سپیدار خبر
 
 
سپیدار خبر: در واکنش به اقدام توهین آمیز نشریه «شارلی‌ابدو»:

 

شعار "لبیک یا محمد(ص)" در اطراف سفارت فرانسه طنین انداز شد/ تجمع‌کنندگان خواستار اخراج سفیر فرانسه شدند/ سوختن پرچم کشورهای موهن به پیامبر در خشم مردم

تجمع اتحادیه‌ها و تشکل‌های دانشجویی، دانشجویان و اقشار مختلف مردم در اعتراض به توهین نشریه فرانسوی «شارلی‌ابدو» به پیامبر گرامی اسلام دقابقی پیش در مقابل سفارت فرانسه آغاز شد.

به گزارش سپیدار خبر از راه دانا، از ساعت 15 امروز دو شنبه 29 دی ماه، تجمع مردم و دانشجویان در اعتراض به اقدام توهین آمیز نشریه فرانسوی «شارلی‌ابدو» به پیامبر گرامی اسلام  در مقابل سفارت فرانسه واقع در خیابان نوفل‌لوشاتو آغاز شد.

این تجمع که با همراهی تمامی تشکل های دانشجویی همراه شده بود، لحظه به لحظه پرتعداد تر شده و با استقبال گسترده عابرین نیز مواجه شده است.

حاضرین در این تجمع با در دست داشتن پلاکارد، پوستر و دست نوشته‌هایی انزجار خود را از اقدام توهین آمیز این نشریه فرانسوی اعلام کردند.

دانشجویان با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس از حمایت‌های دولت‌های غربی از اقدام نشریه شارلی‌ابدو انتقاد کردند و خواستار اخراج حامیان تروریسم از کشور شدند.

نیروهای انتظامی با حضور گسترده خود در اطراف سفارت فرانسه مانع از ورود دانشجویان به سفارت فرانسه شده اند.

خیابان های منتهی به سفارت فرانسه مملوء از دانشجویان و مردم انقلابی شده است که با سر دادن شعار لبیک یا محمد(ص) فضای اطراف سفارت فرانسه را مملوء از خشم خود نسبت به هتاکان به پیامبر اسلام کرده اند.

با گذشت یک ساعتاز آغاز تجمع تمام خیابان های اطراف نوفل لوشاتو مملو از جمعیت شده و امکان عبور ماشین از این خیابان‌ها نیست.

به گزارش خبرنگار دانا، یکی از مهمترین خواسته های تجمع کنندگان اخراج سفیر فرانسه از ایران در پاسخ به توهین های نشریه شارلی ابدو به پیامبر اسلام (ص) است.

در ادامه این تجمع، پرچم دولت‌های توهین‌کننده به پیامبر(ص) در آتش خشم تجمع‌کنندگان در مقابل سفارت فرانسه سوخت.

احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در تجمع دانشجویان که در اعتراض به توهین نشریه فرانسوی چارلی ابدو در مقابل سفارت این کشور برگزار شد، گفت: غرب ادعا می‌کند مدافع حقوق بشر است و در همان حقوق بشر آمده است که انسانها در انتخاب عقیده‌های مختلف آزاد هستند و باید به عقیده‌های افراد احترام گذاشت.

وی ادامه داد: شما به ادعای خودتان می‌گویید که هرکس حق دارد عقیده خود را داشته باشد و نمی‌توان به آن توهین کرد پس چگونه اجازه می‌دهید به عقاید مسلمانان توهین ‌شود؛ این یک تناقض آشکار در رفتار دولت فرانسه است.

نماینده مجلس ادامه داد: اینکه عده‌ای به داخل یک نشریه بریزند و در آنجا کشتار انجام دهند ثمره اقدامات فرانسه است؛ این حرکت به احتمال زیاد نقشه خود غربی‌هاست تا اسلام را بدنام کنند زیرا این کشور از همین تروریست‌ها در عراق، سوریه و دیگر نقاط حمایت کرده است.

توکلی در ادامه با انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه پس از توهین نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر، گفت: در حالیکه چنین اقداماتی از سوی غرب و فرانسه علیه اسلام صورت می‌گیرد آیا باید مقامات وزارت امور خارجه آن رفتار را انجام می‌دادند؟

وی ادامه داد: رهبر انقلاب شما را فرزند انقلاب خواند و شما نیز باید اقدام متناسب انجام دهید.

این نماینده مجلس افزود: آیا آن اهانت به ساحت پیامبر یک «آخ»از سوی وزارت امور خارجه نمی‌خواست که شما آن سفر غیر خوشایند را انجام دادید؟

وی در ادامه خطاب به برخی جریان‌های داخلی اظهار داشت: کسانی که در داخل به کمپین ضد اسلام پیوسته‌اند آیا نمی‌دانند که پیامبر اسلام وجه مشترک همه اقوام ایرانی و وحدت‌بخش مسلمانان است.

توکلی خاطرنشان کرد: این جریان‌ها اگر فهم و غیرت دارند باید آن را به کار بگیرند و اقدامات ضد اسلامی را محکوم کنند.

حجت الاسلام پناهیان هم در این تجمع عنوان کرد: همه می‌دانیم فرانسه،دانمارک، انگلستان و سایر کشورهای حقیر در این فتنه سیاه و بازی نفرت انگیز جز پیاده نظامی بیش نیستند. فرانسه و انگلستان که مانند سگ قلاده به گردن خود را دست آمریکا سپردند بدانند ما هنوز جنایات دفاع مقدس را فراموش نکرده‌ایم.

هنوز خون شهیدانمانم را فراموش نکرده و نمی‌کنیم. امروز بسیج دانشجو، طلبه، بسیج ملت ایران برای تسویه گذشته نیامدند بلکه برای نفرت و بغض خود در اینجا حاضر شدند و تجمع امروز معنای دیگری دارد. این فریاد به اربابان آمریکا و انگلیس برسد. اگر امریکا خود را در پرتگاه نابودی نمی‌دید دست به این جنایت نمی‌زد.

آمریکا بدان اگر مرگ بر امریکا هشدار بود به محمد قسم تا مرگ تو را نبینیم دست از مبارزه بر نخواهیم داشت. تا نیستی و نابودی کامل استکبار از پای نمی‌نشینیم. مبارزه با دشمن ریشه در سنت رسول خدا دارد.

‫شما مستکبران خوب تشخیص دادید که اسلامی که پرچم انقلاب اسلامی را به جهان عرضه کرده غیر از اسلام امریکایی است.اسلام ما اسلام عزت و غیرت است. بیداری اسلامی نه تنها موجش جهان را برداشته و دیکتاتورهای شما را ذلیل کرده است بلکه در امریکا و انگلیس از مسلمانان جوان الگو می‌گیرد.بیداری اسلامی امروز اروپا را به لرزه در آورده است. اسلامی می‌خواهیم که عدالت را مستقر کند و حق مظلوم را از ظالم بگیرد.‬

ما درس آموختگان رهبر و ابرحریفی هستیم که شما را ذلیل کرد.به دیپلمات‌ها و وزیر امور خارجه می‌گویم: آخرین باری که مقام معظم رهبری که به نص قانون اساسی باید سیاست‌های کشور را تعیین کند، به شما فرمود سیاست محوری که شما باید اعمال کنید سیاست تعاملی ضد نظام سلطه است.

مقام معظم رهبری در بین ۵۰ هزار فرمانده پایگاه مقاومت بسیج در محرم سال گذشته گفت: شما باید از صدق زینب کبری(س) الگو بگیرید، زینب هیچ گاه پشت به دشمن نکرد. ضدیت نظام سلطه ولی پشت به دشمن نکنید.

حالا که آمریکا به قدرت اسلام و رسول اکرم(ص) حمله می کند چه جای حرف زدن از صلح حدیبه است. اصل دعوی جهاد با مستکبر است، صلح استثناء است ولی امروز روز استثناء نیست. اهانت به پیغمبر اکرم(ص) اهانت به ساحت مقدس الله است.

اگر ما مسلمان موحدیم، اگر همه مسیحی‌ها، زرتشتی‌ها و همه ادیان الهی موحد هستند همه باید یکپارچه اقدام کنند، فرانسه بازیچه دست آمریکاست پس مرگ بر آمریکا. دسته‌ها، هیئت‌ها و مساجد و تکایا و یک و نیم میلیون راهیان کربلا بدانید که امروز کربلای شماست. امروز باید همانطور که وقتی حرم حضرت زینب(س) تهدید شد به میدان آمدید مسئول باشید و به میدان بیاید.

شرمنده‌ایم که وزیر امور خارجه در این چکاچک ستیز دشمنان هوس کرده با وزیر امور خارجه آمریکا قدم بزند پس باید بگوییم وزیر امور خارجه اقتدار اقتدار.

انتهای پیام/ط


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 28 دی 1393 توسط m-r-r
سپیدر خبر: امتحانی که آنها بارها پس داده‌اند/

 

استقلال و پرسپولیس نزدیک به 60 میلیون هوادار دارند و واگذاری این 2 به صورت مزایده به معنای تحویل این تعداد هوادار به همراه برند، تاریخچه و اعتبار است.
گروه ورزشی سپیدار خبر، سال هاست که وقتی صحبت از خصوصی سازی دستگاه های مختلف دولتی به میان می آید، نام 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس نیز برای واگذاری به بخش خصوصی مطرح می شود. حالا در شرایطی قرار شده طی یک ماه آینده این 2 باشگاه از دست دولت خارج شوند که در جریان واگذاری سرخابی ها نکات مهمی نهفته است.  
 
استقلال و پرسپولیس به عنوان دو سنبل فوتبال ایران سال های متمادی است که به صورت دولتی اداره می شوند و از آن جهت که این 2 شرکت همواره زیان ده بوده اند، خساراتی نیز توسط این 2 باشگاه به بیت المال وارد می آمد. از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم، وزارت ورزش تصمیم گرفت تا خصوصی سازی 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس را عملیاتی کند. ابتدا قول هایی در زمینه خصوصی سازی این 2 باشگاه تا پایان سال 92 ارائه شد اما ماجرای خصوصی کردن این 2 باشگاه بعد از کش و قوس های فراوان، حالا به مرحله پایانی خود رسیده است.  
 
290 میلیارد کم است یا زیاد؟
 
اولین روز از هفته جاری بود که وزارت ورزش و جوانان رقم فروش پرسپولیس و استقلال را اعلام کرد و طی آن قیمت 290 میلیارد تومانی برای هر یک از دو باشگاه تعیین و مقرر شد سهام این دو باشگاه به صورت 40 درصد نقد و بقیه اقساط دو ساله به بخش خصوصی واگذار شود که جزئیات واگذاری این دو باشگاه تا پایان دی آگهی شده و مزایده در بهمن امسال برگزار شود.
 
290 میلیارد رقم اعلام شده در شرایطی با مخالفت جمعی از پیشکسوتان و علاقه مندان به خرید 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس مواجه شد که نه تنها این رقم بالا به نظر نمی رسد، بلکه کمترین رقمی است که وزارت ورزش برای سرخابی های پایتخت مقرر کرده است.  
 
استقلال و پرسپولیس امروز در کنار هم نزدیک به 60 میلیون هوادار در کل کشور دارند و واگذاری این 2 تیم به صورت مزایده به معنای تحویل این تعداد هوادار به همراه برند، تاریخچه و اعتبار 2 باشگاه به خریدار است. از همین رو به نظر می رسد رقم اعلام شده برای باشگاهی با این وسعت از نظر برند، سابقه و تعداد هوادار بسیار بیشتر از 290 میلیون تومان نیز می ارزد.  
 
شروط پیشکسوتان برای خرید پرسپولیس
 
پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس در شرایطی به دنبال خریداری این تیم هستند که نقاط ضعف بسیاری در کارنامه آنها وجود دارد و موجب می شود واگذاری سرخپوشان به پیشکسوتان به امری محال و غیرممکن تبدیل شود.
 
در شرایطی که بعید به نظر می رسد هدایت و مالکیت پرسپولیس به پیشکسوتان واگذار شود، تازه پیشکسوتان دست پیش هم گرفته اند و 5 شرط نیز تعیین کرده اند. شرط اول این است که سازمان خصوصی‌سازی باشگاه پرسپولیس را هم مثل سایر نهادهای دیگر واگذار کند یعنی ساختمان و اماکن این باشگاه را بر اساس قیمت کارشناس دادگستری قیمت‌گذاری کنند. شرط دوم این است که برند باشگاه متعلق به پیشکسوتان است و برای پیشکسوتان سهمی قائل شوند و 30درصد سهام را به آنها بدهند. شرط سوم این است که واگذاری به گونه‌ای باشد که پولش 5 ساله پرداخت شود. شرط چهارم این است که برای پیش‌پرداخت 10 درصد یا حداکثر 20 درصد برای خرید سهام پرداخت شود نه چهل درصد. شرط پنجم این است که در کار تعیین هیأت‌مدیره دخالتی انجام نشود.  
 
پیشکستان پرسپولیس در شرایطی این 5 شرط را برای خرید تیم محبوب خود مطرح کرده اند که عملا به نظر می رسد امکان واگذاری سرخپوشان به این جمع چند نفره مقدور نیست. این روزها برای خریداری پرسپولیس افرادی روی کار آمده اند که سابقه چندان درخشانی در گذشته خود ندارند و هر یک به نوعی در دوران فعالیت ورزشی خود، کارنامه ای سیاه تر از دیگری دارند.  
 
حسین هدایتی، علی پروین و امیر عابدینی در شرایطی حاضر شده اند که پرسپولیس و استقلال را خریداری کنند که هر یک از آنها درگذشته امتحان خود را پس داده اند. هدایتی که در ماجرای مالکیت باشگاه استیل آذین چنان عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشت که با مخارج میلیاردی هم نتوانست این تیم را در لیگ برتر نگه داشه و سرانجام به لیگ های پایین تر سقوط کرد. امیر عابدینی نیز همین بلا را در گیلان بر سر داماش آورد و هر روز از مشکلات مالی موجود می نالید تا اینکه بالاخره داماش گیلان با آن همه هوادار به لیگ آزادگان رفت. علی پروین نیز در چند برهه مدیریت سرخپوشان را بر عهده داشته و در هر دوره نیز پرسپولیس عملکردش بدتر شده که بهتر از نشده است.  
 
با توجه به شرایط به وجود آمده به نظر می رسد هدایت سرخابی ها تا یک ماه آینده طی یک مزایده به خریداری دیگر واگذار خواهد شد. این در شرایطی است که پیشکسوتان نیز تمام تلاش خود را انجام می دهند تا بتوانند پرسپولیس را به نام خود سند زده و بعد از آن درخصوص سایر مسائل موجود به شور و مشورت بنشینند. این در شرایطی است که موارد اختلافی گذشته پیشکسوتان با یکدیگر از یک سو و کارنامه مدیریتی آنها از سوی دیگر،  بیم و امیدهایی را برای هواداران به وجود آورده و در این بین بعید به نظر می رسد که با توجه به شروط تعیین شده، پرسپولیس به پیشکسوتان این باشگاه واگذار شود. 
منبع: فردا

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r
سپیدار خبر: سیاست اعلامی اوباما در کاخ سفید؛

 

رئیس‌جمهور آمریکا با بیان اینکه «بارها در اظهاراتم گفته‌ام که ترجیح می‌دهم به توافقی نرسیم تا این‌که یک توافق "بد" داشته باشیم»، می‌گوید: «اگر توافق هسته‌ای با ایران امضا شود تازه آن زمان است که وارد مرحله بعدی یعنی مذاکره با کنگره درباره تحریم‌ها خواهیم شد.»

گروه بین‌الملل sepidarkhabar - انتشار اخبار ضد و نقیض، متعدد، و غیرشفاف در خصوص پرونده هسته‌ای ایران تا حدودی باعث شده است تا حساسیت‌ها نسبت به اظهارنظر مقامات تعیین‌کننده در مذاکرات هسته‌ای بیشتر شود.

یکی از اظهارنظرهایی که شاید کم‌اهمیت نباشد و در رسانه‌های کشور به آن پرداخته نشد و یا ساده از کنار گذشته شد، پاسخ‌های باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا به سؤالات مطرح‌شده در کنفرانس مطبوعاتی خود در کاخ سفید بود. بخش کلیدی صحبت‌های اوباما درباره ایران مربوط می‌شود به این نکته که بعد از این‌که با ایران به توافق صددرصدی رسیدیم، درباره تحریم‌ها با کنگره وارد مذاکره می‌شویم.

کنفرانس مطبوعاتی اوباما درباره ایران

اوباما در تاریخ 5 نوامبر و طی کنفرانس مطبوعاتی در اتاق شرقی کاخ سفید به سؤالاتی درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران، نتیجه احتمالی مذاکرات و محدوده اختیارات خود پاسخ داده است.

 

اولین سؤال درباره مذاکرات هسته‌ای 5+1 با ایران، این بود که با توجه به نزدیک شدن مهلت نهایی برای رسیدن به توافق با ایران یعنی 24 نوامبر (3 آذر)، دیدگاه کنونی اوباما راجع به مذاکرات و پیش‌بینی او درباره نتیجه مذاکرات چیست و همچنین آیا محدوده اختیارات رئیس‌جمهور در مقابل کنگره آن‌قدر هست که دولت بتواند به طور یک‌جانبه و مستقل از کنگره با ایران توافق هسته‌ای امضا کند یا خیر؟

 

اوباما که به تازگی خبر نگارش نامه وی خطاب به رهبر معظم انقلاب از طریق رسانه‌های آمریکایی فاش شده است، در پاسخ به این سؤال می‌گوید: "به دلیل وضع تحریم‌های بی‌سابقه علیه ایران، اقتصاد این کشور به معنای واقعی کلمه فلج شد. همین موضوع هم ایران را دور میز مذاکره کشاند و برای نخستین بار آن‌ها به صورت جدی به ما تضمین‌هایی مبنی بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای دادند. همچنین به تعهدات موقتی که درپی مذاکرات پیشین مطرح شد، عمل کردند. از‌این‌رو توانسته‌ایم در برنامه هسته‌ای‌شان وقفه ایجاد کنیم و در برخی موارد توانستیم ذخیره مواد غنی‌شده‌شان را نیز کاهش دهیم."

 

وی پس از این مقدمه‌چینی به موضوع سؤال برمی‌گردد و توضیح می‌دهد: "سرجمع، مذاکرات و بحث‌ها را مفید و سازنده می‌دانم. جامعه بین‌الملل سر این موضوع متحد و یکپارچه عمل کرده است. البته، بین طرف‌های متحد ما شکاف‌های زیادی بوده است. از‌ طرفی باید خاطرنشان کنم که کشورهایی نظیر روسیه که با ما اختلاف‌نظر دارند نیز سر این موضوع با ما هماهنگ عمل کرده و در مسیر چاره‌جویی برای ساقط کردن برنامه تولید سلاح هسته‌ای ایران با ما همکاری کردند. برنامه هسته‌ای ایران می‌توانست نه‌تنها دوستانی نظیر اسرائیل را تهدید کند، بلکه در درازمدت ممکن بود به‌طور بالقوه برای آمریکا خط‌ و نشان بکشد."

کنفرانس مطبوعاتی اوباما درباره ایران

 

رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه، همه چیز را به هفته‌های آتی واگذار و تصریح می‌کند: "این‌که آیا می‌توانیم به واقع پیمان و توافقی با ایران امضا کنیم را باید به سه، چهار هفته آینده سپرد. ما چارچوبی پیشنهادی طرح کرده‌ایم که آن‌ها به موجب آن می‌توانند نیازهای صلح‌آمیز هسته‌ای خود را برآورند. درصورتی‌که آن‌چه رهبرشان می‌گوید که ما به دنبال تولید جنگ‌افزار هسته‌ای نیستم، صحت داشته باشد، باید اطمینان داشته باشند که مسیر، باز است و طی یک روند قدم‌به‌قدم می‌توانند از زیر بار تحریم‌ها خارج شوند و به‌عنوان عضوی کامل و به‌تمام‌معنی دوباره در جامعه بین‌الملل حضور یابند."

 

اوباما که تلاش می‌کند همه مسؤولیت مذاکرات و در صورت شکست آن‌ها، تقصیر را به گردن تیم ایرانی بیندازد، خاطرنشان می‌کند: "بااین‌حال، باید دانست که آن‌ها خط مشی خاص خود را دارند و بین ایران و آمریکا یک‌جور "عدم اعتماد ریشه‌دار" به‌وجود آمده است. بخش قابل‌توجهی از نخبگان و خواص سیاسی ایران با سیاست ضدآمریکایی بزرگ می‌شوند و خیلی راحت آمریکا را مقصر بسیاری از مشکلات و مسائل موجود می‌دانند. از‌این‌رو، این‌که آیا مقامات ایران به صلاح کشورشان، منطقه و جهان رفتار می‌کنند یا نه، هنوز محل سؤال است. در چند هفته آینده موضوع روشن‌تر خواهد شد."

 

از آن‌جا که باراک اوباما به آخرین بخش سؤال قبل که تعیین‌کننده‌ترین بخش سؤال هم بود پاسخی نمی‌دهد، بار دیگر این سؤال مطرح می‌شود که "آیا شما این اختیار را دارید که به منظور رسیدن به یک توافق، یک‌سویه تحریم‌های ضدایرانی را بردارید؟"

 

پاسخ اوباما باز هم به جای دادن پاسخ صریح "بله" یا "خیر"، ارائه توضیحات جانبی در این‌باره است: "جنس تحریم‌ها با هم فرق می‌کند. از یک‌طرف، تحریم‌های چندجانبه داریم، و از سویی تحریم‌های سازمان ملل. به‌علاوه دولت ما نیز تحریم‌هایی را یک‌جانبه وضع کرده است. از‌این‌رو گمان می‌کنم در هر حوزه، قضیه فرق می‌کند."

 

اوباما همچنان پاسخی به این سؤال کلیدی نمی‌دهد و اظهارات تکراری گذشته را به زبان می‌آورد: "البته بنده نمی‌خواهم "سرنا را از سر گشادش بزنم" و کار را برعکس انجام دهم. چیزی که دنبالش هستیم این است که به یک توافق برسیم. چنانچه توافقی حاصل شود که من مطمئن شوم ایران دستش به سلاح هسته‌ای نمی‌رسد و جهان و افکار عمومی را نیز راضی کند، آن وقت نوبت به جلب نظر کنگره می‌رسد. در این زمینه گمان می‌کنم استدلال خوبی جهت ارائه به کنگره داشته باشیم. استدلال این است که این راه، بهترین راه برای ممانعت از هسته‌ای شدن ایران است. این راه، بی‌شک از هر گزینه جایگزینی که اقدام نظامی را نیز شامل می‌شود، مؤثرتر خواهد بود."

کنفرانس مطبوعاتی اوباما درباره ایران

 

رئیس‌جمهور آمریکا در آخرین بخش سخنانش درباره ایران هم، موضع دیکته‌شده از سوی رژیم صهیونیستی را بازگو می‌کند: "لازمه این کار، رسیدن به یک توافق "خوب" است. بارها در اظهارنظرهایم گفته‌ام که ترجیح می‌دهم به توافقی نرسیم تا این‌که یک توافق "بد" داشته باشیم. چراکه نمی‌خواهیم تحریم‌ها را برداشته و به ایران مشروعیت دهیم و در عین‌حال ساز و کار درستی جهت اطمینان از عدم سر باز زدن ایران از آن توافق بد و تولید سلاح هسته‌ای در دست نداشته باشیم."

 

با نزدیک‌تر شدن پایان مهلت دو طرف برای رسیدن به توافق نهایی هسته‌ای، باید دید آیا طی هفته‌های گذشته این روند حاشیه‌سازی و طفره رفتن از موضوع اصلی ادامه پیدا خواهد کرد و یا ایران و 5+1 و به خصوص آمریکا می‌توانند در فضایی سازنده مذاکرات را به پایان برسانند و به توافق برسند که از یک سو حقوق اساسی ملت ایران را به رسمیت بشناسد و از سوی دیگر، کنگره به بهانه‌های مختلف اقدام به وتوی آن نکند.

 

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r
محمد ضیف کیست؛
 
سپیدار خبر: وحشت مقامات شاباک وقتی بیش‌تر شد که به آن‌ها خبر دادند، در این بمباران، منزل محمد ضیف کاملاً تخریب شده است، همسر و فرزند وی کشته شده‌اند، اما هیچ اثری از خود ضیف درون خانه نیست. "مردی در سایه" را با بمباران هم نتوانسته بودند ترور کنند.

محمد ضیفگروه بین‌الملل sepidarkhabar: - "کارمی گیلون" رئیس اسبق سازمان امنیت داخلی اسرائیل موسوم به "شاباک" اخیراً "محمد ضیف" فرمانده کل گردان‌های "عز الدین قسام" شاخه نظامی حماس را با عبارت "مرد در سایه" توصیف کرد و عجیب‌تر این‌که این مقام اسبق شاباک در گفتگو با شبکه 2 تلویزیون اسرائیل اظهار کرده است که "ای کاش "محمد ضیف" عضو یگان ویژه رؤسای ستاد ارتش اسرائیل بود." گیلون توضیح داد که ضیف تا کنون چندین بار از سوءقصد جان سالم به در برده است و اسرائیل هنوز نتوانسته او را شکار کند.

 

رژیم صهیونیستی در آخرین تلاش خود برای ترور ضیف، طی جنگ اخیر غزه محل سکونت او را هدف بمباران قرار داد. وحشت شاباک از جان سالم به در بردن دوباره ضیف به حدی بود که نیروی رژیم صهیونیستی منتظر ماندند تا بمباران پایان یابد و بعد به منزل ضیف هجوم ببرند و مطمئن شوند که وی "بالأخره" در این عملیات کشته شده است. وحشت مقامات شاباک وقتی بیش‌تر شد که به آن‌ها خبر دادند، در این بمباران، منزل محمد ضیف کاملاً تخریب شده است، همسر و فرزند وی کشته شده‌اند، اما هیچ اثری از خود ضیف درون خانه نیست. "مردی در سایه" را با بمباران هم نتوانسته بودند ترور کنند.

 

گیلون تنها مقام رژیم صهیونیستی نیست که شخصیت محمد ضیف را ستایش کرده است. "یوناتان" چند سال پس از کناره‌گیری از منصب خود به عنوان "مسئول پرونده نوار غزه" در سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی خاطرات خود از ملاقات و حتی زندگی با محمد ضیف را این‌گونه بیان می‌کند: "حدود 25 سال پیش، سال 1989، مسئول پرونده نوار غزه در شاباک بودم. آن‌جا برای اولین بار با محمد ضیف پس از آن آشنا شدم که به خاطر انجام فعالیت‌های مبارزاتی در جریان انتفاضه بازداشتش کرده بودیم. ضیف به خاطر خوش خط بودنش، مسئول نوشتن پلاکاردهای ضد اسرائیلی شده بود."

محمد ضیف
"کارمی گیلون" رئیس اسبق شاباک

 

ضیف تا آن زمان تجربه زیادی در انجام عملیات‌های پیچیده نظامی نداشت. با این وجود، عملیات ربودن یکی از نظامی صهیونیست به نام "الون کروانی" را طراحی کرد. تنها اشتباهی که مجریان این عملیات کردند این بود که پس از ربودن کروانی، و ضرب و جرح شدید، او را در کشتزاری در استان "خان یونس" رها کردند. کروانی زنده ماند و با خبر دادن به ارتش اسرائیل، تعقیب عاملان این عملیات آغاز شد. ضیف رفته‌رفته پخته‌تر از قبل شد و در طراحی عملیات‌هایی مهارت پیدا کرد که مقامات رژیم صهیونیستی را سردرگم کرده بود.

 

یوناتان خاطرنشان می‌کند: "مسئله‌ای که مقامات اسرائیلی را بیش از هر چیز دیگری عصبانی می‌کند، این است که ضیف توانسته بود طی عملیاتی "نحشون وکسمن" نظامی اسرائیلی را ربوده و به قتل برساند و حتی یک اتوبوس صهیونیستی را در قلب تل‌آویو منفجر کند." وی ادامه می‌دهد: "ضیف پس از آن‌که تلاش ما برای دستگیری‌اش آغاز شد، از آن‌جا که مبارز باهوشی بود، دیگر هیچ‌گاه در ملأ عام ظاهر نشد."

 

مقامات اسرائیلی از جمله یوناتان اعتراف می‌کنند که نفوذ به حماس و رهبران و اعضای آن دشوار است. برای نفوذ به جنبشی مانند حماس، باید یک نیروی کارکشته را اجیر و تربیت کرد که این مسئله اگر شدنی باشد، باز هم فوق‌العاده زمان‌بر است. یوناتان می‌گوید: "پس از ارتقای سمت سازمانی ضیف در گردان‌های قسام، بارها به همراه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیلی به خانه‌اش حمله کردیم تا یک سرنخ از او پیدا کنیم، ولی ناکام ماندیم." وی در ارزیابی قدرت عملیاتی و نظامی ضیف می‌گوید: "ضیف به لحاظ طراحی عملیات و استفاده از تاکتیک‌های نوین، بی‌نظیر بود. در گزینش نیروها برای اجرای عملیات‌هایش هم بسیار موفق بود. ارتش و سازمان اطلاعاتی شاباک خیلی دیر به خطرناک بودن محمد ضیف پی بردند."

محمد ضیف
"علی" پسر هفت ماهه محمد ضیف که در حمله به خانه وی شهید شد

 

خبرگزاری "دویچه وله" درباره استیصال ارتش رژیم صهیونیستی بر اثر ناکام ماندن در ترور محمد ضیف در گزارشی با عنوان "مرد مرموزی که ارتش اسرائیل به دنبال اوست" می‌نویسد: "ارتش اسرائیل برای ششمین بار به عملیاتی برای کشتن محمد ضیف دست زد. ضیف در بیست سال گذشته از 6 حمله نیروهای اسرائیلی جان سالم به در برده است. شامگاه سه‌شنبه (19 آگوست) نیروهای اسرائیلی برای ششمین بار درصدد شکار او برآمدند و سه راکت به سوی ساختمانی شلیک کردند که گمان می‌رفت او در آن اقامت دارد."

 

در ادامه این گزارش آمده است: "به گفته منابع فلسطینی، در این حمله "وداد" همسر 27 ساله ضیف، "ساره" دختر سه ساله و "علی" پسر هفت ماهه او شهید شدند. اما به نظر می‌رسد که عنصر فعال حماس که اسرائیل او را "گربه‌ای با هفت جان" می‌خواند، همچنان زنده باشد." دویچه وله همچنین تأکید می‌کند: "اسرائیل، محمد ضیف را دشمن شماره یک خود می‌داند. رهبران اسرائیل گفته‌اند که تا به دام انداختن او از پای نخواهند نشست. آن‌ها او را مسئول مرگ بسیاری از افراد بی‌گناه می‌دانند."

 

پس از عملیاتی که به شهادت اعضای خانواده ضیف منجر شد، آخرین نامه همسر ضیف در رسانه‌های مختلف منتشر شد. خبرگزاری "میدل ایست مانیتور" بخشی از این نامه را منتشر کرد: "تو به اسرائیلی‌ها اجازه دادی کارهایت را ببینند، اما صورت را نه، و این اسرائیلی‌ها را دیوانه کرده است. همه تلاش‌های آن‌ها برای ترور تو بی‌ثمر مانده و تمامی ملت فلسطین در آروزی دیدن سایه تو حتی از دور هستند، ولی قهرمان من، تنها من هستم که رنگ چشمانت، شمایل صورتت، و بلندی قدت را می‌شناسم."

 

محمد ضیفاما "محمد دیاب ابراهیم المصری" مشهور به "محمد الضیف" کیست و چگونه یک تنه توانسته است با ارتش اسرائیل دربیفتد؟ دویچه وله در مقاله خود توضیحاتی هم درباره ضیف می‌دهد: "نام اصلی او "محمد مصری" است و احتمالاً در سال 1965 در یک اردوگاه پناهندگی در نزدیکی "خان یونس" در نوار غزه به دنیا آمده است. او در بیست سال گذشته در عملیات‌های بی‌شماری علیه اسرائیل شرکت داشته است. وی از همرزمان خود لقب "ضیف" به معنای "مهمان" را گرفته، زیرا پیوسته محل اقامت خود را تغییر می‌دهد."

 

ضیف که به علت عملیات‌هایش علیه رژیم صهیونیستی توسط تشکیلات خودگران دستگیر و زندانی شده بود، در سال 2000 و با آغاز موج دوم انتفاضه، موفق شد از زندان فرار کند. در سال 2002 پس از آن که "صلاح شحاده" رهبر یگان‌های عزالدین قسام به دست نیروهای اسرائیلی به شهادت رسید، ضیف به عنوان فرمانده جدید این یگان‌ها تعیین شد. پس از آن‌که رهبری یگان‌های عزالدین قسام را به دست گرفت، نیروهای اسرائیلی برای پنجمین بار سوءقصدی علیه او انجام دادند که به ستون فقرات او به شدت آسیب رساند و او را برای همیشه فلج کرد. ضیف رهبری شاخه نظامی حماس را به شاگرد و معاون خود "احمد جعبری" واگذار کرد، اما جعبری در سال 2012 به دست ارتش اسرائیل به شهادت رسید و ضیف عملاً دوباره رهبری عملیات‌های مسلحانه حماس و تصمیم‌گیری در این‌باره را به عهده گرفت.

 

فرمانده گردان‌های عز الدین قسام با همه شهرتی که دارد، هنوز برای رسانه‌های دنیا و حتی برخی از مقامات فلسطینی ناشناخته است. آخرین عکسی که از او در دست است، به 20 سال پیش برمی‌گردد. این فرمانده فلسطینی، استاد تغییرقیافه و مخفی‌کاری است. اسرائیل بی‌پرده می‌گوید که ضیف در بین این همه حزب و گروه فلسطینی، در صدر لیست افرادی قرار دارد که مرده و زنده‌اش تحت پیگرد است. یکی از روزنامه‌های عبری‌زبان درباره وی می‌گوید: "گریز این فرد از مرگ، ستودنی است. وی به‌خوبی از کانون توجهات دور مانده و در صحنه مدیریت و فرماندهی نیز پرنفوذ است و مدبرانه عمل می‌کند، در نهایت باید گفت که دست‌یافتن به چنین فردی، بسیار دشوار و شاید نشدنی است." محمد ضیف هرگز از ابزارهای الکترونیکی که شاید بتوانند محل اقامت او را آشکار کنند، استفاده نمی‌کند. کارشناسان اطلاعاتی اسرائیل بر این عقیده‌اند که ضیف هم در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی نیروهای قسام نقش دارد و هم در ساخت بمب و اجرای برخی عملیات‌ها شرکت می‌کند.

 

چنین نیروی ماهر و خبره‌ای مسلماً آموزش‌های لازم را نزد فردی دیده که دست‌کم به اندازه خود ضیف صهیونیست‌ها را زله کرده باشد. گفته می‌شود ضیف مهارت ساخت دستگاه‌های انفجاری را از مهندس شهید "یحیی عیاش" یاد گرفت. "عیاش" یکی از مسئولین و بنیانگذاران شاخه نظامی حماس و گردان‌های عز الدین قسام بود که به صورت نظام‌مند، هوشمندانه و طراحی‌شده شروع کرد به استفاده از عملیات‌های استشهادی در پاسخ به جنایات رژیم صهیونیستی.

محمد ضیف
"یحیی عیاش" یکی از بنیانگذاران شاخه نظامی حماس

 

آن‌چه بهتر نشان می‌دهد که محمد ضیف احتمالاً دست‌پرورده یحیی عیاش است، این است که "عیاش" هم چند سال اسرائیلی‌ها را به دنبال خود کشاند و نمی‌توانستند او را ترور کنند. بالأخره به خاطر خیانت یکی از نزدیکانش ارتش اسرائیل توانست او را شهید کند. پس از ترور یحیی عیاش، ضیف که اندکی قبل به گردان‌های قسام پیوسته بود، کم‌کم جای او را پر کرد، اما در واقع پس از کشته شدن "صلاح شحاده" بود که به طور رسمی در سال 2002 فرماندهی این گردان‌ها را برعهده گرفت. ضیف را به همراه "نضال فتحی رباح فرحات" و "عدنان الغول" طراح موشک‌های "قسام" می‌دانند.

 

خبرگزاری "میدل‌ایست مانیتور" طی گزارشی با اشاره به خبر اظهارنظر کارمی گیلون درباره ضیف می‌افزاید: "در جنگ اخیر غزه، اسرائیل مترصد فرصتی بود که ضیف را ترور کند، اما در این راه ناکام ماند. هدف اسرائیل از صورت دادن اقدامی آن هم در آن شرایط، این بود که افسانه این فرمانده گریزپای حماس را در هم بشکند تا شاید از این طریق روحیه سربازان خود را تقویت کند. از طرفی، نتانیاهو می‌خواست با کشتن محمد ضیف کمی از انتقادات داخل اسرائیل علیه خودش را کم کند که از رسیدن به این هدف نیز بازماند."

 

"عماد فلوجی" از معدود کسانی است که ضیف را از نزدیک دیده است. فلوجی از سران ارشد سابق حماس است که یکی از بنیانگذاران حماس نیز محسوب می‌گردد. وی درباره ضیف می‌گوید: "آدم بسیار آرام و کم‌حرفی است. زیاد آفتابی نمی‌شود و خودش را در میان جمعیت مخفی می‌کند و با گذرنامه و هویت‌های گوناگون جابه‌جا می‌شود. بر خلاف خالد مشعل که گفته می‌شود در هتلی پنج ستاره در قطر روزگار می‌گذراند، ضیف آدم خاکی‌تری است و با مردم بیش‌تر می‌جوشد."

محمد ضیف
"احمد جعبری" شاگرد "محمد ضیف" که در سال 2012 ترور شد

 

ضیف، با "محمد دحلان" از رهبران برکنار شده جنبش فتح نیز رابطه‌ای بسیار قدیمی دارد. ضیف و دحلان هر دو زاده "خان یونس" هستند و از همان آغاز کودکی رابطه‌ای بسیار صمیمی با یک‌دیگر داشته و هر دو در اوایل دهه 80 در دانشگاه اسلامی غزه تحصیل کرده‌اند. ظاهراً دحلان نقش مهمی در معالجه ضیف پس از سوءقصدهای مکرر اسرائیل داشته است. از سوی دیگر گفته می‌شود که با هماهنگی دحلان در دهه 90، ضیف بارها به دیدار "یاسر عرفات" در دفتر اصلی‌اش رفته است. در جنگ اخیر غزه نیز که برق نوار غزه به دلیل حملات اسرائیل دچار مشکل شده بود، ضیف از طریق دحلان از مصر درخواست کرده بود تا سهم برق نوار غزه را از 27 مگاوات به 32 مگاوات افزایش دهد.

 

محمد ضیف را به سه دلیل با شیخ "احمد یاسین" بنیان‌گذار حماس مقایسه می‌کنند: معلولیت وی و نشستنش بر روی صندلی چرخدار، مرجعیت دینی وی برای رزمندگان گردان‌های قسام، و فرماندهی وی در امور نظامی، زیرا یاسین نیز قبل از تأسیس حماس، فعالیت‌های نظامی اخوان‌المسلمین در غزه را فرماندهی می‌کرد.

 

بر خلاف تصور، در پرده بودن ضیف، اتفاقاً بر شهرت و محبوبیت او افزوده است. یکی از آخرین نظرسنجی‌هایی که توسط یک وب‌سایت فلسطینی انجام شده است، نشان می‌دهد که ضیف در بین مردم فلسطین از خالد مشعل و اسماعیل هنیه نیز محبوب‌تر است. ضیف در نظر فلسطینیان یک شخصیت قهرمان است. او را یکی از آخرین بازماندگان رهبران نسل اول و دوم حماس می‌دانند و به خاطر ایستادگی در برابر اسرائیل می‌ستایند. دقیقاً به همان اندازه که فلسطینی‌ها به ضیف علاقه‌مند هستند، مقامات اسرائیلی نیز برای رها شدن از دست او لحظه‌شماری می‌کنند.

 

 

 
مطالب مرتبط

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r

 

یکی از فرماندهان امنیتی عراق از حفر یک خندق در اطراف شهر کربلا برای جلوگیری از ورود تروریست ها به شهر خبر داد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه خبری ارم نیوز امارات، سرلشکر قیس المحمداوی فرمانده عملیات الفرات الاوسط که مسؤول امنیت شهرهای جنوب و شرق عراق است دیروز سه شنبه از آغاز عملیات حفر یک خندق در حد فاصل استان کربلا با الانبار و نصب برج های دیده بانی خبر داد.

 
المحمداوی افزود: نیروهای امنیتی کربلا اقدام به تأمین امنیتی مرزهای شمالی استان در مناطق الرحالیه و النخیب با الانبار کرده اند و برای جلوگیری از تروریست های داعش در حال ساخت یک خندق هستند.

 
این فرمانده نظامی  در ادامه گفت: طرح های امنیتی بر اساس اتفاقات میدانی به طور مستمر در حال تغییر هستند. وی با تأکید بر نقش مهم نیروهای بسیج مردمی گفت: همکاری میان نیروهای داوطلب مردمی و عناصر امنیتی و شهروندان سپر محکمی در برابر هرگونه حمله تروریستی علیه کربلا بوده است.

 
شهر مقدس کربلا از جمله شهرهای عراق است که به دلیل موقعیت ویژه مذهبی و همجواری با استان الانبار در مقاطع مختلف مورد حمله گروه های تروریستی قرار گرفته است.

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r
sepidarkhabar: علیرغم دستور دادستان کل کشور:

 

با وجودی که دستگاه قضایی، دستور ممنوعیت تبلیغات و فروش سهام شرکت تبرک را صادر کرده، این شرکت همچنان به تبلیغات و تغییر قیمت سهام خود ادامه می دهد.
گروه اقتصادی سپیدار خبر- اوایل دی ماه با دستور دادستان مشهد، دفاتر دلالی فروش سهام شرکت های تبرک، پدیده و پردیسبان پلمب شد.

قاضی صادقی درباره علت این تصمیم گفته بود: افرادی که به عنوان دلال و با تاسيس دفاتر غير قانوني فروش سهام شرکت‌های سرمايه گذاری فعاليت می‌کنند با تبليغات فريبنده ارزش سهام رابه طور غير واقعی و به اصطلاح بادکنکی بالا می‌برند و بدين ترتيب صدمات جبران ناپذيری رابه اقتصاد کشور و توليد سرمايه گذاری واقعی وارد می‌کنند.

وی همچنين خاطر نشان کرد: با صدور دستورات قضايی هم اکنون هر گونه تبليغات از سوی اين شرکت‌ها ممنوع است و آن ها حق تبليغ درباره خريد وفروش سهام در رسانه‌ها را ندارند.

دادستان مشهد درادامه به اين گونه دلالان هشدار داد آنها موظف هستند درقبال پولی که از مردم دريافت کرده‌اند به تعهدات قانونی وعرفی خود عمل کنند و درصورت بروز هر گونه مشکلی دراين باره همانطور که قبلا هشدار داده‌ايم مسئولان، مديران و هيئت مديره شرکت‌های سرمايه گذاری بايد پاسخگو باشند.

اين مقام ارشد قضايی مشهد با اشاره به هشدار های قبلی درمورد تبليغات اغواکننده اين شرکت‌ها افزود: مدير عامل، رئيس واعضای هيئت مديره اين شرکت‌ها بايد دراين زمينه پاسخگو بوده و فاصله غير واقعی بين ارزش واقعی سهام با ارزش بادکنکی آن را که به خاطر دلال بازی‌ها به وجود آمده است با تلاش و فعاليت‌های شبانه روزی برطرف کنند.

پس از اقدام دادستان مشهد، در سایر شهرهایی که مراکز فروش سهام سه شرکت فوق مشغول بودند، با ورود دستگاه قضایی این مراکز یکی پس از دیگر پلمب شدند.

همینطور دادستانی کل کشور نیز هرگونه تبلیغات شرکت های تبرک، پدیده و پردیسبان را در سطح کشور ممنوع کرد.

تبلیغات در صدا و سیما و معامله سهام تبرک همچنان ادامه دارد

20 دی ماه هم معاون دادستان کل کشور به مدیران پدیده شاندیز و تبرک نسبت به تداوم تبلیغات در سطح کشور هشدار داد.


سید مرتضی بختیاری در پاسخ به اینکه همچنان تبلیغات شرکت پدیده شاندیز در سطح استانها و شهرهای کشور (سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، تهران و غیره ...) به چشم می خورد گفت: نامه منع تبلیغات این شرکتها به تمام نهادهای مرتبط ارسال وابلاغ شده است.

وی افزود: زیبنده این شرکتها نیست که بخواهیم با آنها بعنوان شرکتهایی که جرمی مرتکب شده اند(جرم تبلیغات بعد از دستور دادستانی) برخورد کنیم. برای همین دادستانی کل کشور به این دو شرکت هشدار می دهد که تبلیغات ممنوع است و اگر ادامه دهند جرم تلقی می شود.

با وجود دستورات دستگاه قضایی، متاسفانه شرکت تبرک همچنان در حال معامله سهام است. سایت شرکت تبرک http://www.tabarok.info همچنان همه روزه و به طور آنلاین قیمت سهام خود را درج می کند.

هرچند تبرک مدعی است فعلا فقط به خرید سهام خود می پردازد و هیچگونه فروش سهامی ندارد؛ اما افزایش سرمایه این شرکت در روز شنبه هفته جاری و رسیدن هر سهم این شرکت از 250 ریال به 140 ریال و همچنین درج قیمت خرید سهام ،در سایت آن گویای واقعیت دیگری است.

گفتنی است شرکت پدیده شاندیز نیز همزمان با مطرح شدن تخلفاتش در رسانه ها، با برگزاری مجمع و افرایش 600 درصدی سرمایه شرکت، قیمت هر سهم پدیده را از 12 هزار تومان به 2 هزار تومان رساند و سهامداران با مراجعه به دفاتر فروش سهام این شرکت، فعلا فقط به اندازه سهام درج شده در برگه خود، میتوانند سهام بفروشند و چون برگه حق تقدم آنها صادر نشده، دسترسی به بیش از 80 درصد از سرمایه خود را ندارند.

حجةالاسلام والمسلمین سیدابراهیم رییسی دادستان کل کشور با اشاره به سهام فروشی این نوع از شرکت ها گفته بود: هیچ یک از شرکت‌های سهامی خاص حق ندارند همچون شرکت‌های سهامی عام اقدام به فروش سهام کنند و این سهام در بازار دلالی بدون پشتوانه افزایش قیمت پیدا کند.

تخلفی را که مسئولان دستگاه قضایی به آن اشاره داشتند،روال سهام فروشی شرکت ها خارج از بورس بود و این اقدامات شرکت پدیده و تبرک در کاهش قیمت سهام خود نیز نمونه ای بارزی بود که کسانیکه قصد خرید و فروش سهام دارند باید از طریق کارگزاری ها دارای مجوز بورس اقدام کنند، تا با مشکلات اینچنینی مواجه نشوند.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r
sepidarkhabar: برداشت گل نرگس در بهبهان

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r
 

 

زمينه‌سازي براي ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی
سپیدار خبر: زمينه‌سازي براي ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی


 

نویسنده : ابراهيم شفيعي سروستاني




 
سپیدار خبر: يکي از پرسش‌هاي مطرح درباره انقلاب جهاني امام مهدي(ع) اين است که آيا ما افزون بر انتظار فرج و چشم به راه بودن براي ظهور آن حضرت وظيفه‌اي در زمينه آماده‌سازي زمينه ظهور داريم يا خير؟ برخي بر اين باورند که ما وظيفه‌اي در اين زمينه نداريم؛ زيرا ظهور امام مهدي(ع) تنها در گرو اذن خداوند است و هر زمان که اراده الهي به اين امر تعلق گيرد، ظهور واقع مي‌شود. بنابراين انسان‌ها نقشي در پيش افتادن يا پس افتادن ظهور و زمينه‌سازي‌ براي آن ندارند.
اشاره: 22 بهمن 57 نقطه عطفي در حيات سياسي ـ اجتماعي ملت ايران و روز پیروزی نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره) است. نهضتي که با بهره‌گيري روشن‌بينانه از آموزه‌هاي شيعي به ويژه فرهنگ شهادت‌طلبيِ برخاسته از قيام عاشورا و فرهنگ مهدويت و انتظار توانست به حاکميت استبداد داخلي و استعمار خارجي بر سرنوشت مردم ولايت‌مدار ايران خاتمه دهد و نخستين حکومت شيعي تمام عيار را در اين کشور مستقر سازد.
سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرصت مناسبي براي بازخواني يکي از مباني مهم اعتقادي اين انقلاب؛ يعني تلاش براي زمينه‌سازي ظهور امام مهدي(ع) به عنوان وظيفه و تکليفي شرعي در دوران غيبت است.
با بزرگداشت ياد و نام امام خميني(ره) و همه شهيداني که به شوق ياري امام زمان(ع) رهرو راه آن امام شدند، به بررسي اجمالي نظريه لزوم زمينه‌سازي براي ظهور و برخي از مهم‌ترين مباني آن مي‌پردازيم.

1. تبيين نظريه
 

يکي از پرسش‌هاي مطرح درباره انقلاب جهاني امام مهدي(ع) اين است که آيا ما افزون بر انتظار فرج و چشم به راه بودن براي ظهور آن حضرت وظيفه‌اي در زمينه آماده‌سازي زمينه ظهور داريم يا خير؟ برخي بر اين باورند که ما وظيفه‌اي در اين زمينه نداريم؛ زيرا ظهور امام مهدي(ع) تنها در گرو اذن خداوند است و هر زمان که اراده الهي به اين امر تعلق گيرد، ظهور واقع مي‌شود. بنابراين انسان‌ها نقشي در پيش افتادن يا پس افتادن ظهور و زمينه‌سازي‌ براي آن ندارند. در مقابل اين ديدگاه، برخي معتقدند که زمينه‌سازي براي ظهور و فراهم آوردن شرايط تشکيل حکومت جهاني منجي موعود از وظايف انکارناپذير منتظران است و مردم مي‌توانند با اهمال شايسته خود ظهور امام مهدي(ع) را نزديک‌تر کنند. حضرت امام خميني(ره) معتقد به اين ديدگاه بود و در سراسر دوران مبارزه خود همواره بر وظيفه و تکليف همگاني براي زمينه‌سازي ظهور تاکيد مي‌کرد.
براي روشن‌تر شدن ديدگاه امام خمینی(ره) دراين‌باره، به گزيده‌اي از رهنمودهاي ايشان در سه بخش اشاره مي‌کنيم. در بخش اوّل، ديدگاه امام راحل(ره) را در زمينه وظايف منتظران در عصر غيبت و تكليف آنها در زمينة فراهم كردن شرايط ظهور، در بخش دوم، ديدگاه ايشان را دربارة نقش انقلاب اسلامي در زمينه‌سازي ظهور امام مهدي(ع) و در بخش سوم ديدگاه آن رهبر فرزانه را در زمينه ضرورت تشکيل حکومت جهاني اسلام به عنوان يکي از مهم‌ترين اهداف انقلاب اسلامي بررسي مي‌کنيم:
1ـ1. وظایف منتظران در عصر غیبت
حضرت امام(ره) با ژرف‌انديشي تمام، انتظار فرج را «انتظار قدرت اسلام» معنا كرده و فراهم آوردن مقدمات ظهور را يكي از وظايف منتظران مي‌دانست:
«همة ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار، خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور ان‌شاء الله تهيه بشود».1
ايشان در يكي ديگر از سخنان خود با نقد ديدگاه‌هاي موجود دربارة انتظار، ديدگاه خود در اين زمينه را اين‌گونه بيان مي‌كند:
«البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمي‌توانيم بكنيم. اگر مي‌توانستيم، مي‌كرديم، امّا چون نمي‌توانيم بكنيم، ايشان بايد بيايند. الآن عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم؛ تكليمان است. ضرورت اسلام و قرآن تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم، امّا نمي‌توانيم بكنيم. چون نمي‌توانيم، بايد او بيايد تا بكند، ولي بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت».2
از اين سخنان، ديدگاه امام راحل(ع) دربارة زمينه‌سازی ظهور به خوبي روشن مي‌شود.
1-2. نقش انقلاب اسلامي در زمينه‏سازي براي ظهور امام مهدي(ع)
از سخناني كه حضرت امام(ره) در دوره‏هاي مختلف انقلاب اسلامي ايراد فرمودند، به خوبي استفاده مي‏شود كه ايشان برپايي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران را دو منزلگاه در طريق رسيدن به سر منزل مقصود و تشكيل حكومت عدل مهدوي مي‏دانست و بر اين باور بود كه بايد با اجراي كامل احكام اسلامي در عصر غيبت، زمينه را براي ظهور امام مهدي(ع) فراهم آورد. در اينجا برخي از اين سخنان را مرور مي‏كنيم:
«اميدوارم كه اين انقلاب يك انقلاب جهاني بشود و مقدمه براي ظهور حضرت بقيـ[‏الله‏ ـ ارواحنا له الفداء ـ باشد».3
«اميد است كه اين انقلاب جرقه و بارقه‏اي الهي باشد كه انفجاري عظيم در توده‏هاي زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقيـ[‏الله‏ ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ منتهي شود».4
«من اميدوارم كه ما به مطلوب حقيقي برسيم و متصل بشود اين نهضت به نهضت بزرگ اسلامي و آن نهضت ولي عصر(ع) هست».5
«ان شاءالله اسلام را آن طور كه هست در اين مملكت پياده كنيم و مسلمين جهان نيز اسلام را در ممالك خودشان پياده كنند... و زور و ظلم و جور از دنيا برطرف بشود و مقدمه باشد براي ظهور ولي عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ ».6
«خداوندا بر ما منت بنه و انقلاب اسلامي ما را مقدمه فروريختن کاخ‌هاي ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ملت‌ها را از ثمرات و برکات وراثت و امامت مستضعفان برخوردار فرما».7
«خداوند همه ما را از قيدهاي شيطاني رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهي را به سر منزل مقصود برسانيم و به صاحب امانت، حضرت مهدي موعود ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ رد كنيم».8
3-1. حكومت جهاني اسلام، هدف اصلي انقلاب اسلامي
حضرت امام خميني(ره) در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را در از بين بردن استبداد داخلي و مبارزه با استعمار خارجي در كشور ايران محدود نكرده بود. ايشان در پي گسترش حاكميت اسلام در سراسر جهان و كوتاه كردن دست ابرقدرت‏ها از همه كشورهاي اسلامي بود. ايشان، حركت خود را در راستاي قيام جهاني موعود(ع) مي‏ديد و انقلاب اسلامي ايران را مقدمه‏اي براي انقلاب عظيم مهدوي ارزيابي مي‏كرد. از همين رو، تشكيل حكومت اسلامي در ايران هيچ گاه سبب نمي‏شد ايشان از حركت باز ايستد و حكومت جهاني مهدي موعود را به فراموشي سپارد:
«[...] جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميد بخش آتيه‏اي روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديك و نزديك‏تر مي‏نمايد. گويي جهان مهيّا مي‏شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكّه معظّمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان. از پانزدهم خرداد 42 كه حكومت مستكبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و مي‏رفت تا عربده شوم «أنا ربّكم الأعلي» از حلقوم فرعون زمان طنين افكند، تا 22 بهمن 57 كه پايه حكم‏راني جبّاران عصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج دو هزار و پانصد ساله فرعون‏گونه ستم‏شاهي به دست تواناي زاغه‏نشينان و ستمديدگان تاريخ بر باد رفت و طومار تاراج‏گري‏ها و حكم‏فرمايي‏هاي شيطان بزرگ و شيطانك‏هاي وابسته و پيوسته به آن درهم پيچيده شد، ايامي معدود بيش نبود، [... ]ولي تحوّلي كه كمتر از صد سال بعيد به نظر مي‏رسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايّام معدود و ساعات محدود تحقّق يافت و جلوه‏اي از وعده قرآن كريم نورافشاني كرد و چه بسا كه اين تحول و دگرگوني، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد: «وليس من الله‏ بمستنكر» كه دهر را در ساعتي بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهي ولي الله‏ الأعظم، صاحب العصر ـ أرواحنا له الفداء ـ روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالتي الهي را در عالم بر فراز كاخ‏هاي سپيد و سرخ مراكز ظلم و الحاد و شرك به اهتزاز درآورد. «و ما ذلك علي الله‏ بعزيز».9
امام راحل با ژرف‏انديشي تمام و با پشتوانه عظيم اعتقاد به انقلاب جهاني حضرت حجت(ع)، مسئولان نظام را از اينكه تنها به ايران بينديشند، برحذر داشت و فرمود:
«مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‏داري حضرت حجّت ـ ارواحنا له الفداء ـ است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظه‏اي مسئولين را از وظيفه‏اي كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است، منصرف كند».10
از اين رهنمود به خوبي استفاده مي‏شود كه امام خميني(ره)، تشکيل حکومت جهاني اسلام را يکي از مهم‌ترين اهداف انقلاب اسلامي مي‏دانست. از همين رو، معتقد بود كه مسئولان نظام جمهوري اسلامي بايد همه تلاش خود را براي ايجاد اين حکومت به کار برند و متوجه باشند پرداختن به برنامه‏هاي توسعه، حتي يك لحظه، آنها را از اين هدف بزرگ بازندارد؛ چون غفلت از آن، «خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد».

2. مباني نظريه
 

ضرورت زمينه‌سازي براي ظهور امام مهدي(ع) بر مباني متعددي استوار است که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:
1-2. نياز هميشگي به حجت
در اعتقاد اسلامي، بشر همواره نيازمند هدايتگر است. به همين دليل، از ابتداي آفرينش انسان تاكنون هيچ‏گاه جهان از پيامبران و امامان هدايتگري كه حجت‏هاي خدا بر بندگانش هستند، خالي نبوده است. بر اساس اين اعتقاد، اگر بر روي كره زمين تنها دو نفر باقي مانده باشند، يكي از آنها حجت الهي خواهد بود.11 دانشوران شيعه اين موضوع را تحت عنوان «اضطرار به حجت» (ناگزيري از حجت) مطرح ساخته‏اند.12 امام محمد باقر(ع) دراين‌باره مي‏فرمايد:
«به خدا سوگند، خداوند از روزي كه آدم(ع) قبض [روح] شد، هيچ سرزميني را از پيشوايي كه [مردم] به وسيله او به سوي خدا هدايت مي‏شوند، خالي نگذاشته است. اين پيشوا، حجت خدا بر بندگانش است و هرگز زمين بدون امامي كه حجت خدا بر بندگانش باشد، باقي نمي‏ماند».13
امام صادق(ع) نيز در همين زمينه مي‏فرمايد:
«تا زماني كه زمين پابرجاست، در آن براي خداي تعالي حجتي است كه حلال و حرام را [به مردم] مي‏شناساند و [آنها را] به راه خدا فرامي‏خواند. حجت خدا از روي زمين برداشته نمي‏شود مگر تا چهل روز پيش از برپايي رستاخيز. پس آن‏گاه كه حجت خدا برداشته شد، در توبه بسته مي‏شود و ايمان كسي كه پيش از برداشته شدن حجت ايمان نياورده است، براي او سودي نخواهد داشت».14
نياز هميشگي به حجت‏هاي الهي ريشه در اين واقعيت دارد كه آدمي براي پيمودن مسير هدايت و دست يافتن به حقيقت هستي همواره نيازمند راهنمايي انسان‏هاي شايسته‏اي است كه از سوي خداي متعال به اين منظور برگزيده شده و رسالت هدايت و راهبري آدميان را برعهده گرفته‏اند.
پرسشي كه در اينجا ممكن است مطرح شود اين است كه با وجود كتاب‏هاي آسماني چه نيازي به اين انسان‏هاي برگزيده وجود دارد؟ در پاسخ اين پرسش بايد گفت: اولاً كتاب‏هاي آسماني خود نيازمند مفسر و مبيّن هستند و ثانيا اين كتاب‏ها بدون وجود حجت‏هاي الهي دچار تحريف و تبديل يا تأويل و تفسيرهاي بي‏اساس مي‏شوند تا آنجا كه حق بر مردم مشتبه شده و انسان‏ها بيش از پيش دچار سردرگمي مي‏گردند. ازاين‏رو، همواره بايد در كنار كتاب‏هاي آسماني انسان‏هاي برگزيده‏اي به عنوان مفسر و مبين كلام خدا وجود داشته باشد.
قرآن كريم نيز به اين واقعيت توجه كرده و رسول گرامي اسلام(ص) را عهده‏دار تبيين و توضيح آنچه بر مردم نازل شده، قرار داده است:
«و أنزلنا إليك الذّكر لتبيّن للنّاس ما نزّل إليهم و لعلّهم يتفكّرون؛15 و اين قرآن را به سوي تو فرود آورديم تا براي مردم آنچه را به سوي ايشان نازل شده است توضيح دهي، و اميد كه آنان بينديشند».
بديهي است، پس از رسول خدا(ص) هم بايد همواره كساني وجود داشته باشند كه با تبيين و تفسير قرآن مردم را در پيمودن طريق هدايت ياري و آنها را از افتادن به راه‏هاي انحرافي حفظ كنند.
از برخي مناظره‏هاي ياران امامان معصوم(ع) با مخالفان خود كه محتواي آنها به تأييد امامان رسيده است، نيز مي‏توان به چرايي نياز هميشگي بشر به حجت‏هاي الهي پي برد. گزارش يكي از اين مناظره‏ها را مرور مي‏كنيم:
«منصور بن حازم گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اين است كه به آفريدگانش شناخته شود، بلكه آفريدگان به خدا شناخته مي‏شوند. [آن حضرت] فرمود: راست گفتي. عرض كردم: كسي كه بداند براي او پروردگاري است سزاوار است كه بداند براي آن پروردگار خشنودي و خشم است و خشنودي و خشم او جز به وسيله وحي يا فرستاده او شناخته نمي‏شود. كسي كه بر او وحي نازل نمي‏شود بايد كه در جست‏وجوي پيامبران باشد و چون ايشان را بيابد بداند كه ايشان حجت خدايند و اطاعتشان لازم است.
من به مردم (سنيان) گفتم: آيا شما مي‏دانيد كه رسول خدا(ص) حجت خدا بر آفريدگانش بود؟ گفتند: آري. گفتم: هنگامي كه رسول خدا(ص)درگذشت حجت خدا بر آفريدگانش كيست؟ گفتند: قرآن. [گفتم:] من در قرآن نظر كردم و ديدم مرجئه،16 قدريه17 و [حتي] زنديقي18 كه به آن ايمان ندارد، در مناظره براي غلبه بر ديگران به آن استدلال مي‏كنند، پس دانستم كه قرآن بدون قيّم (برپادارنده) حجت نيست و هر چه آن برپا دارنده درباره قرآن بگويد، حق است. آن‏گاه به ايشان گفتم: برپادارنده قرآن كيست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن را مي‏دانست، عمر هم مي‏دانست، حذيفه هم مي‏دانست. گفتم: تمام قرآن را؟ گفتند: نه، [گفتم:] من كسي را جز علي(ع) نديدم كه بگويد همه قرآن را مي‏داند. و هنگامي كه در ميان مردم چيزي رخ مي‏داد كه [همه در پاسخ آن در مي‏ماندند و به هر كس مراجعه مي‏كردند] مي‏گفت: نمي‏دانم [تنها او بود] كه مي‏گفت: مي‏دانم. پس گواهي مي‏دهم كه علي(ع)برپادارنده قرآن، [امام] مفترض الطاعـ[ و حجت بر مردم پس از رسول خدا(ص) بود. هر آنچه او درباره قرآن بگويد حق است. آن‏گاه حضرت فرمود: خدايت رحمت كند».19
از اين مناظره نيز مي‏توان دريافت كه كتاب الهي به تنهايي براي هدايت بشر كافي نيست و همواره بايد در ميان مردم كسي كه آشنا به كتاب خداست حضور داشته باشد تا با تبيين و تفسير آن كتاب، راه هدايت را به انسان‏ها نشان دهد.
نياز هميشگي انسان به حجت خدا يا به تعبير کتاب‌هاي روايي «اضطرار به حجت»، چنانکه گفته شد، به دليل نقش‌هاي بي‌بديل حجت‌هاي الهي در هدايت و رشد کمال انسان است. حجت‌هاي الهي در اعتقاد شيعه واليان امر، راهنمايان به سوي خدا، جايگاه‌هاي علم الهي، مفسران وحي، پايه‌هاي توحيد، مايه‌هاي ثبات و پايداري جهان، وسيله‌هاي نجات و رستگاري امت، معيارهاي تشخيص حق و باطل، بيان کننده حلال و حرام الهي و ... مي‌باشند.20
البته نبايد از نظر دور داشت كه در برخي روايات به امكان بهره‌مندي مردم از حجت‌هاي الهي در زمان غيبت سخن به میان آمده است، همچنان‌كه مردم از خورشيد پشت ابر هم بهره‌مند مي‌شوند. ولي روشن است كه هرگز بهره‌مندي از حجت‌هاي الهي در زمان غيبت مانند بهره‌مندي مستقيم از آنها نيست.
2ـ2. نقش مردم در غيبت و استمرار آن
يکي ديگر از مباني نظريه لزوم زمينه‌سازي براي ظهور امام مهدي(ع) توجه به نقش مردم در غيبت و استمرار آن است. براي روشن شدن اين نقش برخي از اموري را که در روايات از آنها به عنوان فلسفه غيبت ياد شده است، بررسي مي‌کنيم:
الف)ستم پيشه بودن انسان‏ها
از برخي روايات چنين برمي‏آيد كه علت يا فلسفه غيبت، ستم‏پيشه بودن انسان‏ها بوده است. در روايتي كه از امام علي(ع)نقل شده، در اين زمينه چنين آمده است:
«بدانيد كه زمين از حجت خداي عز و جل خالي نمي‏ماند، ولي گاهي خداوند به دليل ستم و اسرافي كه آفريدگان بر خودشان روا مي‏دارند، حجتش را از آنها مخفي مي‏دارد».21
اين موضوع براي هر پژوهشگر تاريخ زندگاني ائمه دوازده‏گانه شيعه(ع) مسلّم است كه هر چه از عصر امام علي(ع)بيشتر فاصله مي‏گيريم، ميزان حضور امامان معصوم در متن وقايع جامعه كاهش مي‏يابد. فشار و تهديدهاي خلفاي جور از يك سو و نااهلي مردم زمانه از سوي ديگر نيز سبب مي‏شود كه روز به روز از تعداد ياران باوفا گرداگرد ائمه عصر كم شود و در نتيجه، ايشان، خود را در غربت و تنهايي بيشتري احساس كنند. به بيان ديگر، جامعه اسلامي روز به روز شايستگي خود را براي پذيرش امام معصوم بيشتر از دست داد تا جايي كه هر چه به عصر غيبت صغرا نزديك‏تر مي‏شويم، از ارتباط مستقيم ائمه با مردم و حضور عملي ايشان در جامعه كاسته مي‏شود.
اين نكته در زندگاني امام هادي(ع) و امام عسكري(ع) به خوبي مشهود است. امام هادي(ع) حدود سي سال پيش از ميلاد امام عصر(ع)، رفته رفته ارتباط خود را با مردم زمان خويش كم كرد و جز با شمار اندكي از ياران خاص خود تماس نمي‏گرفت. امام عسكري(ع)نيز در عصر خود بيشتر با نامه‏نگاري با ياران خود ارتباط برقرار مي‏كرد و بسياري از امور شيعيان خود را از طريق نمايندگان و وكيلان خويش حل و فصل مي‏كرد و كمتر با آنها به طور مستقيم روبه‏رو مي‏شد. البته شايد بتوان در پيش گرفتن اين سيره از سوي اين دو امام بزرگوار را اقدامي در جهت زمينه‏سازي براي غيبت امام مهدي(ع) تفسير كرد، ولي با در نظر گرفتن شرايط كلي جامعه اسلامي در آن روزگار، اين موضوع كه آن بزرگواران به دليل نااهلي مردم زمانه در غربت و تنهايي به سر مي‏بردند، چندان دور از ذهن نيست.
براي روشن‏تر شدن اين موضوع، عبارتي را كه مسعودي در «إثبات الوصيـ[» آورده است، نقل مي‏كنيم:
روايت شده كه ابوالحسن عسكري [امام هادي(ع)] خود را از بسياري از شيعيان پوشيده مي‏داشت و جز تعداد اندكي از ياران خاص آن حضرت، ايشان را نمي‏ديدند و هنگامي كه امر [امامت] به ابومحمد [امام حسن عسكري(ع)] منتقل شد، ايشان چه با ياران خاص خود و چه با مردم عادي از پشت پرده سخن مي‏گفت مگر هنگامي كه آن حضرت براي رفتن به دارالخلافه از خانه خارج مي‏شد. اين شيوه تنها از سوي آن امام و پيش از ايشان از سوي پدرشان در پيش گرفته شد تا مقدمه‏اي براي غيبت صاحب الزمان باشد و مردم با اين شيوه خو بگيرند و غيبت را انكار نكنند.22
بعضي تاريخ‏نگاران، كلام مسعودي را مبالغه‏آميز توصيف كرده‏اند،23 ولي در مجموع، از اين كلام و به قرينه ديگر اسناد تاريخي مي‏توان استناد كرد كه ارتباط امام هادي و امام عسكري(ع) با جامعه بسيار كاهش يافته بود و آن دو امام بر شيوه ائمه پيش از خود نبودند و ارتباط چنداني با مردم نداشتند.
بنابراين، مي‏توان گفت چون ميان قابليت‏ها و شايستگي‏هاي ذاتي مردم براي پذيرش امام معصوم(ع) و ميزان حضور امام در جامعه، ارتباط متقابلي وجود دارد، به هر اندازه كه جامعه شايستگي خود را از دست دهد و از ارزش‏هاي الهي فاصله بگيرد، امام معصوم نيز كه يكي از تجليات رحمت الهي به شمار مي‏آيد، از جامعه فاصله مي‏گيرد و از حضور خود در جامعه مي‏كاهد؛ زيرا رحمت الهي در جايي فرود مي‏آيد كه سزاوار رحمت باشد.
در قرآن كريم مي‏خوانيم:
«ذلك بأنّ الله لم‏يك مغيّرا نعمةً أنعمها علي قومٍ حتّي يغيرّوا ما بأنفسهم...؛ اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند، نعمتي را كه بر قومي ارزاني داشته است، تغيير نمي‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند، تغيير دهند..».24
به بيان ديگر، به مصداق قاعده يادشده كه قرآن كريم بيان مي‏دارد. آن‏گاه كه جامعه اسلامي دگرگون شد و مسلمانان از نظر دروني تغيير يافتند و ارزش‏هاي الهي خود را از دست دادند، خداوند نيز نعمت وجود امام معصوم(ع) در ميان مردم را كه از بزرگ‏ترين نعمت‏هاي الهي به شمار مي‏آيد، از آنها گرفت و امام از ديدگان مردم پنهان شد. شاهد بر اين مدعا روايتي است كه از امام باقر(ع) نقل شده و در آن آمده است: «هنگامي كه خداوند از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل بيت ]را از مجاورت با آنها دور مي‏سازد».25 آن حضرت در جايي ديگر مي‏فرمايد:
«هرگاه خداوند مجاورت قومي را براي ما نپسندد، ما را از ميان ايشان بيرون مي‏برد».26
باشد تا با گذشت سال‏ها، مردم به خسارت بزرگي كه از ناحيه نبود معصوم در ميان خود متحمل شده‏اند، پي ببرند و بار ديگر آماده پذيرش نعمت بزرگ الهي؛ يعني حضور مستمر امام معصوم(ع) در جامعه شوند.
ب)نبود ياران وفادار براي امام
از روايات متعددي استفاده مي‏شود كه استمرار غيبت امام مهدي(ع) و ظهور نكردن آن حضرت، به دليل يافت نشدن ياران وفادار به تعداد لازم؛ يعني سيصد و سيزده نفر است كه از آن جمله مي‏توان به روايت نقل شده از امام موسي كاظم(ع) اشاره كرد. در اين روايت، ايشان خطاب به يكي از ياران خود مي‏فرمايد:
«...اي پسر بكير! من به تو سخني را مي‏گويم كه پدران من نيز پيش از من آن را بر زبان رانده‏اند و آن اين است كه اگر در ميان شما به تعداد كساني كه در جنگ بدر [با پيامبر اكرم(ص) ] بودند، [ياران مخلص] وجود داشت، قيام‏كننده ما [اهل بيت] ظهور مي‏كرد».27
اين موضوع از روايتي نيز كه نعماني آن را در كتاب خود، از امام صادق(ع) نقل كرده است، استفاده مي‏شود:
«يكي از ياران امام صادق(ع) بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت گردم؛ به خدا سوگند، من تو را دوست مي‏دارم و هر كس كه تو را دوست دارد، دوست دارم. اي آقاي من! چه‏قدر شيعيان شما فراوانند! آن حضرت فرمود: آنان را بشمار. عرض كرد: بسيارند. آن حضرت فرمود: آنها را مي‏تواني بشماري؟ عرض كرد: آنها از شمارش بيرونند. حضرت ابوعبدالله [امام صادق](ع)فرمود: ولي اگر آن شماره‏اي كه توصيف شده است؛ يعني سيصد و اندي تكميل مي‏شد، آنچه در پي آنيد، رخ مي‏داد..».28
امام جواد(ع) در روايتي پس از معرفي قائم آل محمد(ع) بر اين نكته تصريح مي‏كند كه فراهم شدن تعداد مشخص از ياران آن حضرت (سيصد و سيزده نفر) شرط تحقق ظهور است. ازاين روايت نيز مي‏توان استفاده كرد كه استمرار غيبت به دليل نبود تعداد مورد نياز ازياران وفادار است:
«او همان كسي است كه زمين برايش در هم پيچيده مي‏شود و هر سختي برايش هموار مي‏گردد [و] ياران او به تعداد اهل بدر ـ سيصد و سيزده نفر ـ از اطراف زمين به گرد او جمع مي‏شوند و اين همان سخن خداي عزّ و جلّ است كه فرمود: «هر كجا باشيد، خداوند همگي شما را [به سوي خود باز] مي‏آورد. در حقيقت، خدا بر همه چيز تواناست».29 پس هنگامي كه اين تعداد از اهل اخلاص جمع شدند، خداوند امر او را آشكار مي‏كند و آن‏گاه كه ده هزارنفر براي او كامل شد، به اذن خداي عزّ و جلّ خروج مي‏كند».30
گفتني است شيخ مفيد(ره) نيز در يكي از رساله‏هاي خود بر اين موضوع تأكيد مي‏كند كه فراهم نبودن تعداد مورد نياز از ياران برگزيده، يكي از دلايل استمرار غيبت است. او مي‏نويسد:
«در مجلس يكي از رؤسا حاضر شدم، بحثي در امامت مطرح و به گفت‏وگو درباره غيبت [امام زمان(ع)] منجر شد. صاحب آن مجلس گفت: «آيا شيعه از جعفر بن محمد(ع) روايت نمي‏كند كه: اگر به تعداد اهل بدر ـ سيصد و اندي نفر ـ براي امام جمع شوند، خروج با شمشير بر ايشان واجب مي‏گردد؟» گفتم: اين حديث روايت شده است. گفت: ما يقين داريم كه تعداد شيعيان در اين زمان چندين برابر تعداد اهل بدر هستند، پس چه‏طور با وجود روايت ياد شده، غيبت براي امام جايز مي‏باشد؟ در پاسخ او گفتم: هر چند تعداد شيعيان در اين زمان چندين برابر تعداد اهل بدر است و اگر به تعداد جماعت اهل بدر، اجتماع كنند، ديگر امام نمي‏تواند تقيه كند و ظهور بر او واجب مي‏شود، ولي در اين زمان هنوز اين تعداد با ويژگي‏ها و صفاتي كه در اهل بدر وجود داشت، محقق نشده است؛ زيرا لازم است كه اين جماعت در ويژگي‏هايي چون شجاعت، صبر بر مرگ، اخلاص در جهاد، ترجيح آخرت بر دنيا، پيراستگي باطني از عيوب و سلامتي عقلي سرآمد باشند و در هنگام كارزار سستي و درنگ نورزند... و همه شيعيان اين ويژگي‏ها را ندارند. اگر خداوند تعالي مي‏دانست كه در ميان آنها اين تعداد افراد با ويژگي‏هاي يادشده وجود دارد، قطعا امام(ع) ظهور مي‏كرد و بعد از اجتماع اين افراد به اندازه يك چشم برهم زدن هم غايب نمي‏شد، ولي روشن است كه واقعيت اين‏گونه نيست و ازاين‏رو، غيبت بر امام رواست.31
ج) آماده نبودن جوامع بشري
امام عصر(ع) در يكي از توقيع‏هاي خود مطلبي را بيان مي‏كنند كه شايد بتوان از آن استفاده كرد كه علت استمرار غيبت آماده نبودن جوامع بشري، به طور عام، و جوامع شيعي، به طور خاص، است. آن حضرت مي‏فرمايد:
«اگر شيعيان ما كه خداوند توفيق طاعتشان دهد، در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند، هم‏دل مي‏شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمي‏افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي‏گشت؛ ديداري بر مبناي شناختي راستين و صداقتي از آنان نسبت به ما».32
برخي فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه نيز اين موضوع را كه علت غيبت، فراهم نبودن زمينه براي ظهور و آماده نبودن جوامع بشري است، تأييد كرده‏اند كه از آن جمله مي‏توان به شيخ طوسي و خواجه نصيرالدين طوسي(ره) اشاره كرد.
شيخ طوسي هنگام بحث از حكمت و سبب غيبت، ابتدا به شرح ديدگاه خود در اين زمينه پرداخته است و پس از بحث و بررسي‏هاي مفصل مي‏نويسد:
«به طور قطع مي‏توان گفت علت غيبت امام ترس او از كشته شدن به دست ظالمان و باز داشتن آن حضرت از تصرف در اموري است كه تدبير و تصرف در آنها به دست او سپرده شده بود. پس هنگامي كه بين امام و مقاصد او مانع ايجاد شود، لزوم قيام به امامت ساقط مي‏گردد و هنگامي كه امام بر جان خود بيمناك شود، واجب است كه نهان‏زيستي را پيشه خود سازد و از ديده‏ها پنهان شود. هم‏چنان‏كه پيامبر ـ درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ يك‏بار در شعب و بار ديگر در غار از ديده‏ها پنهان شد و اين تنها به دليل بيم از خطرهايي بود كه جان او را تهديد مي‏كرد».33
آن‏گاه در پاسخ به اشكال‏هايي كه ممكن است به مقايسه غيبت پيامبر اسلام(ص) با غيبت امام عصر(ع) گرفته شود، مي‏نويسد:
«في‏الجمله بر خداي تعالي واجب است امام را به گونه‏اي تقويت كند كه براي او امكان قيام فراهم شود و دست او باز گردد. اين موضوع به وسيله فرشتگان و آدميان امكان‏پذير مي‏شود. حال اگر خداوند اين كار را به وسيله فرشتگان انجام نداد، مي‏فهميم كه در اين كار مفسده‏اي بوده است. بنابراين واجب مي‏شود كه اين كار به وسيله آدميان انجام پذيرد. پس اگر انسان‏ها اين كار را انجام ندادند، به خود آنها برمي‏گردد، نه خداي تعالي. با اين بيان همه اشكال‏هاي از اين جنس باطل مي‏شود. پس همان‏گونه كه براي پيامبر ـ درود و سلام خداوند بر او و خاندانش باد ـ جايز بود در صورت نياز و به دليل بيم از ضرر از ديدگان مخفي شود و آثار و پي‏آمدهاي اين مخفي شدن هم به كساني كه ايشان را وادار به اين كار كردند، برمي‏گشت، امام نيز مي‏تواند از ديدگان مخفي شود [و آثار و پي‏آمدهاي آن هم برعهده عوامل مخفي شدن آن حضرت است]».34
از اين بيان شيخ طوسي به خوبي روشن مي‏شود كه علت اصلي استمرار غيبت امام عصر(ع) فراهم نشدن زمينه ظهور ايشان توسط آدميان بوده است. خواجه نصيرالدين طوسي نيز در اين زمينه مي‏فرمايد:
«[وجود] امام لطف35 است. پس واجب است كه او را نصب كند تا [بدين وسيله] غرض او [از خلقت] حاصل شود. وجود امام لطف است و تصرف او [در جامعه و اجراي احكام الهي] لطفي ديگر، و عدم تصرف او از [ناحيه] ماست».36
شارح «تجريد الإعتقاد» در شرح اين سخن خواجه مي‏نويسد:
«خواجه فرمود: «و عدمه منّا» يعني تصرف نكردن امام(ع) از ناحيت ماست؛ چون لطف از طرف خدا آن است كه امام را معين فرمايد و بشناساند و لطفي كه بر مكلفان واجب است آن است كه هر يك او را به ديگران بشناساند و ادله امامت او را بگويد و هيچ كس مانع تصرف و تعليم و تبليغ سخنان او نشود و اين امور كه بر مردم واجب بود و نكردند موجب عدم تصرف او شد. نظير آن است كه خدا به هر كس دست و پا و چشم و گوش داد براي معيشت و از اينكه بداند ظالمي دست و پاي او را خواهد بست و مانع ديدن و شنيدن او خواهد شد، از دادن دست و پا و چشم و گوش دريغ نخواهد فرمود».37
بر اساس مطالب ياد شده به صراحت مي‏توان براي مردم در پيش افتادن ظهور و تحقق آن نقش قائل شد و گفت حضور مجدد امام معصوم(ع) در جامعه مشروط به آن است كه انسان‏ها راه صلاح و رستگاري را در پيش گيرند؛ ستمي را كه در حق امامان معصوم روا داشته‏اند جبران كنند؛ به وظايف و تكاليفي كه دربرابر امام عصر(ع) دارند، عمل نمايند و با انجام اقدام‏هاي فرهنگي و اجتماعي زمينه را براي بازگشت امام به صحنه جامعه فراهم سازند.38
3-2. وظايف منتظران
يكي از وظايفي كه به تصريح روايات، در دوران غيبت بر عهده شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمد(ع) است، كسب آمادگي‏هاي نظامي و فراهم كردن تسليحات مناسب هر عصر براي ياري امام غايب است. در روايتي كه نعماني از امام صادق(ع) نقل كرده، آمده است:
«هر يك از شما بايد براي خروج حضرت قائم(ع) [سلاحي] آماده كند، هر چند يك تير باشد. خداي تعالي هر گاه بداند كسي چنين نيتي دارد، اميد آن است كه عمرش را طولاني كند تا آن حضرت را درك كند و از ياران و همراهانش قرار گيرد».39
در روايت ديگري، شيخ كليني از امام ابوالحسن موسي كاظم(ع) نقل مي‏كند:
«... هر كس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگين سازد، در حالي كه او منسوب به ماست، خداوند روزي‏اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته‏هايش ياري كند».40
همچنين شيخ كليني از ابوعبدالله جعفي، روايتي را نقل مي‏كند كه توجه به مفاد آن سودمند است:
«حضرت ابوجعفر محمد بن علي (امام‏باقر)(ع) به من فرمود: منتهاي زمان مرابطه (مرزداري)41 نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز. فرمود: ولي مرابطه ما مرابطه‏اي است كه هميشه هست...».42
علامه مجلسي در شرح اين فرمايش امام مي‏فرمايد:
«بر شيعيان واجب است كه خود را بر اطاعت امام برحق و انتظار فرج او ملتزم سازند و براي ياري‏اش آماده باشند».43
شيخ محمد حسن نجفي نيز در كتاب «جواهرالكلام» در شرح اين روايت مي‏فرمايد:
«مرابطه در اين روايت به معناي اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانه‏روز است، همچنان‏كه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه».44
شايد بتوان گفت كلام صاحب جواهر نيز در نهايت به همان كلام مجلسي برمي‏گردد كه فرمود: مرابطه در اين روايت به معناي آمادگي براي ياري امام منتظر است.
رمز اينكه شيعه بايد هر لحظه آماده ياري امام خود باشد، اين است كه زمان ظهور مشخص نيست و هر آن‏كه اراده خداوند تعلق گيرد، ممكن است ظهور رخ دهد. بنا براين، شيعيان بايد همواره در حال آماده‏باش به سر برند تا در زمان ضرورت، به فرمان امام خود براي مقابله با مستكبران و ستم‏كاران جهان به پا خيزند.
با نگاهي به تاريخ شيعه مي‏توانيم به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگي هميشگي آنها براي اين موضوع پي ببريم. ابن بطوطه در سفرنامه خود مي‏نويسد:
«ندبه شيعيان حِلّه براي امام زمان: ... در نزديكي بازار بزرگ شهر، مسجدي قرار دارد كه بر در آن، پرده حريري آويزان است و آنجا را «مسجد صاحب‏الزمان» مي‏خوانند. شب‏ها پيش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشيرهاي آخته ... اسبي يا استري زين كرده مي‏گيرند و به سوي مسجد صاحب‏الزمان روانه مي‏شوند. پيشاپيش اين چارپا، طبل و شيپور و بوق زده مي‏شود. ساير مردم در طرفين اين دسته حركت مي‏كنند و چون به مسجد صاحب‏الزمان مي‏رسند، در برابر در ايستاده و آواز مي‏دهند كه: «بسم‏الله‏، اي صاحب‏الزمان، بسم‏الله‏ بيرون آي كه تباهي روي زمين را فراگرفته و ستم فراوان گشته. وقت آن است كه برآيي تا خدا به وسيله تو، حق را از باطل جدا گرداند...». و به همين ترتيب، به نواختن بوق و شيپور و طبل ادامه مي‏دهند تا نماز مغرب فرا رسد... ».45
بايد توجه داشت كه شيوه آمادگي براي ظهور، به شرايط زمان و مكان بستگي دارد و اگر در بعضي روايات، از آماده كردن اسب و شمشير براي ظهور وليّ امر(ع) سخن به ميان آمده و براي آن، فضيلت بسيار شمرده شده است، به اين معنا نيست كه اينها موضوعيت دارند. با قدري تأمل روشن مي‏شود كه ذكر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگي رزمي براي ياري آخرين حجت حق است. در اين عصر بر شيعيان لازم است كه با فراگرفتن فنون رزمي و مسلح شدن به تجهيزات نظامي روز، خود را براي مقابله با دشمنان قائم آل محمد(ع) آماده سازند. در حال حاضر، به دليل حاكميت دولت شيعي و حكومت فقيه جامع‏الشرايط بر سرزمين اسلامي ايران، اين وظيفه در درجه اول بر عهده حكومت اسلامي است كه در هر زمان، نيروي مسلح كشور را در بالاترين حد آمادگي نظامي قرار دهد تا به فضل خدا در هر لحظه كه اراده الهي بر ظهور منجي بشر، حضرت مهدي ـ عجّل الله‏تعالي فرجه ـ قرار گرفت، بتوانند به بهترين صورت در خدمت آن حضرت باشند.
امام خميني(ره) با وسعت ديدي كه داشت، «كسب آمادگي براي ظهور» را بسيار فراتر از آنچه گفته شد، مطرح مي‏كرد و معتقد بود كه بايد از هم اكنون براي گسترش قدرت اسلام در جهان تلاش كنيم تا زمينه ظهور چنان‏كه بايد، فراهم شود.

پي نوشت ها :
 

1. صحيفه نور، ج 7، ص 255.
2. همان، ج 20، ص 198.
3. همان، ج، 16، ص 88.
4. همان، ج 15، ص 75.
5. همان، ج 12، ص 175.
6. همان، ج 15، ص 170.
7. همان، ج 20، ص 118.
8. همان، ج 19، ص 11.
9. همان، ج 18، صص 11 و 12.
10. همان، ج 21، ص 108.
11.ر.ک: محمدبن يعقوب کليني، الكافي، ج 1، ص 179، به نقل از امام صادق (ع).
12. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: الكافي، ج 1، كتاب الحجّـ[، باب الإضطرار إلي الحجـ[، صص 168 ـ 174؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمـ[، ج 1، باب العلـ[ التي من أجلها يحتاج إلي الإمام(ع)، صص201 ـ 210؛ محمدبن ابراهيم نعماني كتاب الغيبـ[ ، باب 9، صص 139 و 140؛ محمد باقر مجلسي بحار الأنوار، ج 23، باب الاضطرار الي الحجـ[ و أنّ الأرض لاتخلو من حجـ[، صص 1 ـ 56.
13. الكافي، ج 1، صص 178 و 179، ح 8 .
14. كمال الدين و تمام النعمـ[، ج 1، ص 229، ح 24؛ بحار الأنوار، ج 23، ص 41، ح 78.
15. سوره نحل (16)، آيه 44.
16. پس از شهادت حضرت علي (ع) و روي كار آمدن بني‏اميه، توده مردم كه معروف به سواد اعظم شدند، در برابر خوار ج كه نه امامت حضرت علي(ع) و نه خلافت معاويه را قبول داشتند و نيز در مقابل شيعيان علي(ع) كه معتقد به امامت وي بودند، فرقه جديدي را تشكيل دادند كه «مرجئه» خوانده مي‏شوند.
براي تسميه اين فرقه چند وجه ذكر كرده‏اند: نخست آنكه، اين فرقه نيت و عقيده را اصل شمردند و گفتار و كردار را بي‏اهميت دانستند. دوم آنكه، معتقد بودند همان‏گونه كه عبادت كردن با كفر سودي ندارد، گناه كردن هم چيزي از ايمان نمي‏كاهد. سوم آنكه، بعضي از دانشمندان مانند نوبختي «ارجاء» را به معني اميدوار كردن گرفته‏اند؛ زيرا اين فرقه، اهل كباير را با اداي شهادتين از مزيت ايمان نوميد نمي‏ساختند و آنان را كافر نمي‏شمردند و براي همه اميد آمرزش داشتند. «مرجئه» از مخالفان سرسخت خوار ج بودند؛ زيرا خوار ج مي‏گفتند: مسلمان با ارتكاب گناه كبيره كافر مي‏شود، اما «مرجئه» برخلاف آنان عقيده داشتند كه مسلمانان با ارتكاب كبيره از اسلام خار ج نمي‏شود. فرهنگ فرق اسلامي، صص 401 و 402.
17. در زمان بني‏اميه «قدريه» يا «معتزله» ظهور كردند و با فرقه مخالف خود «جبريه» يا «مجبّره» اختلاف داشتند. جبريه معتقد بودند كه بندگان خدا صاحب افعال خود نيستند و خير و شر را به خداوند نسبت مي‏دادند و نسبت آن دو را به انسان امري مجازي مي‏دانستند. برخلاف ايشان معتزله يا قدريه طرفدار قدرت و حريت انسان بودند و آدمي را در كردار و رفتار خويش آزاد مي‏پنداشتند. همان، ص 356.
18. «زنادقه» جمع زنديق است و زنديق در اصطلاح به مسلمان ملحدي گويند كه تفسيرهاي او از نصوص شرعيه قرآن و سنت، موجب گمراهي مسلمانان گردد... . نخستين زنديقان از مواليان ايراني در كوفه و حيره بودند كه خود را به قبايل عرب نسبت داده و عقايد كفرآميز خويش را اشاعه مي‏دادند. همان، صص210و211.
19. الكافي، ج 1، صص 168 و 169، ح 2.
20. ر.ک: شيخ صدوق، الهدايـ[ في الأصول و الفروع، ص 30-38.
21. كتاب الغيبـ[ (نعماني)، ص 141، ح 2.
22. علي بن حسين مسعودي، إثبات الوصيـ[ للإمام علي بن ابي‏طالب، ص 272؛ شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، قم، مؤسسه انتشارات هجرت، 1373، ج 2، ص 565 .
23. ر.ك: سيد محمد صدر، تاريخ الغيبـ[ الصغري، ص 223.
24. سوره انفال (8)، آيه 53 .
25. الكافي، ج 1، كتاب الحجـ[، باب في الغيبـ[، ص 343، ح 31.
26. شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 285، باب 179، ح 2.
27. ابوالفضل علي طبرسي، مشكا\ الأنوار، ص70.
28. كتاب الغيبـ[ (نعماني)، ص 203، ح4.
29. سوره بقره(2)، آيه 148.
30. كمال الدين و تمام النعمـ[، ج 2، باب 36، ص 378، ح 2.
31. شيخ مفيد، الرسالـ[ الثالثـ[ في الغيبـ[، مندرج در: سلسله مصنّفات الشيخ المفيد، ج 7، صص 11 و 12.
32. بحار الأنوار، ج 53، ص 177، ح 7.
33. كتاب الغيبـ[، ص 90.
34. همان، ص 92.
35. «لطف» در اصطلاح متكلمان اين‌گونه تعريف شده است: «آنچه بنده را به طاعت خدا نزديك مي‏كند و از معصيت دور مي‏سازد، بي‏آنكه به حد اجبار و الزام برسد». سيد محسن خرازي، بدايـ[ المعارف الإلهيـ[ في شرح عقائد الإسلاميه، چاپ سيزدهم: قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1425ه . ق، ج 1، ص 230.
36. ابوالحسن شعراني، ترجمه و شرح كشف المراد علامه حلي، شرح تجريد الإعتقاد (خواجه نصيرالدين طوسي)، ص 507.
37. همان، ص 509.
38. گفتني است برخي از صاحب‏نظران معتقدند نمي‏توان «آماده نبودن اجتماع بشري و عدم لياقتمردم براي پذيرش و بهره‏گيري از نعمت حضور امام معصوم در جامعه و فراهم نبودن تعداد لازم ياران و انصار براي آن حضرت» را از جمله علت‏هاي غيبت برشمرد و بر اين اساس، همه نتايجي را كه بر اين علت بار شد، مردود مي‏دانند. ر.ك: راز پنهاني و رمز پيدايي، صص 249 ـ 264.
39. كتاب الغيبـ[ ( نعماني)، ص 320، ح 10.
40. الكافي، ج 6 ، ص 535 ، ح 1.
41. همان، ج8 ، ص381، ح576 .
42. «مرابطه» چنان‏كه فقيهان در كتاب جهاد گفته‏اند، اين است كه شخص مؤمن براي جلوگيري از هجوم و نفوذ مشركان و كافران در مرزهاي كشور اسلامي يا هر موضعي كه از آن احتمال حمله‏اي عليه مسلمانان مي‏رود، به حال آماده باش و در كمين به سر برد. ر.ك: محمدحسن نجفي، جواهرالكلام في شرح شرايع الإسلام، ج21، ص39. اين عمل در زمان غيبت امام معصوم (ع) مستحب بوده و فضيلت‏هاي بسياري براي آن بر شمرده شده است، چنان‏كه در روايتي كه به طريق اهل سنّت از رسول گرامي اسلام نقل شده، آمده است: «رِباطُ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَيْرٌ مِنْ صِيامِ شَهْرٍ وَ قِيامِهِ، وَ إِنْ ماتَ مُرابِطا جَرَي عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ أَجْري عَلَيْهِ رِزْقُهُ وَ أَمِنَ مِنَ الفُتَّانِ؛ يك شبانه‏روز مرابطه (مرزداري) در راه خدا از اينكه شخص يك ماه روزها روزه باشد و شب‏ها به عبادت قيام كند، ثوابش بيشتر است. پس هرگاه در اين راه بميرد، عملي كه انجام داده است، بر او جريان خواهد يافت و روزي‏اش بر او جاري خواهد شد و از فرشته‏اي كه در قبر مرده‏ها را امتحان مي‏كند، ايمن خواهد ماند.» (كنزالعمّال في سنن الأقوال و الأفعال، ج4، ص284، ح10509)
در مورد اينكه حداقل و حداكثر زمان مرابطه چه اندازه است، بايد گفت حداقل زمان مرابطه، سه روز و حداكثر آن چهل روز است؛ زيرا اگر از اين مقدار بيشتر شود، ديگر مرابطه بر آن صدق نمي‏كند و جهاد شمرده مي‏شود. شخص هم از ثواب جهادكنندگان برخوردار مي‏شود. (ر. ك: جواهر الكلام، ج 21، صص 41 و 42).
43. محمد باقر مجلسي، مرآ\ العقول في شرح أخبار آل‏الرسول، ج 26، ص 582 .
44. جواهر الكلام، ج 21، ص 43.
45. ابن بطوطه، سفرنامه، ج 1، ص 272، به نقل از: محمد حكيمي، در فجر ساحل، چاپ نوزدهم: تهران، آفاق، 1375، ص 55؛ براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: رسول جعفريان، تاريخ تشيع در ايران، ج 2، صص 694 ـ 697 .
 

ماهنامه موعود شماره 108

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r

آیا می دانید؟؟؟؟؟

 

اگر رشته های تار عنکبوت را کنار هم بگذاریم تا بکلفتی مغز مداد شود، این رشته، می تواند جلو حرکت یک هواپیما را بگیرد

 

تعدا چینی هایی که زبان انگلیسی بلدند از جمعیت آمریکا بیشتراست

 

مسا حت استان کرمان بیش از 2برابر کشور اتریش است

 

در کشور آفریقای جنوبی (زیمباوه)) با صد میلیارد دلار پول، فقط می توان یک نان خرید

 

سرعت نیش زدن عقرب به اندازه یک با پلک زدن انسان است

 

هر سال در امریکا رعد وبرق به1000 نفر می خورد

 

بزرک ترین کامیون حدود 10 متر ارتفاع دارد. لازم است بدانیدحدود 4 متر از آن را چرخ ها تشکیل می دهند

 

بعضی از گربه ها در طول زندگی شان 1500 کیلو گرم ریزش مو دارند

 

خرگوش و طوطی ها، بدون حرکت سرشان، می توانند پشتشان را ببینند

 

مارها تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرشان می توانند نیش بزنند

 

در جنگ جهانی دوم، حدود17 میلیون لیتر خون خالص به زمین ریخته شد

 

وزن زبان انسان حدود 70 گرم است

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 25 دی 1393 توسط m-r-r

صفحه قبل1...2829303132...68صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران