی و اعتباری ثامنالحجج، ثامنالائمه، آرمان، فرشتگان، نور، میزان، فردوسی و مولیالموحدین دیده نمیشود. از میان بانکهای خصوصی نیز، بانک آینده (تات سابق) که پیش از این با عنوان بانک در شرف تأسیس از آن یاد میشد وجود ندارد." کیهان با تیتر "سیاست مبهم دولت در قبال سقوط قیمت نفت" گزارش کوتاهی از عملکرد نفتی اخیر دولت منتشر کرده و نوشته :"دولت یازدهم طی هفتههای اخیر که قیمت نفت 20 دلار کاهش یافته سیاست مشخصی را برای مقابله با این وضعیت اعلام نکرده است... ایران نیز که بیش از 70 درصد منابع درآمدیاش حاصل از فروش نفت خام است بر اثر این کاهش قیمت قطعا با مشکل مواجه می شود. در این باره حتی بسیاری از تحلیلگران بازار نفت معتقدند موضوع کاهش شدید قیمت نفت یک توطئه طراحی شده از سوی غرب خصوصا آمریکا و اذناب منطقهای او همچون عربستان است که با کاهش قیمت نفت، جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهند. در این شرایط تعدادی از کارشناسان بر این اعتقادند که دولت و خصوصا وزارت نفت باید برای مقابله با این توطئه دست به کار شده و اقداماتی را برای جلوگیری از روند کاهش قیمت نفت انجام دهد از جمله اینکه با رایزنی با اعضای اوپک نشست اضطراری کشورهای عضو اوپک را برگزار کند.اما علیرغم این نظر کارشناسانه، دولت تدبیر و امید تاکنون تدبیر خاصی برای مقابله با توطئه غربیها نیندیشیده و حتی نوعی دوگانگی در میان اعضای دولت در این باره دیده میشود." کیهان در مطلبی دیگر از قول قلیخسروی، دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران نوشته است :"در صورتی که در سال 86 دولت نهم، مسکن مهر، بافت فرسوده و مسکن مهر خودمالکی را رقم نمیزد میانگین هر متر خانه در تهران به 10 میلیون تومان میرسید... در حال حاضر 30 درصد از خانوارهای کشور مستاجر هستند این در حالی است که در کشورهای اروپایی این میزان 70 درصد است." روزنامه جوان نیز در صفحه اقتصادی امروز به سخنان معظمی معاون وزیر نفت اشاره کرده و با تیتر "احتمال بسته شدن بودجه با نفت 90 دلاری" نوشته است:"ما با وجود كاهش قيمت نفت خام، درخواست نشست اضطراري اوپك را نداريم، درخواست نشست اضطراري اوپك وقتي لازم است كه نتيجه بخش باشد اما در شرايط فعلي به صلاح نيست. منتها اين به اين معني نيست كه ما اقدامات لازم را براي اتخاذ استراتژي مناسب در اين شرايط نداشته باشيم." ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
مشروح یکصد و ششمین جلسه شورای شهر تهران؛ همچنین ولی الله شجاع پوریان با اشاره به فاجعه اسیدپاشی در اصفهان گفت: این حرکت غیرانسانی و شنیع در پایتخت فرهنگی کشور را به عنوان یک عضو شورای شهر محکوم می کنم.
به گزارش گروه اجتماعی مشرق، با حضور محمدباقر قالیباف شهردار تهران یکصد و ششمین جلسه شورای شهر آغاز شد.
در این جلسه قرار بود شهردار تهران گزارشی را در خصوص زمین واقع در محدوده اراضی حسنآباد منطقه 5 تهران (بلوار آیتالله کاشانی) و اعضای شورای شهر ارائه کند. بررسی یک فوریت لایحه (پیشنهاد و معرفی 6 نفر از کارکنان شهرداری تهران به عنوان قائممقام ذیحساب 2 در واحدهای تابعه شهرداری تهران) - بررسی طرح (الزام شهرداری تهران به تدوین برنامههای مسئولیتپذیری اجتماعی سازمانها و بنگاههای اقتصادی شهر تهران) و همچنین بررسی لایحه (اصلاحیه مصوبه اخذ عوارض حمل و نقل ریلی در شهر تهران) از جمله موضوعات مورد بررسی در یکصد و ششمین جلسه شورای شهر بود ضمن اینکه در جلسه امروز قرار بود بررسی طرح نامگذاری برخی از خیابانها و معابر مطرح شود. پول میلیاردی خیریهها در حساب یکی از اعضای شورا عبدالحسین مختاباد در جلسه علنی امروز شورا در تذکری گفت: تذکر من در مورد یکی از اعضای شورای شهر است، چراکه براساس یک تصمیم غلط این فرد چند میلیارد تومان پول به حساب خود واریز کرده که این قضیه نادرست است، چطور ممکن است یک نماینده عضو شورای شهر که حق امضا نیز دارد، میلیاردها تومان پول را خرج کند؟ وی با بیان اینکه پولهایی برای کمک به بنگاههای خیریه و... در اختیار اعضا قرارداده میشود، گفت: اما این چند میلیارد تومان پول در حساب نماینده ننگ شورا است و باید پاسخگو باشد، چراکه بهره بانکی این پول نزدیک به صد میلیون تومان است و از شورا تقاضای رسیدگی دارم، در غیراین صورت از سازمان بازرسی کل کشور درخواست رسیدگی خواهم داشت. رئیس شورا نیز در پاسخ به تذکر مختاباد گفت: ما حساب شخصی در شورا نداریم و هیچ نماینده ای چنین حسابی ندارد مگر به صورت مشترک. البته ستاد شورایاری ها و ستاد هماهنگی سمن ها چنین حسابی دارند، اما آن هم به صورت تک امضا نیست که تنها یک نفر بتواند درباره آن تصمیم بگیرد. وی در ادامه درباره این موضوع قول رسیدگی داد. در جلسه علنی امروز شورای شهر، مرتضی طلایی خواستار اصلاح قانون شورای شهر تهران به منظور تغییر نام شورای شهر تهران به عنوان شورای شهر تهران، شهر ری و تجریش شد. سرطان در میان کودکان افزایش یافته است احمد دنیامالی نیز نسبت به افزایش سرطان در میان نوجوانان و جوانان کلانشهرها مانند اهواز، اراک و تهران که آلودگی های صنعتی در آنها بیداد می کند، هشدار داد و گفت: سرطان در میان کودکان افزایش یافته است. ۳۰۰ میلیارد تومان برای شیر مدارس ابلاغ شود وی درخواست کرد 300 میلیارد تومان پولی که برای توزیع شیر رایگان در مدارس تصویب شده، هرچه زودتر تخصیص یابد. محمد سالاری، رئیس کمیسیون شهرسازی نیز نسبت به مصوبه دیروز شورای عالی شهرسازی تذکر داد و گفت: براساس این مصوبه، سیاست های تشویقی در تمام بافت های ناپایدار حذف می شود؛ در حالی که ما با تطبیق طرح تفصیلی، 14 هزار هکتار بافت ناپایدار را به 3 هزار و 700 هکتار رسانده بودیم که این بافت برای نوسازی نیاز به سیاست های تشویقی دارد. انتقاد طلایی از عدم رسیدگی مسئولان به حادثه شهربازی ارم مرتضی طلایی در یکصد و ششمین جلسه شورای شهر تهران با اشاره به حادثه رخ داده در شهربازی ارم در اردیبهشت ماه امسال گفت: در پی این اتفاق سه نفر از شهروندان مصدوم شدند. وی تصریح کرد: روز گذشته بنده از یکی از این عزیزان ملاقاتی را داشتم که 12 خرداد ماه از بیمارستان آسیا به بیمارستان دیگری منتقل شده بود که متأسفانه هیچ یک از مسئولان از این موضوع خبر نداشتند. بالغ بر 150 میلیون تومان توسط خانواده این مصدوم برای درمان وی هزینه شده است نایب رئیس شورای شهر تهران با اشاره به هزینههای هنگفت درمان این مصدوم گفت: بالغ بر 150 میلیون تومان توسط خانواده این مصدوم برای درمان وی هزینه شده است و این در حالی است که تا الان هیچ کمکی از سوی مسئولان متولی به این خانواده مستأصل و نیازمند نشده است. وی همچنین از ریاست شورای شهر تهران خواست تا این موضوع را از طریق دستگاه قضایی پیگیری کند. برای مقابله با دستفروشی در مترو برنامهریزی شود وی همچنین با انتقاد از دستفروشی در مترو گفت: این کار در تهران باب نبود و باید پیش از آنکه به فرهنگ تبدیل شود، برای مقابله با این کار برنامه ریزی کرد. عضو شورای شهر تهران در ادامه این جلسه با اشاره به بحث دستفروشان در مترو گفت: در حالی شاهد این پدیده هستیم که در گذشته کلانشهری مثل تهران دستفروشی در تهران کم بود اما هم اکنون رو به افزایش است که در این زمینه باید شهرداری تدبیری کند و اقدامات به موقعی را انجام دهد. وی همچنین از پیشنهاد تهیه سند برای فضاهای سبز حاشیههای بزرگراهی خبر داد و گفت: شهرداری تهران میتواند سازمان اسناد و املاک را مکلف کند که برای تمامی فضاهای سبز حاشیه بزرگراهی سند تهیه کند و در واقع تهیه سند برای زمینهای حاشیهای بزرگراهها یک ضرورت است. تجهیزات پارکها استاندارد نیست عباس جدیدی در جلسه علنی امروز شورا با اشاره به بازدیدهای دوره ای معاونت نظارت شورا از مناطق 22 گانه شهر تهران گفت: یکی از مشکلاتی که در بسیاری از بوستان های شهر تهران به چشم می خورد، غیراستاندارد بودن تجهیزات نصب شده در آنها است. احتمال آسیب دیدن کودکان وی تصریح کرد: تجهیزات نصب شده در این بوستان ها فلزی است که می تواند صدمات و آسیب هایی را برای کودکان و یا حتی افراد دیگر ایجاد کند. جدیدی با بیان اینکه استفاده از این تجهیزات درصد ایمنی را به شدت کاهش می دهد، تاکید کرد: مدیریت شهری باید با استفاده از تجهیزات غیر فلزی در جهت استاندارد سازی بوستان ها و پارک های شهر تهران حرکت کرده و سطح ایمنی آنها را ارتقا دهد. اسیدپاشی در اصفهان یک حرکت غیرانسانی و شنیع است شجاپوریان در ادامه یکصد و ششمین جلسه شورای شهر تهران با اشاره به حادثه اسیدپاشی در یکی از کلانشهرهای کشور استان اصفهان گفت: این یک حرکت شنیع و غیرانسانی است. وی تصریح کرد: این اتفاق در پایتخت فرهنگی ما صورت گرفته است و میطلبد که تمامی دستگاههای امنیتی و انتظامی برای مجازات فرد یا افراد خاطی ورود پیدا کنند. عضو شورای شهر تهران با اشاره به ورود دستگاههای امنیتی و انتظامی و تأکید آنها بر برخورد جدی با عوامل این حادثه گفت: از تمامی عزیزان بابت اقدامات انجام شده تقدیر میکنم. اسماعیل دوستی نیز دیگر عضو شورای شهر تهران با اشاره به حضور شهردار تهران در جلسه امروز و گزارش وی در خصوص زمین واقع در محدوده اراضی حسنآباد منطقه 5 تهران خطاب به رئیس شورا گفت: بنده معتقد هستم که باید تذکرات را نیز در دستور جلسه شورا قرار دهیم. وی با اشاره به حضور شهردار تهران و معاونین وی در جلسه امروز شورا گفت: این کار در حالی انجام شده است که نه به درخواست شهردار و نه به درخواست اعضای شورای شهر بوده و بهتر بود این عزیزان در محل کار خود حضور داشتند و به شهر و مردم خدمت میکردند. دوستی خاطرنشان کرد: باید آییننامههای شورا رعایت شود و شورای شهر تهران شورای پایتخت است و عملکرد آن در کشور تأثیرات منفی و مثبت خود را میگذارد. چمران: حضور قالیباف از روی برنامه و با درخواست قبلی بوده مهدی چمران نیز خطاب به دوستی در خصوص حضور شهردار در جلسه امروز گفت: دعوت از وی هم به درخواست قالیباف بوده و هم به درخواست تذکرکنندگان. مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تهران با اشاره به برخی حقایق در خصوص ماجرای قطع درختان در تهران، گفت: آنچه که باید مردم بدانند آن است که درختان باغات تهران در دهه دوم انقلاب قطع شده است. محمد مختاری امروز در صحن علنی شورا، گفت: در بررسیهایمان مشخص شد هیچ سازهای نیست که بتواند جلوی ارتفاع مشرفیات ساختمانها به زمین مورد نظر را بگیرد و همان موقع در گزارشها اعلام کردیم که میشود این زمین را بوستان کرد اما یک بوستان عمومی و به هیچ وجه نمی توان آن را بوستان مادر کرد. درختان باغات تهران در دهه دوم انقلاب قطع شده است وی با بیان اینکه از سال 71 یک اصله درخت هم از این زمین قطع نشده است، گفت: 42 سال است در فضای سبز تهران فعالیت میکنم و کارم را از زمانی آغاز کردهام که تهران تنها 5 پارک داشت، اما آنچه که باید بدانیم آن است که باغات تهران در دهه دوم انقلاب قطع شده است. خطاب به مردم شریف ایران و مردم تهران میگویم اگر با یک مجوز قطع درخت موافقت کرده باشم با عذرخواهی از مردم از خدمت خارج می شوم. این در شرایطی است که من ایستادگی کردم و در مقابل قطع درختان گفتهام حتی اگر با قطع درخت دست من را هم قطع کنند با آن موافقت نمیکنم. مختاری درباره باغ آقابزرگی هم، گفت: مردم باید مسائل را بدانند چرا که هیچ ترس و واهمهای از بیان حقایق ندارم و از هیچ گروه و دسته این نیستم. آن زمان من در کمیسیون ماده 7 بودم و دبیر کمیسیون ماده 5 اعلام کرد که درختها جمع آوری شوند اما تلفنی به آنها گفتم خیلی بیجا میکنید که درختان را جمع آوری کنید. وی افزود: آنها که برج 22 طبقه در سال 74 ساختند، تلاش کردند سال 72 مجوز بگیرند اما این مجوز را ندادیم. اظهارات مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز سبب شد که رییس شورای شهر خطاب به مختاری بگوید؛ کسی این مسائل را به گردن شما نمی اندازد بلکه مهر فضای سبز پای اسناد بوده است و کسی با شما مشکل ندارد بلکه بحث بر سر جمع آوری 488 درخت است که در سال 71 اتفاق افتاده و این منطقه به فضای بایری تبدیل شده که بعد از آن در آن گودبرداری شده است. وزارت آموزش و پرورش به تعهدات خود در خصوص توزیع شیر در مدارس عمل کند احمد دنیا مالی رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران در ادامه یکصد و ششمین جلسه شورا با اشاره به برنامهریزی مسئولان آموزش و پرورش در خصوص توزیع شیر رایگان گفت: در سال جاری تصویب شده است که 300 میلیارد تومان در بخش توزیع شیر اختصاص یابد که امیدواریم این موضوع هر چه زودتر عملیاتی شود. دنیا مالی همچنین از دولت و معاونت نظارت و برنامهریزی ریاست جمهوری درخواست کرد که در این زمینه اختصاص مبلغ اشاره شده را به کلیه مدارس سطح کشور ابلاغ کند. عضو شورای شهر تهران خاطرنشان کرد: متأسفانه ویژگی هوا، آلودگی صنعتی و حمل و نقل در بخشی از کلانشهرها از جمله تهران، اهواز، اراک بیشتر از سایر استانهاست و در واقع نوجوانان و جوانان ما با آلودگی دست و پنجه نرم میکنند. گزارش قالیباف درباره بوستان مادر محمدباقر قالیباف امروز حضور در صحن علنی شورای شهر تهران در مورد مباحث پیرامونی زمینی موسوم به بوستان مادر توضیحاتی را ارائه کرد. وی با بیان اینکه پس از انتخابم به عنوان شهردار تهران دیداری با آقای حقانی داشتم و به او گفتم که ما هر دو نیروی کار و تلاش هستیم، گفت: بارها به معاون خدمات شهریام اعلام کردم که حرف آقای حقانی را که سالها به عنوان معاون خدمات شهری مشغول به فعالیت بودند، گوش دهند و من مکلف هستم حرمت پیشکسوتان را نگه دارم. شهردار تهران ادامه داد: در این زمین که هفت هکتار است، نه 70 هکتار، از سال 84 که من به عنوان شهردار انتخاب شدهام، حتی یک درخت نیز وجود نداشت، گفت: در این مدت هیچ طرح، ردیف و اعتباری برای این بوستان وجود نداشت. وی تصریح کرد: در دهه 70 برخی طرح جامع را درون کشوی میزشان گذاشتند، اما ما در طرح جامع حفظ فضای سبز را در دستور کار قرار دادهایم و حتی مختاری، رییس سازمان پارکها در هر زمین با سند، بیسند و حتی زمین بایر مردمی درخت کاج کاشت. قالیباف افزود: برخیها فکر میکنند شهرداری کمیسیون ماده 5 ایجاد کرده است تا در مواقع لزوم از آن استفاده کند، اما باید بگویم که براساس قانون این کمیسیون متعلق به شورای عالی شهرسازی است. شهردار تهران توضیح داد: براساس تصمیم مدیریتی، مقرر شد که در هر منطقهای که زمینی وجود دارد و در آن منطقه پارکی نیست، زمینها به پارک تبدیل شود، گفت: اگر زمینی وجود داشته باشد که پهنه R یا M داشته باشد، به پهنه G قطعی تبدیل خواهد شد. وی اضافه کرد: شهرداری تنها یک نماینده ناظر در کمیسیون ماده 5 دارد و همگان میدانند که من مشی احمدینژاد را نمیپسندم؛ اما حق ندارم که حرمت قانون را نگه ندارم و این در حالی است که نقشهها پیش از این ابلاغ شده بود. قالیباف: قالیباف درختی را قطع نکرده، چراکه پارکی در آن منطقه نبود قالیباف تصریح کرد: به صراحت عنوان میکنم قالیباف درختی را قطع نکرده، چراکه پارکی در آن منطقه نبود و موضوع بزرگ شده است. شهردار تهران در ادامه گفت: 100 هکتار از باغات کن را که متعلق به مردم بود؛ در پهنه G قرار دادم و امروز 10 درصد بیشتر از تکلیف طرح جامع، فضای سبز ایجاد کرده ایم. وی همچنین گفت: من یک ماه قبل از رییس شورای شهر درخواست کردم که رسیدگی به بوستان مادر را در دستور جلسه شورا بگذارد. از آنجایی که برخی از مجموعه شورا به کمیسیون اصل 90 از دست شهردار در مورد باغی که وجود نداشت، شکایت کرده و به معاون اول رییس جمهور و حتی رییس قوه قضاییه نامه نوشتند، باید پاسخ میدادم. قالیباف با تاکید بر اینکه روال قانونی کار طی شده است، افزود: هنگامی که من در مورد بوستان مادر شنیدم، بسیار متعجب شدم که چطور پارک تخریب شده، اما من از آن اطلاعی ندارم که بررسیها نشان داد، قبل از مدیریت بنده، درختان این منطقه از بین رفته است. شهردار تهران همچنین با محکوم کردن اسیدپاشی ها در اصفهان گفت: اسیدپاشی یک جنایت بود و هیچ انسان آزاده منصفی این کار را تایید نمیکند. اما به خاطر برخی رفتارها میخواهند این اسیدپاشی را به پای امر به معروف و نهی از منکری که امام حسین (ع) برای آن قیام کرد، بگذارند. شهردار تهران در پایان جلسه نیز به خبرنگاران قول داد بالاخره بعد از مدت ها بعد از عاشورا و تاسوعا نشست خبری برگزار کند. محمد سالاری با اشاره به برگزاری جلسه روز گذشته شورای عالی شهرسازی و معماری کشور گفت: جلسه بسیار خوبی در بخش بافتهای فرسوده برگزار شد و تصمیمات خوبی نیز گرفته شد. ۴ هزار هکتار بافت فرسوده در شهر تهران وجود دارد وی با اشاره به بحث بافتهای ناپایدار در کشور حدود 14 هزار بافت ناپایدار در طرح تفصیلی آمده بود که خوشبختانه با همکاری شهرداری و شورای شهر در جهت تطبیق آمار بافتهای ناپایدار اقدامات خوبی صورت گرفت و هم اکنون آمار دقیق بافتهای ناپایدار در شهر تهران به 4 هزار هکتار رسیده است. وی در ادامه با اشاره به تبصره 42 بودجه 93 گفت: بر اساس این تبصره قرار شده بود یک درصد اعتبارات بودجه شهرداری در خصوص ساماندهی بافتهای فرسوده اختصاص داده شود که متأسفانه این امر هنوز تحقق پیدا نکرده است و ریالی تا به امروز در این زمینه پرداخت نشده است. در ادامه جلسه اقبال شاکری دیگر عضو شورای شهر تهران نیز از تلاشهای صورت گرفته یزدانی شهردار منطقه یک برای کمک به مردم خرمشهر گفت: پس از مصوبه شورای شهر تهران شهردار منطقه یک به خرمشهر رفته است و اقداماتی را انجام داده است که امیدواریم گزارشی از کمکهای انجام شده در اختیار شورا قرار گیرد. وی همچنین از معاونت خدمات شهری شورای شهر تهران به جهت برگزاری جلسات متعدد برای جمعآوری آبهای سطحی تشکر کرد و گفت: باید در این خصوص اهتمام ویژهای وجود داشته باشد. شاکری همچنین در خصوص برنامهریزی شهرداری تهران برای ادامه بزرگراه شهید صیاد شیرازی گفت: این طرح هم اکنون مراحل مطالعاتی خود را ارائه میکند و هنوز مصوبهای از سوی شورا برای کلید خوردن این طرح به تصویب نرسیده است. عضو شورای شهر تهران خاطرنشان کرد: پس از پایان مطالعات جهت ادامه بزرگراه شهید صیاد شیرازی موضوع به کمیسیونهای تخصصی ارجاع داده خواهد شد و تصمیم نهایی گرفته میشود.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
واقع گرایی یا عملگرایی؛ اوباما همچنین سعی دارد از طریق گفتمان و روش سخنرانی رنگ واقع گرایی را به رویکردهای خود بدهد، اما واقعیت این است که واقع گرایی در سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. این را از سیاستهای فرماندهی در سایه در لیبی و حمایت مستمر از مخالفان سوریه و تحریمهای غیر کارآمد بر ضد روسیه به جای اتخاذ سیاستهای مفید نیز می توان مشاهده کرد. گروه بینالملل لوکسترین ها - از مشرق در مرحله اخیر ارزیابیها در مورد سیاستهای دولت باراک اوباما رئیس جمهور این کشور و اظهارات متناقضی که از سوی مقامات آمریکا در مورد مسایل مختلف مطرح میشود و هیچ تاثیری نیز در عرصه میدانی تحولات ندارد، نشان میدهد که سیاست خارجی دولت اوباما هیچ راهبرد فراگیر مشخصی ندارد، این موضوع باعث انتقاد بسیاری شده و سیاست دولت آمریکا بویژه در امور تحولات خاورمیانه و درگیری موجود در آن را تا حد زیادی پیچیده و مبهم کرده است. در این راستا تصمیماتی گرفته شده که به صورت کلی نشان از عقبنشینی و کاستن از نقش فرماندهی جهانی آمریکا دارد که در دهههای اخیر به آن میبالید. محافل آمریکایی سوالهای عدیدهای را در مورد میزان واقعگرایی سیاست خارجی اوباما مطرح می کنند و میپرسند که آیا آمریکا واقعا به دنبال تامین نقش جهانی خود است، هدفی که بعد از جنگ سرد به ویترین اصلی رویکردهای ملی این کشور تبدیل شده بود. پاسخ به این سوالات را میتوان در مقالهای بررسی کرد که مجله نشنال اینترست به قلم پل ساندرز در شماره اخیر خود منتشر کرده است، این مقاله با عنوان "باراک اوباما واقع گرا نیست"، به بررسی دلیل رد این ادعا در واقع گرایی وی در سیاستسازی های خارجی میپردازد و عدم واقع گرایی وی را از این طریق اثبات میکند. این مقاله تاکید میکند که سیاست خارجی آمریکا باید مبتنی بر رویکردهای واقعی باشد، این نویسنده آمریکایی همچنین تحلیلی از دیدگاههای آینده و پیامدهای سیاست خارجی دولت اوباما بر اوضاع منطقه و جهان را نیز آورده است. ![]() مخالفان و موافقان اوباما عادت داشتند تا همین اواخر سیاستهای وی را در مسایل مختلف واقع گرایانه معرفی کنند، البته کاخ سفید این دیدگاه را برای همه جا انداخته بود، این کاری است که همه روسای جمهور آمریکا به دنبال ایجا آن بودند و سعی داشتند سیاستهای داخلی و خارجی خود را مبتنی بر واقعیت نشان دهند. اما اوباما در سخنرانی خود در می سال 2014 در وست پوینت نشان داد که از سیاستهای واقع گرایانه خود فاصله گرفته است، وی گفت که بر اساس آن چه افرادی که خود را واقعگرا میخوانند، مبارزات در سوریه و اوکراین و آفریقای مرکزی و راه حل آنها مربوط به ما نمیشود. این اعلام اوباما مبتنی بر واقع گرایی نیست، دو سوال بسیار مهم را ایجاد کرده است، اول اینکه چرا اوباما و مشاوران وی پیشتر تصور میکردند که سیاستها و دیدگاههای آنها واقعی بوده؟ و دوم اینکه چه چیز باعث تغییر افکار آنها شده است؟ در پاسخ به این سوالات باید به نقش مشاوران اوباما و تیم ریاست جمهوری وی در واقع گرا نشان دادن اوباما اشاره کرد، این موضوع رویکرد فکری و سیاسی ظاهری را نشان میدهد که به دنبال ایجاد ملتی در داخل آمریکاست، این روند به دولت آمریکا کمک میکند تا از دخالتهای غیر قابل توجیه در مشکلات بینالمللی پیچیده که ممکن است مدتهای طولانی ادامه داشته باشد، دوری کند، بویژه اینکه دولت جرج بوش مشکلات عدیدهای را برای این کشور باقی گذاشته و دولت اوباما باید به دنبال رهایی از این مشکلات باشد. ![]() ابهام در سیاستهای اوباما به این علت است که وی عوامل مستقیم اعلام آمادگی خود برای استفاده از قدرت در لیبی را اعلام نکرد، این در حالی است که وی از حمله نظامی به سوریه خودداری کرد، این در حالی بود که واشنگتن اعلام کرد دمشق خطوط قرمز اعلام شده از سوی اوباما را نادیده گرفته است. در موضوع پیوستن شبه جزیره کریمه به روسیه نیز همین اتفاق افتاد و وی بعد از اینکه مواضع و سخنان شدید اللحنی در این رابطه داشت، واکنشی بسیار ضعیف از خود نشان داد و هرگز اعلام نکرد که دولتش چه موقع دست به استفاده از زور خواهد برد. ![]() بهانه تعهد به معیارهای بینالمللی عدهای اعتقاد دارند که اوباما در طول مدت طولانی از سوی منتقدان و مدافعان خود به استفاده از سیاستهای عمل گرایانه مشهور بود. اما واقع گرایی بسیار مهمتر از عمل گرایی، اشتباه بین این دو مفهوم یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که در بررسی سیاست خارجی آمریکا وجود دارد. به همین علت است که میتوان گفت اوباما معمولا واقعگرا نیست، چرا که سیاستهای وی با عملگرایی آغاز و پایان مییابد. پل ساندرز کارشناس روابط بینالملل معتقد است که اوباما به تکیه بر معیارهای بین المللی اعتماد مفرط دارد، وی کمتر سعی میکند از زور و مرزهای آن استفاده کند و کمترین اهتمام را به این برگه در سیاست خارجه میدهد. وی همچنین تاکید میکند که دولت وی هیچ راهبرد بینالمللی ندارد. اوباما تلاش زیادی میکند تا قرن بیست و یکم را به قرن نوزدهم تشبیه کند تا علاقه مفرط خود به قواعد بینالمللی و معیارهای جهانی را نشان دهد. این در حالی است که محیط بینالملل در هرج و مرج قرار دارد و هیچ قدرت برتری در دنیا وجود ندارد و آمریکا نیز اراده واقعی ندارد که بتواند این نقش را به نفع خود مصادره کند. وی میگوید که قواعد و معیارهای بینالمللی در دو قرن گذشته توسعه پیدا کردهاند و آمریکا و اتحادیه اروپا و برخی از موسسات سازمان ملل سعی کردند آنها را بازتعریف کرده و تمامیت ارضی دولتها را تضعیف کنند و استفاده از قدرت را در واکنش به اشتباهات مختلف مشروع جلوه دهند. ساندرز میگوید که این نهایت سادگی است که انتظار داشته باشیم کشورهای دیگر از جمله روسیه و چین به قواعد و معیارهای بینالمللی که آمریکا آنها را کافی نمیداند و به دنبال تعدیل آنهاست، احترام بگذارند. از دیدگاه پکن و مسکو، واشنگتن همواره قوانین بینالمللی را که مدعی محافظت از آنهاست، نقض میکند. قواعد و معیارهای بین المللی مفهومی نیستند و میتوان آنها را به روشهای متناقض تشریح کرد، به همین علت میتوان استدلالها و دیدگاه هایی متناقض را درباره یک موضوع قانونی مطرح کرد. معنای مطلب فوق این نیست که نقش قوانین و معیارهای بینالملل بعد از پایان جنگ سرد نادیده گرفته شده، چرا که این مبانی تاثیر مهمی در تقویت قدرت آمریکا و توانمندیهای این کشور در دفاع از منافع خود داشته است. آمریکا از طریق همین معیارها بود که در جنگ سرد بر شوروی سابق غلبه پیدا کرد، از همین رو تلاش برای ایجاد تغییر در رویکردهای زیر خطری فعلی برای ثبات جامعه جهانی است که به نفع رقابتهای این کشور و رقبای خود در حال گذار بود. این موضوع را همه واقعگرایان متوجه میشوند، اما اوباما آن را نمیداند. نشانههای عدم واقعبینی در سیاست خارجی اوباما برخی رویکردها و شاخصها نشان میدهد که دولت اوباما در سیاست خارجی خود از واقع بینی برخوردار نیست، این شاخصها عبارتند از: اول: فقدان راهبرد کامل در سیاست خارجی: دولت اوباما برنامه راهبردی بین المللی و مشخصی ندارد، این رویکرد از مهمترین مبانی نقض واقع گرایی از سوی دولت اوباما است، شاید اوباما با پناه بردن به مبانی عملگرایی در سیاست خارجه خود به دنبال رفع این نقیصه است، اما در صورت فقدان راهبردی فراگیر، حتی عمل گرایی نیز نمیتواند برای تحقق اهداف بزرگ به کار گرفته شود. اوباما همچنین سعی دارد از طریق گفتمان و روش سخنرانی رنگ واقع گرایی را به رویکردهای خود بدهد، اما واقعیت این است که واقع گرایی در سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. این را از سیاستهای فرماندهی در سایه در لیبی و حمایت مستمر از مخالفان سوریه و تحریمهای غیر کارآمد بر ضد روسیه به جای اتخاذ سیاستهای مفید نیز می توان مشاهده کرد. ![]() سخنان وی در بروکسل بیشترین نشان از غافلگیر شدن او نسبت به تحولات جهانی داشت، وی گفت:نمیتوان در برابر روسیه با افزایش قدرت نظامی به بازدارندگی رسید. ساندرز این سخن را به عنوان کنار گذاشتن ناگهانی مبانی تاسیس سیاست خارجی آمریکا در هفت دهه اخیر یعنی استفاده از زور و خشونت و قدرت نظامی میداند. اوباما همچنین گفت: کمتر پیش میآید که استفاده از قدرت نظامی پاسخهای مشخصی را بدهد، استدلال این رویکرد را نیز میتوان در شبه جزیره کریمه و نحوه تعامل اوباما با این موضوع مشاهده کرد، این در حالی بود که این حادثه به پیروزی روسیه در پیوند دادن شبه جزیره کریمه به خاک خود منجر شد و آمریکا اقدامات قابل توجهی در این خصوص انجام نداد. سوم: عمل گرایی افراطی: تکیه آمریکا بر استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در مبارزه با تروریسم یکی از رویکردهای واضح این ایده و نتیجه مستقیم عملگرایی افراطی در سیاستهای اوباما است. حمله هواپیماهای بدون سرنشین مشکلات زیادی را برای آمریکا از جمله در واکنش منفی ساکنان کشورهای مختلف و ایجاد معیارهای ناخواسته برای دیگران که این هواپپماها را در اختیار دارند، به دنبال خواهد داشت.این روند باعث میشود تا دیگران نیز در این عرصه رقابت وسیعی را آغاز کنند، این در حالی است که هیچ شاخص دقیقی برای موفقیت این روند نیز وجود ندارد. فقدان راهبرد مشخص و تمرکز بر روی عملگرایی باعث کاهش نفوذ آمریکا در منطقه شده و این موضوع از طریق استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین قابل مشاهده است. این روند یک عقبنشینی از منطقه به شمار میرود. ![]() اقدامات دولت اوباما برای مقابله با چالشهای امنیتی نیز تنها تا جایی کار میکند که از انتقادات شدید داخلی در امان باشد و بتواند فشارها بر دولت خود برای مداخله در امور جهانی را کاهش دهد. ساندرز در پایان مقاله خود آثار سیاست خارجی دولت اوباما بر جایگاه و نقش جهانی آمریکا را تشریح و تاکید میکند که با وجود دوری دولت اوباما از وقوع مصیبت در سیاست خارجی در کوتاه مدت، اما وی دچار اشتباهات بسیار پر هزینهای شده است، اشتباهاتی که احتمالا تاثیرات آن در بلند مدت دامن آمریکا را خواهد گرفت، این اتفاق بویژه در مورد روسیه و چین و نقش آنها در تسریع اقدامات خطرناک در جامعه جهانی بر ضد آمریکا و همپیمانان آن قابل مشاهده است. این موضوع چالشی جهانی برای ادعای سردمداری آمریکا در جهان است و میتواند در بلند مدت اقتصاد آمریکا را نیز با تهدیدات جدی مواجه کند. این موضوع احتمال بروز جنگها و درگیریها را افزایش میدهد. به همین علت است که پل ساندرز معتقد است که سیاستهای اوباما واقع گرایانه نیست و این موضوع مصیبتی برای سیاست خارجی آمریکا به شمار میرود. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
تیم 7 نفره تکواندوی ایران در منچستر انگلیس با کسب دو طلا و دو برنز علاوه بر ثبت یک نتیجه درخشان، به رکوردی جالب در تاریخ ورزش ایران توسط 2 مرد طلایی خود دست یافت. گروه ورزشی لوکسترین ها- از مشرق سومين دوره گرند پريكس تکواندو سال 2014 انتخابی المپیک برزیل در سالن مركزي شهر منچستر انگليس برگزار شد تا تیم مردان ایران با كسب 2 طلا و 2 برنز در این مبارزات کارنامه ای درخشان از خود بر جای بگذارد. رقابتهای منچستر در كلاس G4 برگزارشد تا 237 تكواندوكار رنكينگ دار المپیکی از 59 کشور شانس خود را برای افزايش امتيازات حضور در المپیک 2016 ریودوژانیرو امتحان کنند.
![]() با تمام این اوصاف آنچه در این مجال جالب توجه به نظر می رسد، اول مسیری است که دو مرد طلایی تکواندو برای رسیدن به هدفشان طی کردند و دوم رکورد خارق العاده ای است که توسط یکی از آنها به ثبت رسید! ![]() ** نوجوان ایرانی یک تنه انتقام چند نفر را گرفت در وزن 58- کیلوگرم تکواندوکار 17 ساله کشورمان بار دیگر چشم ها را خیره کرد. فرزان عاشورزاده در منچستر با شایستگی قهرمان شد تا شرایطش در رنکینگ فدراسیون جهانی بهتر شود. اما نوجوان شایسته تکواندو ایران برای رسیدن به مدال طلا چه رقبایی را پشت سر گذاشت؟ توجه به پیشینه رقبای عاشورزاده نشان دهنده نکات جالبی است که زیر ذره بین قرار دادن آنها خالی از لطف نیست: انتقام اول فرزان در مبارزه اول سرجیو کلوب 28 ساله از آلمان را 12-0 شکست داد. حریف آلمانی اولین بار با گرفتن مدال طلای تورنمنت بن آلمان در سال 2003 خود را به عنوان یک مدعی معرفی کرد. کولب سال 2010 نفر سوم اروپا در سن پترزبورگ شد. جالب اینکه این حریف با تجربه در حالی در سالهای 2010 ،2011 و 2012 سه مرتبه متوالی به فینال مسابقات جهانی ارتش ها راه پیدا کرد و دو مدال نقره و یک طلا در کارنامه اش به ثبت رساند که در این سالها فرزان هنوز حضور در مسابقات قهرمانی نوجوانان ایران را تجربه می کرد! کولب که امسال مدال طلای تورنمنت فجیره را بر گردن آویخت، پیش از رویارویی با فرزان و قبول شکست 12-0 در دور اول گرندپریکس منچستر 5 مرتبه با ایرانی ها روبرو شده و 3 شکست و 2 پیروزی برابر ایرانی ها به ثبت رسانده بود. کولب اولین بار در مرحله یک شانزدهم نهایی مسابقات جهانی نوجوانان 2002 داوود عبدالرضایی را 10-5 شکست داده بود. جالب اینکه دومین حریف ایرانی او فیض ا... نفجم رییس فعلی هیات تکواندو مازندران بود. کولب در یک چهارم نهایی جام جهانی 2006 تایلند با سبک وزن آن سالهای تکواندوی ایران روبرو شد تا اولین شکست ایرانی اش را با نتیجه 0-4 تجربه کند. جالب اینکه خود نفجم در بانکوک قهرمان جهان شد. سرجیو در سال 2011 پای به مرحله یک چهارم نهایی مسابقات جهانی کره گذاشت اما این بار 10-5 به میثم باقری باخت. این آلمانی همان سال به فینال مسابقات ارتش های جهان رسید تا این بار 4-3 به علی شاکری ببازد. کولب خیلی زود در فینال مسابقات جهانی ارتش ها این شکست را با پیروزی 4-2 برابر شاکری تلافی کرد. به این ترتیب می توان گفت پیروزی فرزان بر این آلمانی به نوعی انتقام شکست شاکری در سال 2012 را از او گرفت. ![]() عاشورزاده در دور دوم با تائه مونچا از کره جنوبی روبرو شد. این نوجوان مازندرانی با برتری امتیازی 20-8 بلایی سر نماینده کره آورد که در انتهای مبارزه راه خروج از شیاپ چانگ را هم گم کرده بود. تائه حریف کوچکی نبود؛ او یک سال قبل در مسابقات جهانی مکزیک قهرمان شده بود. جالب اینکه مون چا در فینال پائوبلای مکزیک نماینده تکواندو کشورمان هادی مستعان را 8-9 برده بود. به این ترتیب سونامی تکواندو ایران در منچستر دومین انتقام تکواندو را از رقبای سرشناسش گرفت. انتقام سوم به گزارش مشرق، فرزان در دور سوم مبارزات منچستر با کارلوس ناوارو مکزیکی دیدار کرد. مبارزی که در سال 2014 موفق شد مدال طلای تورنمنت آزاد سن دومینگو را بر گردن بیاویزد. این مکزیکی در شرایطی به عاشورزاده 11-5 باخت که همین چند ماه پیش در لاس وگاس برنز تورنمنت آزاد آمریکا را بر گردن آویخته بود. کارلوس در سال 2010 پیش چشم تماشاگران هم وطنش قهرمان نوجوانان جهان شده بود. در تیخوانا ناوارو مبارزه فینالش را برابر محمد سلیمانی از کشورمان برگزار کرد که در نهایت با استفاده از جو پرفشار سالن موفق شد 11-9 حریف ایرانی اش را شکست دهد. به این ترتیب فرزان با 4 سال تاخیر انتقام آن شکست را هم از تکواندوکار مکزیکی گرفت. ![]() عاشورزاده در دور بعد با روی براگانسا از پرتغال روبرو شد، قهرمان اروپا در سال جاری میلادی که پیش تر مدالهای طلا و برنز مسابقات آیندهوون و هامبورگ را هم به کارنامه اش افزوده بود. نماینده مازنی تکواندو براگانسا را 9-6 شکست داد. روی 23 ساله قبل از این دو مرتبه سابقه مبارزه با ایرانی ها را داشت. این پرتغالی اولین بار در فینال تورنمنت سال 2011 صربستان 12-4 هادی شاهوردی را شکست داده بود. بعد هم در مبارزه پای فینال 2014 آلمان 6-9 مغلوب ابوالفضل یعقوبی شد. به این ترتیب در منچستر فرزان عاشورزاده در سومین مبارزه ایرانی- پرتغالی دومین شکست را به روی براگانسا تحمیل کرد. انتقام در انتقام فرزان در فینال منچستر، ژائو شوای چینی را هوشمندانه در راند طلایی شکست داد آن هم در شرایطی که در وقت معمول مبارزه 3-3 خاتمه یافته بود. اما ژائو چه سابقه ای در تقابل با ایرانی ها داشت؟ این چینی اولین بار در مرحله یک چهارم نهایی مسابقات جهانی نوجوانان به مصاف دانیال صالحی مهر رفته بود. شوای هم استانی بابلی عاشورزاده را روی شیاپ چانگ مسابقات نوجوانان، میلی متری 4-3 برد. این چینی در دومین برخوردش با ایرانی ها پیش روی هادی مستعان قرار گرفت. در یک هشتم نهایی مسابقات 2013جهانی مکزیک، شوای به نماینده کشورمان 6-7 باخت تا روی شیاپ چانگ مبارزات جهانی ناکام بماند. با این حال داستان مبارزات شوای و هادی ادامه پیدا کرد. این چینی در مسابقات منچستر برای اینکه راه صعودش به دورهای بالاتر را هموار کند مستعان را شکست داد تا با ملی پوش کشورمان بی حساب شود. به این ترتیب نتیجه تقابل او با فرزان در مبارزه فینال وزن 58- برای تکواندو ایران همه جوره مهم بود. عاشورزاده در مبارزه فینال ابتدا با ژائو به تساوی 3-3 رسید اما در وقت طلایی با زیرکی امتیاز چهارم را گرفت تا در دومین تقابل مازندرانی ها با این چینی،انتقام شکست های دانیال و هادی را با هم بگیرد. ** صید 6 طلا در یک سال به گزارش مشرق، بی تردید مهدی خدابخشی جانشین شایسته کاپیتان یوسف کرمی در تیم ملی تکواندوست. این جوان کرجی در سال 2014 به رکوردی عجیب و رویایی دست پیدا کرد که شاید تا مدتها در ورزش ما پابرجا بماند. خدابخشی در سال 2014 میلادی حضور در 7 میدان بزرگ را تجربه کرد تا با کسب 6 مدال طلا و یک نقره نشان دهد از چه آمادگی روحی و جسمی خوبی برخوردار است. ![]() اوساما بالاخره باخت خدابخشی در دور اول مسابقات منچستر با اوساما از تونس روبرو شد. این تکواندو کار کم سن و سال در کارنامه اش مدال برنز تورنمنت بلژیک را داشت و سال 2012 قهرمان آفریقا شده بود. اوساما قبل از منچستر دو بار با ایرانی ها روبرو شده بود. این تونسی در مسابقات بین المللی نوجوانان آلمان سال 2002 اول مهدی رفیعی را 12-2 برد و بعد 13-9 صادق موسوی را شکست داد تا قهرمان رقابتها شود. به این ترتیب خدابخشی در سومین تقابل ایرانی ها با اوساما این آفریقایی را 5-4 مغلوب کرد تا تلافی شکست های قبلی را تا حدودی در بیاورد. ماکسیم دوباره شکست ماکسیم رافایلوویچ ازبک، دیگر حریف مهدی در انگلستان بود. دارنده مدالهای طلا و نقره تورنمنت های 2013 مسکو و 2014 فجیره پیش از این یک بار طعم تلخ شکست برابر ایرانیها را چشیده بود. این ازبکستانی که در مبارزه ماقبل فینال مسابقات قهرمانی آسیا-تاشکند 2014- به خدابخشی خورده بود، پیش چشم هم وطنانش، چاره ای جز قبول شکست 3-12 برابر مهدی را نداشت .به این ترتیب در منچستر ماکسیم دوباره به خدابخشی تکواندو ایران باخت، البته این مرتبه 5-3. آرمن هت تریک کرد، دل نصر خنک شد خدابخشی در دور سوم مسابقات منچستر، با نماینده ارمنستان در المپیک لندن روبرو شد. آرمن یرمیان که سابقه حضور در لیگ برتر تکواندو ایران راهم داشت 3-0 مغلوب مهدی شد. دارنده 3 مدال برنز المپیک دانشجویان جهان(ازمیر-2005) قهرمانی دانشجویان جهان(بانکوک-2007و بلگراد-2009) این بار نتوانست مثل گرند پریکس قزاقستان از پس حریف ایرانی اش بر بیاید. آرمن پیش از این در مسابقات رسمی بین المللی 3 مرتبه با ایرانیها روبرو شده بود که البته تنها پیروزی اش در مبارزه آخر رقم خورده بود. مردی که در المپیک لندن تا یک قدمی مدال برنز پیش رفته بود 2 بار در فینال مسابقات دانشجویان جهان به روح ا...طالبی باخت. با این حال همین چند ماه قبل در مرحله یک شانزدهم گرند پریکس قزاقستان علیرضا نصر آزادانی چهره سرشناس تکواندو ما را -در راند طلایی- 8بر7 مغلوب کرد. می توان گفت یرمیان درچهارمین تقابلش با ایرانی ها هت تریک باخت کرد. کوک انگلیسی سوخت خدابخشی برای رسیدن به دیدار نهایی ابتدا به اجبار برابر مسعود حجی زواره قرار گرفت تا از سد طلایی محجوب تکواندو در بازیهای اینچئون 9-5 بگذرد. مهدی پس از این در فینال با سرشناس ترین چهره تکواندو بریتانیا آرون کوک روبرو شد. کوک چند ماه قبل از المپیک لندن با مسوولان تکواندو انگلستان دچار مشکل شد تا از لیست این تیم خارج شود. قهرمان اروپا در سال 2010، در سالهای 2010 و 2011 طلای مسابقات منچستر را برده بود. ضمن اینکه سال قبل در همین مسابقات به گردن آویز برنز رسیده بود. کوک آماده آماده بود، آرون در سال 2014 قهرمان اروپا شد، در منامه، فجیره، وین و سیدنی هم قهرمان شد. به این موفقیت ها مدال طلا گرند پریکس سوژو چین را هم اضافه کنید. ![]() به گزارش مشرق، با تمام این اوصاف نمی شد واقعیتی را درباره آرون کوک نادیده گرفت. این انگلیسی 5 مرتبه با ایرانی ها روبرو شده بود که حاصل تلاشش ثبت 3 شکست و 2 پیروزی بود. آرون در مسابقات جهانی 2007 چین وقتی سن و سالی نداشت به هادی ساعی 14-8 باخت. یک سال بعد در نیمه نهایی تورنمنت آیندهوون زورش به کوروش رجلی نرسید. حتی در فینال تورنمنت 2009 بلژیک به مهران عسکری 12-10 باخت. اما در دو تقابل آخر آرون با ایرانی ها فرد پیروز کوک انگلیسی بود. این مبارز در فینال تورنمنت 2010 منچستر، فرزاد عبداللهی را 9-7 برد و طلا گرفت. کوک امسال در مرحله یک هشتم نهایی گرند پریکس سوژو چین فاصله ای تا شکست نداشت؛ اما داوران در یک ثانیه پایانی مبارزه اش با مسعود حجی زواره به نماینده کشورمان اخطار دادند تا کرمانشاهی تکواندو در راند طلایی پیروزی را با شکست عوض کند. آرون چند روز قبل در منچستر قصد داشت به سومین پیروزی خود برایرانی ها دست پیدا کند که مهدی خدابخشی جوان و با انگیزه سد راهش شد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 07 آبان 1393 توسط m-r-r
|
||