سپیدار خبر
 

 گزارش تصویری/

سپیدار خبر: هیئت عاشقان ولایت امروز بعد از ظهر با حضور مسوول تعلیم و تربیت کشور در حسینیه جماران بیرجند برگزار شد.
 

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 توسط m-r-r
 
سپیدار خبر: در پی انتشار کاریکاتور موهن نشریه فرانسوی و اهانت به پیامبر اعظم (ص) بعدازظهر امروز دوشنبه مردم تهران مقابل سفارت فرانسه تجمع اعتراض آمیز کردند.

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

 

فرماندهی پلیس استان الانبار در غرب عراق از ناکام ماندن حمله تروریست ها به نیروهای امنیتی در شرق رمادی خبر دادند.
به گزارش سپیدار خبر:  به نقل از "سومریه نیوز" ،" كاظم محمد الفهداوي" فرمانده پلیس استان الانبار درغرب عراق گفت: نیروهای امنیتی عراق توانستند حمله مهاجمان انتحاری را که با دو کامیون بمب گذاری شده درصدد حمله به نیروهای امنیتی در منطقه السجاریه در شرق رمادی بودند، ناکام بگذارند.

الفهداوی افزود: خودروهای بمب گذاری شده قبل از رسیدن به نیروهای امنیتی منفجر شدند و دو عامل انتحاری سوار براین خودروها به هلاکت رسیدند، ولی به هیچ یک از نیروهای امنیتی آسیبی نرسید.

الفهداوی همچنین ازناکامی حمله عناصر داعش به مقر پلیس راه در جنوب غرب رمادی خبر داد و تاکید کرد که عامل انتحاری که جلوتر از مهاجمان حرکت می کرد، کشته و به تروریست ها خسارت های زیادی وارد شد.

اوضاع امنیتی استان الانبار درغرب عراق از دهم ژوئن 2014 و بعد از سلطه عناصر مسلح داعش بر استان نینوا و پیشروی به سوی صلاح الدین و دیاله و سلطه بر برخی از مناطق دو استان متشنج است و نیروهای امنیتی عراق در درگیری با عناصر داعش دراین استان ها، توانسته اند بسیاری از مناطق را از سلطه آنان خارج کنند.

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r
سپیدار خبر: طرح المنار در آستانه سخنرانی نصرالله؛

 

این پبام که بدون هیچ توضیحی با عکسی از دبیرکل حزب‌الله بر روی خروجی سایت شبکه المنار قرار گرفته، در واقع اعلام جنگ حزب الله به رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.
به گزارش سپیدار خبر:   از  ابنا؛ پایگاه اینترنتی شبکه المنار، طرحی از «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان را به عنوان تیتر یک خود انتخاب کرده است که بر اساس آن، در پیامی دوکلمه‌ای به صهیونیست‌ها هشدار داده شده «پناهگاه‌هایتان را حاضر کنید.»

المنار پس از حمله روز گذشته نظامیان صهیونیست به عناصر مقاومت و حزب‌الله در بلندی‌های جولان، در آستانه سخنرانی دبیرکل حزب‌الله لبنان خطاب به صهیونیست‌ها، تنها به انتشار این طرح بسنده کرد که «جهزوا ملاجئکم!» (پناهگاه‌هایتان را حاضر کنید).

سیدحسن نصرالله خطاب به صهیونیست‌ها: «جهزوا ملاجئکم!» +عکس

این پبام که بدون هیچ توضیحی و به دو زبان عبری و عربی با عکسی از دبیرکل حزب‌الله بر روی خروجی سایت شبکه المنار قرار گرفته، در واقع نوعی اعلام جنگ به رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r
سپیدار خبر: فتنه 88 به روایت اسناد خارجی/7

حمایت مالی آمریکا از احزاب و کاندیداهای اپوزیسیون در ایران + سند

سند منتشر شده از حمایت مالی دولت آمریکا از برخی رجال و احزاب سیاسی در ایران پرده برمی‌دارد. در گزارش منتشر شده، از جلسه محرمانه میان نماینده وزارت خارجه آمریکا و نمایندگانی از اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که دولت آمریکا قبل از این جلسه به کاندیداهای اپوزیسیون در انتخابات ایران کمک مالی می کرده است.

گروه بین‌الملل سپیدار خبر- از مشرق؛ سند منتشر شده توسط ویکی لیکس از حمایت مالی دولت آمریکا از برخی رجال و احزاب سیاسی در ایران پرده برمی‌دارد. در گزارش منتشر شده از جلسه محرمانه میان نماینده وزارت خارجه آمریکا و نمایندگانی از اتحادیه اروپا مشخص می شود که دولت جدید آمریکا به ریاست باراک اوباما در راهبرد خود در قبال ایران دیگر قصد ندارد از احزاب سیاسی و کاندیداهای اپوزوسیون انتخابات در ایران حمایت مالی  کند و در عوض نهادهای مردم نهاد شامل این کمک ها خواهند شد تا از این طریق فضای سیاسی در ایران را مدیریت کنند.

 

رای دانلود سند و توضیحات به ادامه مطالب بروید

 

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r




خانواده ای که هفت پسر و هفت رزمنده داشته، به خود می بالد که سه شهید تقدیم نظام مقدس اسلامی نموده است.

به گزارش سپیدار خبر از دفاع مقدس از کرمان، فرصتی مغتنم نصیب شد تا دقایقی در خدمت خانواده شهیدان "علی، مهدی و حسن حسینی"، زانوی ارادت بر زمین ایثار سائیم و بشنویم از خاطرات روزهایی که به تعبیر امام خامنه ای(مدظله)، «گنجینه» نام گرفت.

از کرمان به مقصد "بهرمان" حرکت می کنیم. بَهرمان شهری است در استان کرمان، بخش نوق شهرستان رفسنجان که در 65 کیلومتری رفسنجان قرار دارد که به دلیل تشکیل شدن از سه محله شبیه روستا، سه قریه هم خطاب می شود.

میهمان خانواده ای می شویم که از هفت پسر رزمنده، سه نفر را در راه دفاع از نظام جمهوری اسلامی و در دوران دفاع مقدس، تقدیم انقلاب نموده است.

شهیدان حسن، علی و مهدی حسینی، سه شهید بزرگواری هستند که به ترتیب حسن در سن 22 سالگی در عملیات فتح المبین، علی در سن 19 سالگی در عملیات والفجر 3 و مهدی در سن 19 سالگی در عملیات کربلای 5 به شهادت می رسند که جنازه علی پس از 8 سال به زادگاهش بازگشت.

ماجرای دو دانه پسته

فاطمه حسینی خواهر شهیدان، با کند و کاو در ذهن خود از برادران شهیدش چنین می گوید: پدرم برای ارباب، کار کشاورزی و با آوردن لقمه حلال سر سفره، بچه ها را بزرگ و تربیت می کرد. او به قدری در رعایت این امر دقت داشت که یک روز دو دانه پسته از باغ ارباب زیر کفشش چسبیده بود و وقتی متوجه شد، آن ها را بیرون آورد، شست و به داخل باغ انداخت.

حسن، پاسدار بود و یکبار که برای عزیمت به جبهه با من خداحافظی می کرد به او گفتم: تو تازه آمده ای چرا می خواهی بروی؟


 

 

 

گفت: تو راضی هستی من به جبهه نروم ولی کسانی که زن و بچه دارند، بروند؟

بار آخر که می خواست به جبهه برود، از همه خداحافظی کرد و هنگام اعزام متوجه شد که دائی مان به خاطر بیماری کم خونی در بیمارستان بستری است، قبل از رفتن، با دوستان خود به بیمارستان رفتند و خون اهدا نمودند.

انگشتری که همنشین شهید شد

من انگشتر عقیقی داشتم که حسن آنرا دوست داشت و از من خواست انگشتر را به او بدهم. من انگشتر را تقدیمش نمودم و هنگام شهادت با همان انگشتر او را دفن کردند.

تا آخرین فشنگ بجنگید

در آخرین حضورش در جبهه، در هنگامه ی عملیات، عده ای به خاطر مطلوب نبودن شرایط، قصد عقب نشینی داشتند که حسن خطاب به آن ها می گوید: اگر به فرمان امام به جبهه آمده اید باید تا آخرین فشنگ مقاومت و دفاع کنید.

آن زمان برادرم رضا به اتفاق امام جمعه رفسنجان مرحوم هاشمیان به جبهه رفته بود، حسن برای دیدن رضا به اهواز می رود و وصیت نامه خود را به او می دهد.

حسن وصیت کرده بود که به مادر، پدر و خواهرم بگوئید بعد از شهادت من، برایم گریه نکنند و اگر گریه کردند برای علی اکبر امام حسین(ع) گریه کنند و نامی از من نبرند.

و همچنین به پدرمان توصیه کرده بود که اگر من شهید شدم و از طرف سپاه پولی به شما دادند، نگیرید و بگوئید این پول را برای آن هایی که زن و بچه دارند، هزینه کنند.

مادرم! تو حاضری من در رختخواب بمیرم و شهید نشوم؟

علی هم که از ناحیه پا و دست مجروح شده بود، مدتی در خانه بستری بود و قبل از بهبودی کامل، دوباره قصد جبهه کرد، مادرم که تازه داغ حسن را بر دل داشت، گفت حالا نرو، بگذار خوب شوی بعداً برو.

علی گفت: مادرم! تو حاضری من در رختخواب بمیرم و شهید نشوم؟ آیا راضی هستی من در خانه بمانم و سنگر برادرم حسن خالی بماند؟

مادرم گفت: هرگز راضی نیستم. و به این ترتیب علی هم رفت و شهید شد.

ماجرای دستمالی که مهدی در دهان می گذاشت

احمد حسینی برادر شهیدان نیز چنین می گوید: مهدی چند مرتبه مجروح شده بود. به یاد دارم که در بیمارستان نمازی شیراز بستری بود هر وقت پرستارها می خواستند به زخم های او رسیدگی کنند، دستمالی را در دهان می گذاشت تا صدای فریادش بقیه بیماران و مجروحان را آزار ندهد

 

 

 

 

شرط مهدی برای جبهه نرفتن

یک بار که برای استراحت و بهبودی در منزل بود، پس از چند روز قصد جبهه کرد. پدرم مانع شد و گفت تو هنوز خوب نشده ای. مهدی گفت به شرطی نمی روم که شما به جای من بروید.

پدر پذیرفت و به جبهه رفت. از طرفی مهدی به حاج علی محمدی(سردار شهید) که فرمانده گردانشان بود، سپرده بود هر وقت به عملیات نزدیک شدیم، پدرم را به مرخصی بفرست تا من به جبهه بیایم.

پس از دو ماه از اقامت پدرم در جبهه، ایشان برگشتند و مهدی فهمید که عملیات در پیش است و رفت
.

 

 

 

مادر! جبهه، سهمیه ای نیست

وقتی برای آخرین بار می خواست به جبهه برود، مادرم به او گفت: تو معلول و مجروحی، از جبهه صرف نظر کن، یکی از برادرانت شهید و یکی هم مفقود الاثر شده، ما سهم خود را ادا کرده ایم تو دیگر نرو.

مهدی گفت: مادر! جبهه، سهمیه ای نیست و هر کس به جای خود باید برود. اگر شما اصرار دارید بر ماندن من، می مانم ولی فردای قیامت باید جواب حضرت زهرا(س) را بدهید.

مادرم گفت: سر و جانم فدای حضرت زهرا(س)، برو.

خواهرم گفت: مهدی! من نامه ای می نویسم به حضرت امام و می گویم ما یک برادرمان شهید، یکی مفقود و یکی هم مجروح است، آیا امام به این برادر مجروح ما اجازه حضور در جبهه می دهند؟

مهدی که گویا از پاسخ احتمالی امام به این نامه مطلع بود، با خوشحالی رفت کاغذ و قلمی آورد و گفت: بنویس، من خودم به دفتر امام ارسال می کنم.

خواهرم از حرف خود گذشت.

کفشی که جا ماند

مهدی رفت در حالی که هنوز جراحات تنش التیام نیافته بود و پای مجروحش، بی حس بود. دوستانش می گفتند هنگام حرکت و بالا رفتن از تپه، کفش مهدی از پایش درآمده و جا می ماند. (سردار شهید) حاج علی محمدی پور* که فرمانده گردان بوده، کفش مهدی را به او می رساند و متوجه می شود که مهدی اصلا نفهمیده که کفش از پایش درآمده است.

به این ترتیب مهدی رفت و به شهادت رسید، قبل از شهادتش به دوستان گفته بود مادرم داغ دو شهید بر سینه دارد و از خدا می خواهم من شهید مفقودالجسد باشم.همینطور هم شد و جنازه مهدی پس از 8 سال بازگشت.

وقتی پس از 8 سال جنازه او را آوردند، گوشت و پوستی که نداشت، اما استخوان هایش می درخشید.

راهنمایی که دیگر او را ندیدم

هنگامی که علی در عملیات فتح المبین مجروح و در بیمارستانی در تهران بستری شده بود، به دیدنش رفتم. در آن عملیات حسن شهید و علی مجروح شده بود و علی نمی خواست به من بگوید که حسن شهید شده است. دیدم که خیلی ناراحت است و حرف نمی زند، پرسیدم چه شده؟ گفت یکی از دوستانم شهید شده، آنجا من از دیگر رزمندگان شنیدم که حسن شهید شده است.

وقتی علی در این عملیات مجروح می شود، در منطقه ای می ماند که به تصرف دشمن درآمده و علی به خاطر خونریزی زیاد بی حال می شود. یکی از عراقی ها بالای سرش می آید و لگدی به او می زند و به خیال اینکه علی شهید شده، او را رها می کند.

پس از آن علی می گفت: صدایی شنیدم که کسی گفت دنبالم بیا. نگاه کردم و شخصی را دیدم که از جلو می رود. با رمق کم و به زحمت خود را می کشیدم و دنبالش می رفتم. پس از چند ساعت به نیروهای خودی رسیدم ولی دیگر اثری از آن شخص ندیدم.

متاسفانه پدر بزرگوار این شهدا به علت کهولت سن و بیماری، قادر به بیان خاطراتی از شهدا نبود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

 


    سپیدار خبر:        علی پسر خوبی بود همیشه دنبال کارهای خیر بود وقتی که از مناطق جنگ یا شهرستان به روستا می آمد از دوستان و همسایگان به خصوص ضعفا به طور حتم سرکشی می کرد و مهربانی می نمود بارها مشاهده می شد نیمه های شب از خانه بیرون می رفت که کسی متوجه نمی شد کجا می رود پس از چند شبی که او را تعقیب کردند می دیدند به مسجد می رود و در گوشه ای از مسجد به نماز و راز و نیاز با خدا مشغول است رکوع و سجده های طولانی او هنوز در اذهان مشهود است.

            او از همان ابتداء کودکی علاقه خاصی به مجالس و محفل داشت.

            نسبت به پدر و مادر خیلی محبت می کرد و خیلی هم با ادب بود.

            نمازش را اول وقت می خواند به طوریکه امامت جماعت مسجد محل می فرمود که هر وقت من وارد مسجد می شدم می دیدم شهید منعمی در مسجد مشغول است.

            تابع امام و رهبری بود و همین تبعیت از امام و ولایت فقیه بود که مقید به اجرای فرمان ایشان و شرکت در میادین نبرد حق علیه باطل گردید.

            بهشت را پرواز به سوی خدا و آزاد شدن از دنیا می دانست.

            یک روز از جبهه آمده بود مرخصی برادرشان از شهید سؤال کرد علی جان تو در جبهه چه کار می کنی و چه شغلی انجام می دهی گویا با تانکر آبرسانی خط مقدم تردد می کنی و در جواب گفت آرزو دارم در جبهه جنگ شهید شوم و جنازه ام مفقودالاثر گردد.


مرتبط با:
شهید علی منعمی** -


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

 


            یکی از خصوصیات اخلاقی شهید این بود که به نماز و عبادت خدا خیلی مقید بود سعی داشت همیشه نمازش را اول وقت بخواند حتی یادم هست که از جبهه آمده بودند برای مرخصی و در همین ایام بود که مراسم عروسی خواهر ایشان هم بود با اینکه میهمان های زیادی در خانه بود و برای پذیرایی میهمان ها به وجود ایشان احتیاج بود هر چه گشتیم پیدایش نکردیم بعد از مدتی مشاهده کردیم که علی از دور می آید به او گفتم علی جان کجا رفتی و میهمان ها را رها کردی در جواب گفت وقت نماز بود و من رفتم که نمازم را بخوانم آنجا متوجه شدیم که علی چقدر در رابطه با نماز و راز و نیاز با خدا مقید است.


مرتبط با:
شهید علی منعمی** -


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r
کاریکاتور/ ترورهای خود ساخته به منظور اسلام هراسی
خبرگزاری تسنیم: نیروهای تربیت‌شده توسط مستکبران امروز در پاریس تعدادی را کشته‌اند و به‌واسطه آن در این کشور تظاهرات علیه اسلام به راه انداخته‌اند و در واقع با این اقدامات خود به‌دنبال ایجاد موج اسلام هراسی هستند.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

کاریکاتور/ اقتصاد مقاومتی تنها را مبارزه با تحریم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 دی 1393 توسط m-r-r

صفحه قبل1...2627282930...68صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران