سپیدار خبر
 

افطاری ساده

رهبر انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز عید فطر: یک سنت خوب هم امسال بیش از سالهای دیگر دیده شد، که خوب است مورد توجه قرار بگیرد و آن، افطاری دادنهای ساده و بی‌پیرایه در مساجد و در خیابانها در بیشتر شهرهای کشور بود؛ در مقابل افطاری‌های مسرفانه‌ای که شنیده شد...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

رهبر انقلاب: فرهنگ و  صف‌آرایی فرهنگی در مقابل دشمن آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس می‌کنم که در راه خدا کشته شده‌ام. هرکس در این راه کشته شود، در راه خدا کشته شده و هرکس در این راه، زحمتی متحمّل شود، در راه خدا متحمّل شده است. مسأله، مسأله‌ی کوچکی نیست...نقش فرهنگ به نظر من یک نقش تعیین کننده و اساسی است و ما امروز مورد تهاجم هستیم.   ۱۳۷۸/۹/۲۳



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

دعای روز اول ماه رمضان می خوانیم :

منبع:گلستان ما


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

دعای روز سوم ماه رمضان می خوانیم :

منبع:گلستان ما 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

دعای روز سوم ماه رمضان می خوانیم :

منبع:گلستان ما


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

دعای روز چهارم ماه رمضان می خوانیم :

منبع:گلستان ما


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

golestanema1

سرویس فرهنگی : در طول ماه نزول کلام وحی در طرحی با عنوان "هر روز ، یک جزء" هر روز یک جزء از قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار را به منظور دانلود برای مخاطبان خود قرار می دهیم.

به گزارش گلستان ما ، امام «جعفر‌صادق(ع)» فرموده: پیامبر اسلام(ص) روایت کرده است: «ماه رمضان ماه خدای عزوجل و آن ماهی است که خداوند کارهای نیک را در آن دو چندان کند و بدی‌ها را در آن محو سازد، ماه برکت و ماه توبه و ماه آمرزش و ماه آزادی از آتش دوزخ، و کامیاب شدن به بهشت است. هان که در این ماه از هر حرامی خودداری کنید، و تلاوت قرآن را زیاد کنید و حاجات خود را بخواهید و به یاد پروردگارتان سرگرم باشید، و ماه رمضان نزد شما نباید همانند ماه‌های دیگر باشد، چرا که برای این ماه در پیشگاه خداوند حرمت و برتری بر دیگر ماه‎ها است و نباید در ماه رمضان روز روزه شما مانند روز غیر روزه شما باشد.»(بحارالانوار)

در طول ماه نزول کلام وحی در طرحی با عنوان "هر روز ، یک جزء" هر روز یک جزء از قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار را به منظور دانلود برای مخاطبان خود قرار می دهیم.

هم‌اکنون صوت تلاوت ترتیل جزء چهار قرآن کریم را با صدای استاد «شهریار پرهیزگار» را از لینک زیر دانلود نمایید.

 شماره

   جزء

 حجم فایل

  زمان

1

دانلود جزء اول

11.7 MB

0:51:16

2

دانلود جزء دوم

13.1 MB

0:57:24

3

دانلود جزء سوم

13.7 MB

0:59:58

4

دانلود جزء چهارم

14.1 MB

1:01:58

5

دانلود جزء پنجم

13.8 MB

1:00:24

گفتنی است ؛ هر روز یک جزء اضافه می شود؛


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r
 

دعا، الهام خداست

در اینجا یک بحث مطرح می شود و آن این است که عبد در چه قالبی می تواند با ربّ خود سخن بگوید. این را بدانید که این هم در ارتباط با ربّ است. یعنی خودِ ربّ به اولیاء خود الهام می کند و اولیاء الهی آن الهامات را در قالب خاصی می ریزند و نحوه سخن گفتن با ربّ را به عبد می آموزند که «چگونه با ربّ خودت حرف بزن!» همانطور که او با تو حرف زده است، تو هم با او حرف بزن؛ اما اینگونه که به تو می آموزیم با او حرف بزن.

خدا در ماه مبارک رمضان با تو صحبت کرده و کلامش را بر پیغمبر فرو فرستاده و پیغمبر هم قرآن را به شما تحویل داده و گفته است که اینها حرف هایی است که خدا با شما زده است. خدا در این خطاب هایی که در قرآن هست، مثل «یا أَیُّهَا النَّاس » و «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»، دارد حرف می زند و به من و تو خطاب می کند. قرآن را نگاه کن؛ از اول تا آخر او دارد با تو حرف می زند. خوب، تو نمی خواهی جوابش را بدهی؟ او در ماه مبارک رمضان با تو سخن گفته است، تو هم باید در همین ماه با او سخن بگویی؛ هم قوس نزول است و هم قوس صعود. ماه رمضان ماه کلام ربّ و عبد است. لذا شما اگر به روایاتی که در باب ماه مبارک رمضان وارد شده است، مراجعه کنید، همین مطلب را می بینید.

سفارش به «زیاد دعا کردن» در این ماه

من حالا یکی دو تا روایت می خوانم که اصل این روایات در فروع کافی است ولی من از وسائل الشیعه نقل می کنم. روایت از امام صادق(ع) است که «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) عَلَیْکُمْ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ بِکَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاء»؛ یعنی علی(ع) فرمود: «بر شما باد در ماه رمضان، به کثرت دعا و استغفار».

در روایت دیگر آمده است: «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) إِذَا کَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَمْ یَتَکَلَّمْ إِلَّا بِالدُّعَاءِ»؛ یعنی حضرت امام سجاد(ع) در ماه مبارک رمضان اصلاً صحبت نمی کرد، مگر اینکه تمام جملاتی که از ایشان صادر می شد مضامین دعایی داشت. ما در این زمینه روایات بسیاری داریم. بنابر این آنچه که در ماه مبارک رمضان وظیفه عبد است، سخن گفتن با ربّ خود است.

«تجلیه، تخلیه و تحلیه» زمینه ساز سخن گفتن بنده با خدا

در باب ماه مبارک رمضان روایات زیادی داریم که ناظر به آن مطلب اول، یعنی بحث مراحل سیر و سلوک است. از نظر ظاهری که خودت را آراسته کرده ای به همین آداب ظاهری و دهانمان را از خوردن و آشامیدن بسته ایم. این همان قدم اوّل یعنی تجلیه است؛ اما آنچه مهم است گام های دوم و سوم، یعنی تخلیه و تحلیه است. اینها است که زمینه را فراهم می کند برای اینکه بتوانی با خدای خودت حرف بزنی. از الطاف الهیه این بوده که آنچه که مایحتاج عبد است تا بتواند با خدای خودش حرف بزند، آنها را پیشاپیش خودش عنایت کرده است.

سر ریز شدن رحمت الهی در این ماه

در یک روایت دارد: «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِینَ أَلْفَ أَلْفِ عَتِیقٍ مِنَ النَّارِ کُلٌّ قَدِ اسْتَوْجَبَ النَّارَ فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِهِ». یعنی خداوند در ماه رمضان هنگام افطار هفتاد هزار هزار نفر از افرادی را که مستحق آتش هستند نجات می دهد و در شب آخر از این ماه به اندازه تمام کسانی که در طول این یک ماه نجات داده است، از آتش جهنم نجات می دهد. همه اینها نشانه سرریز شدن فضل و رحمت الهی در این موقعیت زمانی است.

در روایت دیگری دارد: «إذَا کَانَ أوَّلَ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ غَفَرَ اللهُ لِمَنْ شَاءَ مِنَ الْخَلْقِ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَهُمْ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَ کُلَّمَا أعْتَقَ حَتَّی آخَرَ لَیْلَةٍ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَضَاعَفَ مِثْلَ مَا أعْتَقَ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ». یعنی همین طور هر شب با ضریب بالاتر نسبت به شب قبل، تعداد بیشتری از بندگانش را تطهیر می کند، تا این حجاب های ظلمانیه آنها برطرف شود. اینها همه مقدمه این است که این عبد بتواند با او حرف بزند.

ماهِ مخصوصِ ارتباطِ دو طرفه خدا و بنده اش

لذا اهل معرفت گفته اند که یک «قرآن نازل» داریم و یک «قرآن صاعد» داریم؛ آن هم کلام است، این هم کلام است؛ آن کلام ربّ است با عبد، این کلام عبد است با ربّ؛ هر دو هم قرآن است. بنابر این اصلاً این ماه اختصاص به این ردّ و بدل شدن سخنان بین «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» دارد. از آن طرف، قرآن نازل شده است و از این طرف هم قرآن صاعد -بالا رونده- را داریم که عبارت است از آن راز و نیازهایی که بندگان صالح خداوند و اولیاء خاصّ حق -به اذن ربّ- با او داشته اند و سخن گفته اند.

آداب ظاهری ماه رمضان، زمینه ساز ارتباط با خدا

ما از آن سخن گفتن ها، به «ادعیه ماثوره» ائمه اطهار تعبیر می کنیم. اصلاً ماه رمضان ماه «قرآن» و «دعا» است و این آداب ظاهری که در این ماه داریم، همه برای فراهم کردن زمینه همین رابطه «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» است تا اینها با هم حرف بزنند؛ که از پایین به بالا، یعنی از طرف عبد به سوی ربّ، تقاضا و طلب و سؤال و درخواست است که ما از آن تعبیر می کنیم به «دعا». پس دعا سخنی بین عبد و ربّ است. یعنی بنده با پروردگارش صحبت می کند و از او درخواست می کند.

ندا، دعا، نجوا

به این تعبیراتی که علی(ع) در این مناجات به کار برده است نگاه کنید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ». اول صلوات می فرستد و بعد شروع می کند به گفتن آن جملات تا به اینجا می رسد که «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ». اینجا دیگر بحث «مناجات» است. «ندا» یعنی اینکه انسان کسی را با صدای بلند فرا بخواند. «دعا» هم با صدا است، اما صدای بلند نیست. «مناجات و نجوا» بی صدا است.

لذا اینجا تعبیر می کند «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ»، دیگر نمی گوید «وَ اسْمَعْ»؛ چون مناجات جنبه صوتی ندارد و صدا و آهنگ ندارد؛ بلکه یک امر درونی و قلبی است. این از تعبیرات زیبا و لطیف علی(ع) است. البته هم دعا و هم ندا و هم نجوا، نوعی رابطه دو طرفه هستند، ولی این تفاوت ها را با یکدیگر دارند.

عدم اجابت دعا، به خاطر وجود حجاب ها

بحث دیگری که در اینجا مطرح می شود، بحث حُجُب و موانع دعا است. ممکن است من با شما صحبت کنم، شما هم با من صحبت کنید، اما به تعبیر ساده ممکن است مانعی در کار باشد که موجب شود شما سخنان من را نشنوید یا به آن اعتنا نکنید ـ که این اعتنا نکردن هم، مثل نشنیدن است ـ و برعکس ممکن است شما بگویید و من نشنوم. اگر اینطور باشد، این سخن گفتن ها و این ردّ و بدل کردن ها، بی فایده است. آیا این طور نیست؟ چه زمانی این گفت وگوها فایده دارد؟ آن زمانی که شما حرف من را بشنوید و به خواسته های من اعتنا کنید و همچنین برعکس.لذا من عرض کردم که ندا، دعا و مناجات، همه اینها دو طرفه است و ممکن است گاهی اوقات چیزی مانع از این رابطه دو طرفه شود.

گناه، حجاب دعا

یک وقت هست که یک سنخ از اعمال، حجاب می شوند برای اجابت دعا؛ مثل گناه. یعنی معصیت هایی که از ناحیه اعضا و جوارح من و شما صادر می شود، مانع اجابت دعا است. لذا گفتیم که «اطاعت» با «اجابت» رابطه دارد؛ اگر مطیع خدا شدی، آنجا است که خداوند هم درخواست تو را اعتنا می کند و می پذیرد. از آن طرف، معصیت مانع اجابت دعا می شود. این مربوط به اعضا و جوارح من و شما است. اگر دروغ بگویی، غیبت کنی، مال مردم را بخوری و امثال این محرمات را انجام دهی، اینها مانع اجابت دعا است. می بینی چرا وقتی می گویم: «خدا! خدا! خدا!» خدا اصلاً به من اعتنا نمی کند؛ چون این گناهان مانع اجابت دعاهای من است.

حجاب های باطنی دعا

یک وقت هم هست که یک سنخ ملکات و امور درونی هستند که مانع اجابت دعا می شوند. این موانع مربوط به ملکات سیّئه درونی عبد است که موجب می شود که این گوش دل راز الهی را نشنود. چون گفتیم که ماه مبارک رمضان ماه «راز و نیاز» است؛ امّا گاهی راز از ربّ است و اظهار نیاز از عبد است. خوب، اگر راز از ربّ است، در اینجا این بحث مطرح می شود که باید حُجُبی که در ارتباط با باطن است هم برطرف شود. اما حجابی از ناحیه ربّ نیست. حجاب از ناحیه عبد است و باید این حجاب را برطرف کند. اما این حجاب ها و موانع با چه مقامی از مقام های معنویه بر طرف می شود؟

روایت از پیغمبر اکرم(ص) است؛ «إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَی آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْهُ». حضرت فرمود درهای آسمان در اولین شب از شبهای ماه مبارک رمضان باز می شود و تا آخرین شب از شب های این ماه هم بسته نمی شود. این یعنی چه؟ منظور از «سماء» در اینجا آسمان نیست! اشتباه نکنید. «سماء» اشاره به آن جهت عِلوی از عوالم وجودی و آن نشئه برتر عالم وجود است. ما در این «دنیا» در عالم ناسوت هستیم. این عالم دنیا پست ترینِ عوالم وجود است.

اینکه در روایت فرمود که خدا شب اوّل ماه مبارک رمضان درهای آسمان را باز می کند، یعنی چه؟ یعنی می خواهد بگوید از ناحیه آن عوالم برتر وجودی هیچ مانع و حاجبی در کار نیست. پس هر چه حجاب و مانع هست، از طرف من است. او دارد راز می گوید، اما گوش من نمی شنود. حالا من چه کار کنم تا این حجاب ها را بتوانم رفع کنم؟ در مقامات معنویه مقامی هست که آن را باید به دست بیاوریم؛ لذا می رویم سراغ روایت دوم تا ببینیم چه کار باید بکنیم.

«مقام رضا»، ثمره نهایی روزه

در حدیث معراج داریم که پیغمبر اکرم(ص) وقتی به معراج رفت، در آنجا خطاب شد «یَا أحْمَدُ هَلْ تَعْلَمُ مَا مِیرَاثُ الصَّومِ»؛ ای احمد، می دانی روزه چه اثری در پی دارد و چه چیزی به ارث می گذارد؟ «قَالَ: لَا. ثُمَّ قَالَ: مِیرَاثُ الصَّومِ قِلَّةُ الْأکْلِ وَ قِلَّةُ الْکَلَامِ وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ وَ هِیَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةُ الیَقِینَ فَإذَا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لَا یُبَالِی کَیْفَ أصْبَحَ بِعُسْرٍ أمْ بِیُسْرٍ فَهَذَا مَقَامُ الرَّاضِینَ»؛ روزه دو اثر دارد؛ یکی اثر ظاهری است که همان کم خوردن است و دومی که بالاتر است، کم صحبت کردن و سکوت است که ما به آن «صومِ صمت» می گوییم. اگر جلوی زبانت را بگیری و مراعات زبانی داشته باشی، این موجب می شود که حکمت پیدا کنی. آن وقت میراث حکمت، معرفت است و معرفت هم یقین را از خود به ارث می گذارد و ثمره یقین هم «مقام رضا» است و این همان مقامی است که با آن می توانی حجاب ها را برطرف کنی.

روزه ای برای همه؛ حتی ناتوان ها و پیرها

من به آن کسانی که از نظر شرعی معذورند و نمی توانند روزه بگیرند و غصه می خورند که من محروم شدم از برکات صوم و ماه مبارک رمضان، می خواهم بگویم که این دیدگاه و نگرش تو یک نگرش مادی است. شما خیال کرده اید که روزه، نخوردن و نیاشامیدن است؟ برای تو هم روزه وجود دارد. آنچه بالاتر از کم خوردن است؛ آن چیست؟ جلوی زبانت را بگیر؛ یک ماه رمضان، از اول تا آخر غیبت نکن، دروغ نگو، تهمت نزن، ایذاء مومن نکن، برو جلوی آفات زبانت را بگیر؛ روزه اینجا هم هست. میراث الصوم این است. بله، اگر صحت مزاج داری و عذر شرعی نداری، قلّت اکل هم در کنارش هست تا درد گرسنگی و تشنگی را بچشی که آن هم آثاری دارد.

«روزه شکمی» و «روزه معنوی»

در روایات داریم که فردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) آمد و گفت: «من روزه هستم.» حضرت به او فرمود: «استفراغ کن!» دید همین طور دارد تکه تکه گوشت از حلقش بیرون می آید. پرسید: «این چیست؟» حضرت فرمود: «غیبت کرده ای! این روزه نیست.» روایت می خواهد همین را بگوید که من اشاره کردم. این اصلاً روزه نیست. روزه شکمی هست، ولی روزه معنوی نیست.

«صمت» اصلاً حرف نزدن نیست!

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند «وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ»؛ یعنی میراث سکوت، حکمت است. پس معلوم می شود منظور از این «صوم صمت» که در روایات هست، «حرف نزدنِ» مطلق نیست، بلکه مراد همان «قلّت کلام» و پرهیز از بیهوده گویی است. اتفاقاً بعضی جاها باید حرف بزنی؛ با خدا باید حرف بزنی؛ باید دعا بخوانی. نه اینکه هر چیزی که از دهانت بیرون بیاید را بگویی. آن چیزی که برای تو حُجُب را برطرف می کند و تو را به «مقام رضا» می رساند، آن را مراقبت کن!


 

مــــنـــــبــــــع: www.hawzah.net


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r
 

 

* برخی مصادیق فساد فی‌الارض

 

فساد فی‌ الارض مظاهر بسیار زیادی دارد. فرض کنید در امور اقتصادی کسانی که پول دارند و می‌بینند

 

زمینه آماده است، اقدام به خرید اجناسی به قصد احتکار می‌کنند که از مصادیق مفسدین فی‌الارض

 

شمرده می‌شوند یا مثلاً کسانی که زمین و طلا و سکه می‌خرند و با قیمت‌های چند برابر

 

می‌فروشند و نمی‌گذارند که فقرا و کسانی که زندگی و درآمد متوسطی دارند، راحت زندگی کنند و

 

توان خریدداشته باشند.

 

همچنین اگر یک روحانی سخنی بگوید که در دل‌های مردم شک و تردید ایجاد شود و روحانیت و علما زیر

 

سؤال بروند، از مصادیق این آیه‌ شریفه است، گاهی فکر می‌کردم چرا بعضی بزرگان علما وجوهاتشان

 

را در بازار پیش بازاری متدین می‌گذاشتند و به آن‌ها حواله می‌دادند، چرا این کار را می‌کردند؟ بعد

 

متوجه شدم که نکته‌اش این است که می‌خواهند شبهه‌ای برای مردم ایجاد نشود که این آقا پول‌ها را

 

چه کار می‌کند، مرحوم آیت‌الله خوانساری این‌گونه بودند.

 

* نکته سنجی علما

 

بعضی از علما را سراغ دارم که وقتی حضرت امام(ره) روی مبانی و فتاوای خودشان یک جهانی را

 

قائل بودند و عمل می‌کردند، درس مرتبط با این مبانی و فتاوا را تعطیل کردند یکی از این بزرگواران به

 

بنده گفتند که وجه تعطیل کردن درس این بود که نکند نظر من از نظر علمی در این بحث به جایی

 

برسد که اگر منتشر شود که مثلاً آیت‌الله فلان فتوا را داده است، موجب تضعیف حضرت امام(ره) شود.

 

* جمله‌ پرمغز حضرت امام(ره) بعد از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی

 

بعد از فوت آیت‌الله العظمی بروجردی به خیلی‌ها حالت یأس دست داده بود که حوزه از بین می‌رود،‌

 

در مجلسی که علما جمع بودند، حضرت امام جمله‌ای فرموده بودند که این جمله خیلی جمله‌

 

پرمغزی است. ایشان فرموده بودند که تمام آن قدرت آقای بروجردی الان هست، منتها آن موقع

 

در یک نفر متجلی شده بود و الان در بین ماهاست. اگر ما با هم باشیم. همه‌ آن قدرت هست و

 

هیچ فرقی نمی‌کند، علتش هم این است که مردم خدا را می‌خواهند،‌ اسلام را می‌خواهند،

 

اهل بیت را می‌خواهند و

 

ما را هم یا نائب یا مبلغ و مروج ایشان می‌دانند؛ پس همان علاقه‌مندی و همان قدرت و همه‌

 

آن‌ها هست و وجود دارد،‌ اگر ما با هم باشیم.

 

یادم هست وقتی حضرت امام(ره) از زندان آزاد شدند،‌ جلوس کردند. ایشان یکی از علمایی بودند

 

که از اسم و رسم و ریاست و همه‌ این امور پرهیز می‌‌کردند، اما وقتی ملاحظه کردند که باید

 

برای اسلام و برای حوزه و و روحانیت در مقابل طاغوت قدرتی نشان داده شود، کارهایی

 

انجام دادند که از آن‌ها تنفر و تدفیع داشتند.

 

نکته‌ای که ما باید از این آیه‌ مبارکه و این موعظه‌ حسنه فرا بگیریم، همین است که واقعاً

 

در سلوک شخصی‌مان و امثال این‌ها مواظب این جهات باشیم.

 

* ضرورت تلبس و مواظبت برای طلاب

 

همین جا عرض می‌کنم که بالاخره طلبه باید معمم شود و بنده قبول ندارم کسی طلبه باشد

 

و معمم نشود. حالا تا مدتی عیبی ندارد،‌ ولی بالاخره باید معمم شد و این معمم شدن هم

 

خیلی مهم است. شواهدی است که حضرت بقیه‌الله این را می‌خواهند و می‌پسندند. یکی

 

از همان عده‌ای که جناب آیت‌الله مصباح این‌ها را برای تحصیل اموری به کانادا فرستادند، در

 

بحث ما می‌آمد و با ما آشنا بود. ایشان خیلی جوان خوبی بود. یک بار حضرت را خواب دیدم

 

که فرمودند فلانی معمم شده است. من خبر نداشتم که او معمم شده است بعد هم به

 

ایشان گفتم این عمامه گذاشتن شما یا خیلی با اخلاص بوده یا بجا بوده که حضرت فرمودند

 

فلانی معمم شده است.

 

وقتی که طلبه معمم شد،‌ مردم خیلی روی او حساب باز می‌کنند، باید توجه داشت که عزت

 

و احترام و نفوذ کلمه روحانیت،‌یکی مربوط به فرد و یکی مربوط به جمع است. لذا باید مواظب

 

برخی سلوک‌ها و رفتارها باشیم که سبب نشود وقار و ابهت و متانت و ادب روحانیت از بین

 

برود. مردم همیشه و در همه‌ زمان‌ها پشتیبانی خود را از روحانیت داشته‌اند.

 

 

* حکایتی از آیت‌الله خرازی

 

آیت‌‌الله خرازی نقل می‌کردند که پدرم سیدمهدی خرازی وقتی دیدند که مرحوم آیت‌الله حاج آقا

 

حسین قمی در اعتراض به مسأله‌ کشف حجاب از مشهد به تهران آمدند و در حرم حضرت

 

عبدالعظیم حسنی تحصن کردند، به ذهن ایشان آمد که به تجار و بازاری‌های تهران پیشنهاد

 

کنند، برای اینکه دولت خیال نکند که این سید محترم و این عالم بزرگ که آمده است، پشتیبانی

 

ندارد، برای این کار عده‌ای از شما بیایید و ماشین‌هایتان را در جایی که ایشان هستند، پارک کنید

 

و وقتی خواستید منزل بروید، از اینجا سوار ماشین‌هایتان بشوید و برگردید، این کار در ذهنش آمد

 

و تصمیم گرفت که پیش یکی از تجار به نام آقای محمود کاشانی برود و به ایشان بگوید.

 

صبح می‌رود درب خانه‌ آقای کاشانی، که این پیشنهاد را که به ذهنش آمده، به ایشان بگوید.

 

ایشان درب و می‌گوید قبل از اینکه حرفی بزنی، به شما بگویم مادرم خواب حضرت بقیةالله را دیده

 

است که فرموده‌اند: به پسرت محمود کاشانی بگو که آن پیشنهادی که سیدمهدی خرازی می‌خواهد

 

بیاید به شما بدهد، قبول کن! حالا که شما آمدی، فهمیدم همین است.

 

* مردم فطرتشان الهی است

 

این سلوک مردم حجت را بین ما و خدای متعال برای ما تمام کرده است، این جور که الان مردم

 

یک روحانی را می‌بینید چطور احترام می‌کنند، این‌ها برای چیست؟ این‌ها برای شخص نیست،

 

بلکه برای اسلام و اهل بیت است. باید بدانیم مردم فطرتشان الهی است و اگر ما خوب و

 

درست عمل کنیم و با تقوا و الهی باشیم، این علاقه‌مندی‌ها و اقتدارها هست و می‌توان با

 

آن مقاصد اسلام را پیش برد.

 

بنده یک وقتی به نانوایی رفته بودم که نان بخرم، شخصی که نان می‌فروخت با یک نفر

 

حرفش شد. حالا من هم ایستاده بودم و می‌خواستم نان بگیرم. این آقای نانوایی آمد

 

دست زد به لباس من و گفت به این لباس پیغمبر قسم، مردم این جور حساب می‌کنند.

 

ما باید این‌ها را حفظ کنیم، این‌ها امانت الهی هستند و باید بدانیم که ما خودمان چیزی نیستیم.

 

* وجهه‌ روحانیت از بین نرود

 

* وجهه‌ روحانیت از بین نرود

این حمامی که در گذرخان قم هست،‌ در زمان‌های سابق طلاب اینجا حمام می‌رفتند و خیل شلوغ

می‌شد و یک حالاتی گاهی اتفاق می‌افتاد که یکی دیگری را کیسه می‌کشید و دیگری او را صابون

می‌زد. ابوی ما نقل می‌کردند که مرحوم آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یک بار در درس فرموده بودند

که این‌ها را مراعات کنید که وجهه‌ روحانیت از بین نرود و زشت نباشد. این‌ها همان سرمایه‌های

مهمی است که متأسفانه گاهی ما به آن توجه نداریم. نحوه‌ لباس پوشیدن،‌ نحوه‌ عمامه گذاشتن

و نحوه‌ اصلاح موی سر نباید به گونه‌ای باشد که ابهت و متانت یک روحانی را از بین ببرد؛ حتی

گاهی رفتن در برخی از مجالس،‌ واقعاً خجالت‌آور است. این‌ها همه پیش خدای متعال جواب

می‌خواهد و احتیاط هم گاهی لازم است.

در زمان‌های سابق وردی‌های حرم حضرت امام رضا‌(ع) مخلوط بود و زن و مرد جدا نبودند،‌ مرحوم

حاج آقا حسین قمی به متولی آستانه‌ مقدسه گفته بود که این چه وضعی است. متولی جواب

ایشان را می‌دهد که آقا اینجا دیگه کسی توی این فکرها نیست،‌ ایشان فرموده بودند خودم

در حالی که یک پیرمرد هستم، همین امروز جایی گیر کرده بودم و داشت یک جوری می‌شد.

این جوری شدن خلاف نیست‌،

اما باید از این‌ها پرهیز کرد.

* امانت الهی

احترام و جایگاهی که روحانیت در بین مردم دارد، به سبب انتساب به اسلام و اولیای اسلام است و

لذا این یک امانت الهی است. اگر کاری کنیم که باعث شود ذهن مردم مشوش شود و یا تردید و

شبهه ایجاد شود، همه اینها از مصادیق فساد فی‌الارض است. این فساد مثل فساد اقتصادی

نیست، بلکه به مراتب بدتر است.

در ذیل آیه شریفه مورد بحث، در تفسیر کنزالدقائق روایتی ذکر شده است که فرازهایی از آن را

عرض می‌کنم:

«قال الصادق فساد الظاهر من فساد الباطن و من اصلح سریرته اصلح الله علانیته و من خاف الله

فى السر لهم یهتک ستره فى العلانیه و اعظم الفساد ان یرضى العبد بالغفلة عن الله و هذا الفساد

یتولد من طول الامل و الحرص و الکبر».

اگر انسان در سلوک، رفتار، گفتار و موضع‌گیری‌هایش دچار فساد ظاهری شود، همه اینها از یک

فساد درونی نشأت می‌گیرد؛ یا ایمان ضعیف است یا یک شهواتی بر انسان غلبه کرده است.

اینها نکات خیلی مهمی است که در روایت توضیح داده شده است.

«من اصلح سریرته اصلح الله علانیته»، اگر کسی باطن خودش را اصلاح کند، خدای متعال

ظاهر او را اصلاح می‌کند.

یعنی این دومی جزای اولی است. گاهی ممکن است که انسان توجه به یک سری ظواهری

نداشته باشد، خدای متعال حفظ می‌کند. گاهی انسان از یک سری ظواهر غفلت دارد، اما اگر

باطن را اصلاح کردیم، خدا آن ظواهر را اصلاح می‌فرماید.

«من خاف الله فى السر لهم یهتک ستره فى العلانیه»، در خلوت‌ها که هیچ کس جز این فرد و

خدایش نیست و هیچ کس جز او ندارد، در آنجا باید ترس از خدای متعال داشت که البته خیلی

برای انسان پیش می‌آید که کسی خبر ندارد. مثلاً کسی که محل وجوهات مردم است حالا یک

عالمی است و یا مجتهد است و یا وکیل است و یا هر چه، هم خبر ندارد که این پول را کجا خرج

می‌کند و کسی هم سؤال نمی‌کند. اینجا خدا ترسی می‌خواهد.

* ماجرای کیسه‌های مملو از پول و فروش گلیم شیخ انصاری

مرحوم آقا سیداسحاق فاطمی قمی – جدّ همین تکیه‌ای‌هایی که قم هستند – حکایاتی را

بی‌واسطه از مرحوم شیخ انصاری نقل کرده است. ایشان می‌گوید روزی خدمت شیخ انصاری

نشسته بودم. شیخ نوکری داشت به نام حاج ملّا که وارد اتاق شد با شیخ نجوایی کرد و رفت پایین اتاق، گلیمی را که بود، جمع کرد و برد. در حالی که درگاه بزرگی در اتاق شیخ بود که کیسه‌های مملو از

پول روی هم در آن درگاه چیده بود؛ گویا پول هند بود. از این منظره تعجب کردم و کمی بعد بیرون آمدم.

همان روز یا بعداً در صحن مطهر، حاج ملا را دیدم و از ایشان سؤال کردم که قضیه شیخ چه بود؟ به

شیخ چه عرض کردی؟ گلیم را کجا بردی؟ از جواب امتناع کرد و گفت من محرم اسرار شیخ هستم؛

سزاوار نیست اسرار ایشان را به کسی بگویم. می‌گوید دست از ایشان برنداشتم و قسمش دادم به امیرالمؤمنین(ع) گفت: حال که قسمم دادی، می‌گویم. نانوایی که برای منزل شیخ از او نان می‌آوردیم،

به من گفت: به شیخ عرض کنید مقداری سرمایه‌ام ضعیف شده، محتاج به کمک هستم؛

چنانچه ممکن است جناب شیخ کمکی به سرمایه من بکند. خواسته‌اش را به شیخ رساندم و

شیخ انصاری فرمود: فعلاً پول ندارم؛ آن گلیم را ببرید بفروشید و من عمل کردم، حالا اگر مرحوم

شیخ از وجوهات برمی‌داشت و می‌داد، کسی متوجه نمی‌شد، اما ایشان کسی است که «خاف‌الله فی السر» است.

انسان گاهی حرف‌هایی را در مورد اشخاصی می‌داند و موقعیت‌هایی پیش می‌آید که اگر آن

حرف‌ها را بزند، خیلی منفعت ظاهری نصیبش می‌شود، ولی از خدا می‌ترسد و سر مردم را

فاش نمی‌کند. نتیجه‌ این کار چیست؟ «لم یهتک ستره فی العلانیه» خداوند عیب‌های این شخص

را می‌پوشاند و از هتک حرمت او جلوگیری می‌کند در ادامه روایت فرموده‌اند: «و اعظم الفساد ان

یرضى العبد

بالغفلة عن الله»، بالاترین فساد برای انسان این است که آدم راضی باشد که خداوند غافل است و

برایش مهم نباشد.

اگر کسی به غفلت از خدا راضی نیست، مقدماتی دارد و مقدماتش این است که کاری کند که

این غفلت‌ها دامنگیرش نشود. بزرگترین فساد این است که انسان راضی باشد که لحظات و

ساعاتی و حتی روزها و هفته‌ها و ماه‌هایی بر او بگذرد و غافل باشد، به حسب این نقل فرمودند:

«و هذا الفساد یتولد من طول الأمل و الحرص و الکبر»

حالا این چرا اعظم فساد است؟ چون مادر و منشأ و اساس خیلی از فسادهای دیگر است.

خدای متعال إن‌شاءالله به همه ما توفیق تحلی به صفات پسندیده و تخلی از صفات ناپسند را

عنایت بفرماید.

منابع:خیمه گاه فاطمیون؛ پربازديدترين وبلاگ

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r
http://i33.tinypic.com/29g1oih.jpg

 

مرز سلطه شياطين بر انسان، از حدّ تحريك و وسوسه فراتر نمى رود. از اين رو، آنان، انسان را به زشتى ها دعوت مى كنند؛ ليكن نمى توانند او را به ارتكاب زشتى ها وا دارند.
بررسى احاديث دينى در موضوع به بند كشيده شدن شياطين و جلوگيرى از اِغواگرى آنها در ماه رمضان، دو علّت را نشان مى دهد، با اين توضيح كه علّت دوم ادامه و نتيجه علّت اوّل می باشد:


علّت اوّل: طبيعت پيشگيرانه روزه
روزه به طور طبيعى، زمينه اى را كه شيطان بر اساس آن، انسان را به گم راهى مى كشانَد، از بين مى برد. به تعبير دقيق تر، زنجيرى كه در ماه رمضان، شيطان را به بند مى كشد، چيزى جز خودِ روزه نيست. از اين رو، در حديث پيامبر خدا (ص) آمده است: «إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَيِّـقوا مَجارِيَهُ بِالجُوعِ؛ شيطان در انسان ، همچون جريان خون، جارى مى شود پس با گرسنگى، گذرگاه هاى او را تنگ كنيد» .(1)


اين حديث، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه روزه به طور طبيعى، مانع تسلّط شيطان بر انسان مى شود. زنجيرى كه روزه دارد، نه تنها شيطان را به بند مى كشد، بلكه كشش هاى نفْس امّاره را هم مهار مى كند، آن را به اسارت در مى آورد و جلوى سلطه آن را بر انسان مى گيرد و به فرموده امير مؤمنان: «نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ »؛گرسنگى، چه خوب ياورى براى اسير كردن نفْس و شكستن عادت آن است! (2)


بر اين اساس، هدف همه احاديثى كه درباره مفيد بودن گرسنگى و نقش آن در خودسازى و تربيت نفْس، وارد شده اند، ايجاد مانع طبيعى در برابر سلطه شيطان بر انسان، نگهدارى انسان از كشش ها و اغواگرى هاى نفْس، و آزادسازى نيروهاى عقلى و شكوفاسازى استعدادهاى انسانى است، چنان كه از اين دو حديث ـ كه از مجموعه احاديثِ اين گونه برگزيده ايم ـ روشن مى شود.


پيامبر خدا (ص) فرمود: «جاهِدوا أنفُسَكُم بِالجُوعِ وَ العَطَشِ، فَإِنَّ الأجرَ فى ذلِكَ كَأَجرِ المُجاهِدِ فى سَبيلِ اللّه؛ به وسيله گرسنگى و تشنگى، با نفْس خويش، جهاد كنيد ؛ چرا كه پاداش آن ، مثل پاداش جهادكننده در راه خداست».(3)


نيز فرمود : «أحيوا قُلُوبَكُم بِقِلَّةِ الضِّحكِ و قِلَّةِ الشَّبَعِ، وَ طَهِّروها بِالجُوعِ تَصفو وَ تَرِقُّ؛ دل هاى خود را با كم خنديدن و كم خوردن، زنده كنيد و آن را با گرسنگى، پاك سازيد تا صاف و رقيق شود»(4).


علّت دوم: عنايت ويژه خداوند
افزون بر پشتوانه اى كه روزه به طور طبيعى براى روزه داران در جلوگيرى از سلطه شيطان و اغواگرى هاى او پديد مى آورد، اين برنامه عبادى، خود به خود، زمينه ساز شمول عنايت هاى خدا بر آنان مى گردد. آنچه در احاديث با عنوان «به بند كشيدن شياطين در اين ماه» آمده است، به همين نكته اشاره دارد. به عبارت ديگر، عنايت الهى گزاف نيست بلكه ريشه اين توفيق و عنايت الهى، در انتخاب خود انسان و ورود او به ميهمان سراى رمضان، نهفته است.(5)


 

پی نوشت :
1. مجلسي، بحارالانوار، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق. ج 70 ، ص 42 .
2. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، مكتب الإعلام الإسلامي، قم، 1366 ه.ش. ح 9944.
3. فيض كاشاني، المحجة البيضاء، نشر موسسه اسلامي قم 1378 ش. ج5 ، ص146.
4. فيض كاشاني، المحجة البيضاء، نشر موسسه اسلامي قم 1378 ش. ج5 ، ص154.
5. اقتباس از : محمد محمدی ری شهری حکمت نامه پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) ، قم ، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1386 ه.ش، ج 11 ، ص 30-32

منابع:خیمه گاه فاطمیون؛ پربازديدترين وبلاگ

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 تیر 1393 توسط m-r-r

صفحه قبل1...636465666768صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران